زبان و ارزش­های زبانی در غزل و شعر نو به زبان ساده / رضا قنبری



زبان در ساده­‌ترین تعریف­‌اش مجموعه­ای از نشانه­‌های صوتی و تصویری (حروف که اشکالی قراردادی‌­اند) است که میان یک گروه اجتماعی یا مردم یک کشور {یا حتا فقط بین دو نفر} برای ایجاد ارتباط ذهنی و مفهومی (پیام) استفاده می‌­شود. اُلگوهای صوتی و تصویری (نوشتاری) "زبان" و نوع کاربردها و استفاده کرد‌ن‌­شان (شیوه و اشکال ادا و استفاده­شان)، به مرور و با ایجاد شدن ضریب­های اشتراکی ذهنی، شکل گرفته­‌اند. هر زبانی (غیر از زبان­های قراردادی و رمزگونه‌ی میان فقط دونفر) سویه­‌ها و سبقه­ای تاریخی-زمانی دارد؛ یعنی ریشه­‌هایی در سخن­گویی و ارتباط­‌پذیری مردمانی در قرون قبل دارد که با گذشت زمان، مدام دچار پالایش و تغییر و صیقل بوده‌­اند تا به نسل ما و زمان ما رسیده­‌ا‌ند.

ما به عنوان نوع بشر، "مـصـرف­‌کـنـنـدگـان زبــان هستیم" ؛ یعنی فقط از امکانات ارتباطی آن برای ارتباط­‌گیری و انتقال معنا و تصور استفاده می­‌کنیم. اما عده‌­ای کم و کمیاب از انسان­ها هستند که فقط مصرف­‌کننده زبان نیستند بلکه به آن سود هم می­‌رسانند؛ به این معنا که به "درونه­‌ی زبان" و "موجودیاتش" اضافه می‌­کنند و حتا الگوهای نوشتاری و ادای مفهوم جدیدی به "ساختار و شیوه­‌ی زبان" اضــافــه می­‌کنند: شـــاعـــران.

و وقتی می­‌گوییم "شاعران به زبان سود می­‌رسانند" منظورمان همه­‌ی کسانی که شعر می‌­نویسند و همه­‌ی کسانی که ادعای شاعری دارند نیست؛ منظورمان شاعران واقعی و مهم است؛ کسانی که ادراکات بسیار عمیقی از جهان و زندگی به دست آورده‌­اند و برای بیان آن ادراکات چاره‌­ای جُز یافتن ساختار کلامی جدید (زبان­ورزی) ندارند. شاعرانی مثل "هولدرین"، "فدریکو گارسیا لورکا"، "آلن گینزبرگ"، "احمد شاملو"، "محمود درویش" ، "ناظم حکمت" ،  "دِرِک والکوت" و برخی شاعران دیگر جهان، در شمار این نوع شاعران می­‌گنجند: شاعرانی که ادراک و جهان­‌نگری پیچیده‌­ای داشتند و در شعر به زبان­‌ورزی و ساخت و سازهای زبانی اقدام کردند.

از توضیح بالا باید به یک نتیجه­‌ی روشن برسیم: بازی زبانی سطحی و روبنایی نه نامش شعر می‌‎شود! نه ارزش ادبی بالایی دارد! بلکه زبان­‌ورزی و ساخت و سازهای جدید در عمقِ زبان که چاشنی‌­اش نیز "جهان­‌نگری و ادراک شاعر" است، هم شعر مهم تولید می­‌کند هم به زبان سودی رسانده...

***

وقتی می­‌گوییم "زبان­ورزی" و "بازی زبانی" و " سود رساندن به زبان" ، دقیقا منظور چه هست؟

اشاره کردیم تقریبا همه انسان­ها از زبان و ساختار معمول و مشخص زبان برای ارتباط و ادای مفهوم و ذهنیت استفاده می­‌کنند، اما شاعرانی هستند که برای نوشتن و ادای حس و منظورشان فقط از "ساختار زبان" و شیو‌ه‌­ی هنجاری نوشتار استفاده نمی‌­کنند، بلکه در ساختمان و ساختار زبان "تغییرات و دخل و تصرفاتی" ایجاد می­‌کنند و چیز تازه‌­ای به میانه می­‌آورند که تا پیش از این نه در زبان نه در عالم حسیات و ذهنیات نبوده است. برای مثال به این سطرها از شیون فومنی نگاه کنید: "شمس‌­ام، همه تنهایی و من رومیِ اندوه/گیلانِ مصیبت­‌زده تبریز دگر بود". یا : "شبِ عروسیِ تو عشق را کفن کردند/تو را به حجله­‌ی خون، سوگوارِ من کردند". (هر دو سطر از زنده‌­یاد شیون فومنی)

چه چیزی در وجه اول جلب توجه می­‌کند؟ زبان "نامتعارف" این دو سطر و ایجاد حس و معنایی جدید که حاصل کارِ زبانیِ شاعر و ساخت و ساز جدید اوست. "عشق را کفن کردند" نه فقط یک حس‌­آمیزی عالی ایجاد کرده بلکه به علت نامتعارف و خارج از هنجارِ زبانی بودنش، موجب شکل­‌گیری "مفاهیم و برداشت­هایی" از این جمله می­‌شود.

به این تکه از شعر احمد شاملو نگاه کنید: "می­‌خواهم خوابِ اقاقیا را بمیرم".

کل سطر را یک جمله­‌ی ساخته شده و نامتعارف شکل داده. در هنجار و دستور زبانِ معمول، هیچ معنایی ندارد و ذهنیت مشترک و مشخصی از آن نداریم، اما احساس و مفهوم جدیدی را در خود ساخته و ما را به دامنه­‌ی "تاویل و فهم" می­‌کشاند.

 

 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.