رباعی باید ضربه بزند! / دکتر اسماعیل امینی



چند سالي است كه قالب رباعي با اقبال شاعران مواجه شده؛ به گونه‌اي كه برخي شاعران مجموعه‌هاي مستقل رباعي منتشر مي‌كنند و اين براي دل‌دادگان به قالب‌هاي موزون شعر فارسي خوشايند است. امّا اين گرمي بازار رباعي موجب شده است كه انبوهي از رباعي‌‌هاي ساختگي و كم‌ارزش نيز براي بازارگرمي به ميدان بيايند. همراه با اين عرضه‌ی انبوه كالاي نامرغوب، ‌نظريه‌ها و نقدهاي سطحي و شتاب‌زده نيز توليد مي‌شوند تا كاستي‌هاي رباعي‌‌هاي ساختگي را نه‌ تنها توجيه كنند، بلكه به عنوان نقاط قوّت و هنروري شاعرانه به كرسي بنشانند. در اين نوشته مروري خواهيم داشت بر اين تصوّرات نادرست و سطحي از ويژگي‌‌ها و كارآمدهاي قالب دل‌انگيز و دير‌سال رباعي.
1ـ مي‌فرمايند كه رباعي بايد در مصراع پاياني، ‌ضربه‌اي غافلگير كننده داشته باشد و تصوّر مي‌كنند كه اين ضربه‌ی غافلگير‌ كننده مي‌‌تواند جايگزين تمام عناصر شعري باشد. غافل از اين كه غافلگيري در رباعي لزوماً به معناي ايجاد حيرت يا خنده‌ی گذرا نيست و بسياري از رباعي‌هاي برجسته‌ی بزرگان شعر فارسي بدون غافلگيري در مصراع پاياني، تأثيرگذاري عميقي بر مخاطبان دارند.

2ـ بر اساس همان تصوّر نادرست از غافلگيري در مصراع پاياني، رباعي‌هايي مي‌سازند كه فقط يك مصراع سالم دارد و آن مصراع چهارم است؛ سه مصراع ديگر با دشواري تمام و به واسطه‌ی قافيه‌هاي مصنوعي و تحميلي فقط براي پُر كردن قالب ساخته مي‌شوند.

3ـ همان مصراع سالم پاياني نيز اغلب حرفي براي گفتن ندارد؛ بلكه فقط يكي از مضمون‌هاي مخاطب‌پسند را با وزن رباعي منطبق ساخته است؛ حرف‌هايي درباره‌ی دوستي‌هاي خياباني، بحث‌هاي سياسي روز، شوخي‌ها و لطيفه‌‌هاي رايج و التماس و ناز و قهر و تهديد در برابر عليامخدّره‌اي به نام «تو» ‌كه معشوق مشترك تمام شعرهاي ساختگي است.

4ـ این‌گونه مضامين، البتّه با اقبال مخاطبان مواجه مي‌شود و ممكن است رباعي‌هایي از اين دست، ‌ورد زبان‌ها شود،‌ پيامك شود،‌ در وبلاگ‌ها منتشر شود و حتّي برنده‌ی جايزه شود، امّا شعر نخواهد شد.

5ـ براي علاقه‌مندان به انبوه‌سازي رباعي مخاطب‌پسند و ساختگي، چند مصراع چهارم پيشنهاد مي‌كنم.! سه مصراع ديگر را خودتان بسازيد و از اقبال عام به ساخته‌هاي‌تان لذّت ببريد: «فردا سر اين كوچه بيا منتظرم»، «اين ترم به خاطر تو من افتادم»،‌ «آن روز كه در بوفه فلافل خورديم»، «افسوس كه روزنامه‌ها مي‌ترسند»، «زنداني انفرادي چشم تو بود»، «يك هفته گذشت و تو پيامك نزدي» و...

6ـ براي ساختن اين شش مصراع، تنها شش دقيقه وقت لازم است و براي پُر كردن بقيه‌ی قالب نيز اگر چند دقيقه وقت صرف كنيد، مي‌بينيد كه هر روز مي‌‌توانيد ده‌ها و صدها رباعي بسازيد و هر ماه يك مجموعه منتشر كنيد.

7ـ البتّه هر كس به هر شيوه‌اي كه دوست دارد مي‌تواند بنويسد و بسرايد و منتشر كند، امّا دريغ كه در اين بازار آشفته، حاصل ذوق و خلّاقيت شاعراني كه به قالب رباعي جاني تازه بخشيده‌اند، در ميان اين‌همه رباعي سطحي و جعلي،‌ چنان كه شايسته است، ديده نمي‌شود. «جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل ز‌ين تغابن كه خزف مي‌شكند بازارش»




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۲
حسین شادمهر » سه شنبه 04 اردیبهشت 1397
عالي و آموزنده بود. نقش ناشران پولكي در اين آشفته بازار شاعرپنداري كم تاثير نيست
احمد دَرّودی » یکشنبه 19 فروردین 1397
مورد پنجم طنز تلخی بود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.