شعر و صنعت / دکتر اسماعیل امینی



در گذشته، کلمه‌ی «صنعت» معنایی وسیع‌تر از معنای امروزی آن داشت. صنعت با توجّه به ریشه‌ی آن یعنی «صنع» به هر کاری اطلاق می‌شد که در آن آفرینش باشد؛ از معماری و کاشی‌کاری گرفته تا خوش­نویسی و منبّت‌کاری. در شعر نیز مجموعه‌ی هنروری‌های زبانی را صنایع بدیعی می‌نامیدند؛ مانند صنعت ترصیع، صنعت ایهام و از این قبیل. امّا در این نوشته، صنعت در همین معنای امروزی آن مورد نظر است؛ که با فنّاوری (تکنولوژی) ربط دارد. رهاوردهای صنعتی، در هنر تأثیرگذار بوده است؛ عکّاسی و فنّاوری دیجیتال، هنرهای تجسّمی را دگرگون کرد، موسیقی و خوانندگی با دستگاه‌های صنعتی به شیوه‌ای متفاوت ارائه می­شود؛ چندان که بسیاری از گونه‌های موسیقی و خوانندگی، بدون یاری گرفتن از دستگاه‌های صنعتی اصلاً موجودیت نخواهند داشت و بسیار نوازندگان و خوانندگان هستند که بدون همراهی فنّاوری، هیچ‌کاره‌اند؛ چندان که از اجرای زنده و کنسرت گریزانند. برخی از هنرها نیز، مانند هنر سینما، در بنیان با صنعت پیوند دارند. امّا شعر در میان همه‌ی هنرها، از این منظر، یگانه است و بستگی خاصّی به صنعت و رهاورهای آن ندارد. دست کم در آفرینش شعر، دستگاه‌های صنعتی نقشی ندارند، اگرچه در انتشار و عرضه‌ی شعر از فناوری‌های جدید استفاده می‌شود. شاید یکی از دلایل مهجور ماندن شعر در میان مخاطبان پُرشمار، همین آشتی‌ناپذیری شعر و تجهیزات صنعتی­ست. اگرچه همین ویژگی، شعر را به اصالت‌های انسانی می‌پیوندد و شاعران را از صنعت‌پیشگان جدا می­کند. اگر ماشین صنعتی می‌تواند فیلم بسازد، می‌تواند نقّاشی کند، می‌تواند آهنگ بسازد و نوازندگی و حتّی خوانندگی کند، هنوز نتوانسته است شعر بسراید یا در جریان آفرینش شعر دخالت کند. این است که گزافه نیست اگر بگوییم: «شعر، انسانی‌تر و قابل اتّکاتر از سایر هنرهاست و هنوز هم چه در آفرینش و چه در خواندن و دریافتن، شعر هنر خواص است». بلافاصله بگویم که منظورم از خواص، دانشگاهیان یا روشن­فکران نیست. بلکه خواص، در حوزه‌ی شعر، کسانی‌اند که نگاهی خاص و دیگرگون به هستی و انسان دارند و گفته‌ها و یافته‌های آنان، خاص است. منظورم از خواص، کاشفان رازها و معانی نهان جهان و انسان است.

 

به نقل از کتاب "جلسه شعر" انتشارات شهرستان ادب




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.