تناسب الفاظ / دکتر اسماعیل امینی



«گُلبو!

باران

با بوی بوسه­‌های تو می­‌بارد

با بوی خیس یاس

با بوی بوته­‌های شب­‌بو

بابونه و بنفشه و مریم

محبوبه‌­های شب

گلبو!

گُل­خانه‌ی جهان خالی­‌ست

لبریز بوی نام تو بادا

باد!»

(قیصر امین­‌پور)

در این شعر، سخن از «بوی خوش» است و چنان که می‌­بینیم، این بوی خوش از تمام سطرهای شعر به مشام می‌رسد. بسیاری از کلمات این شعر کوتاه، از نظر معنایی با هم تناسب دارند و افزون بر این، هماهنگی میان حروف، موسیقی خاصّی در شعر ایجاد کرده است. برخی از این هماهنگی­‌ها در نظر اوّل نمایان می­‌شود؛ مانند تکرار حرف «ب» یا تکرار هجای «بو». برخی هماهنگی­‌های دیگر امّا پنهان‌­تر است؛ مانند هماهنگی میان «خیس» و «یاس»، و یا هماهنگی میان «گُل­خانه» و «خالی». به هر حال، همه‌ی این تناسب­‌ها، به الفاظ و شکل خواندن آن­ها مرتبط است. برای نامیدن این تناسب الفاظ و شناخت گونه­‌های آن، اصطلاحات متعدّدی وجود دارد؛ مانند: «واج‌­آرایی، سجع، جناس، تکرار، اشتقاق» و... برای شاعران، بیش از اصطلاحات و دسته­‌بندی­‌های علمی، زیبایی و تأثیر اهمیت دارد. بنابراین، هر شیوه‌­ای که راهی فراروی شعر بگشاید، به هر نامی که باشد، به کار شاعران می­‌آید. در بحث از تناسب الفاظ، این نکته گفتنی­‌ست که پیوستگی میان هماهنگی لفظی و تناسب معنایی، بیش از تکرار ساده و بی توجّه به معنا، موجب زیبایی شعر می­‌شود. به این بیت از حافظ بنگرید و ببینید چگونه تناسب الفاظ و معانی آن به هم پیوسته است:

«فرو رفت از غم عشقت دمم؛ دم می­‌دمی تا کی؟

دمار از من برآوردی، نمی­‌گویی برآوردم»

همچنین این بیت از حسین منزوی:

«دریده شد گلوی نی­‌زنان عشق‌­نواز

به نیزه­‌ها که بریدندشان ز نی­زاران»

روشن است که تناسب میان الفاظ نیز، مانند دیگر هنروری­‌ها در سخن، هرچه طبیعی­‌تر و نهان­‌تر باشد، زیباتر و مؤثّرتر خواهد بود. برخی که بر این گمان هستند که با آراستن کلام سست و بی­‌مایه، می‌­توان کاستی‌­هایش را پنهان کرد، بازی با الفاظ و حروف را پیشه‌ی خود ساخته و بر سر این بازی بی­‌ثمر، عمر فرسوده‌­اند. اگرچه ابیات حاصل از آن بازی­‌ها ممکن است در یادها ماندگار شود و در مشاعره‌­ها و محافل شعری خوانده شود، امّا اغلب مخاطبان، این­گونه سخنان را از سر تفنّن می­‌خوانند و چندان جدّی نمی­‌گیرند؛ چنان که برای سرایندگان آن­ها نیز چنین بوده است. برای ختم این بحث، درباره‌ی تناسب الفاظ، یک رباعی از مولانا نقل می­‌کنم که به گمان من از بهترین رباعی‌های شعر فارسی­‌ست. این رباعی، با آن که بسیار ساده است، بسیار ژرف و تأثیرگذار است:

«کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی

می باشد و می باشد و می باشد و می

من باشم و من باشم و من باشم و من

وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی»

 

منبع: کتاب "جلسه شعر" نشر شهرستان ادب




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.