در نام و نشان كتب شعر (11) / ارمغان بهداروند



جهان و روشنایی­ های غمناک

علی باباچاهی دفتر شعر جهان و روشنایی­ های غمناک را در سال 1349 منتشر کرد. باباچاهی در این دفتر شاعری تغزلی است که که روایت­ گر حدیث عشق و شوریدگی­ های شاعرانه ­ی خود است هر چند تصویر شاعر در این شعرها کمی نومیدانه و کسالت­ آور است. خسرو گلسرخی در بررسی این دفتر چنین نوشته است: «جهان و روشنای ی­های غمناک حدیث عشق و شوریدگی است تکاپویی است برای پیوستن به صداقتی خالص که اینک سنگ گور آن را آماده­ ی نصب می­ کنیم... باباچاهی شاعری است که همه­ ی آینه ­های خود را رو به تغزل برده است و این تغزل همه تب و تاب او را در بر می­ گیرد و می­ نماید. شکوه او شکوه تنهایی انسان است و پریشانی و واماندگی اوست در کشاکش بودن. مهرورزی به یک دنیای سیال عاشقانه است که شاعر در پر گشایش دریچه­ ای به سوی این دنیاست. شاعر جهان و روشنایی­ های غمناک سرخورده است، نومید و تحقیر شده است. بر مرگ زیبایی مرثیه می­ سراید و به زمین و زمان دشنام می ­دهد که چرا دنیای بی غل و غش و صمیمانه را از او باز گرفته است و آن فرصت دستیابي را بدو نداده تا به آسانی خوب باشد...» در توجیه این نام نیز می توان استدلال خود را بر مبنای فضای تغزلی حاکم بر شعرهای این دفتر که عموماً در حال و هوایی رمانتیک اما آمیخته با نوعی اندوه متراکم می­ باشد قرار داد. باباچاهی اهل جنوب  است و عموماً اشعار تغزلی شاعران این اقلیم اشعاری غمناک و شوریده است که باباچاهی هم از این قاعده­ ی شفاهی مستثنی نیست.

 

آری مگری

اینک ستاره­ ها، حمله بر سنگفرش جاده ­ی ظلمت

نجوا کنان

پیاپی می­پرسند:

این کیست؟!

این مرد

این پریشان دفتر، این ناسپاس در به در

این زخمی صحاری سوزان کیست؟

ای چاکران من!

ای توده­ ی شیاطین!

اسبی که در صحاری شب شیهه می­ کشد کجاست؟

می­ خواهم این حکایت را

با دوستان در میان بگذارم

می­ خواهم این سکوت اساطیری را

پشت هزار کوه سیاه

ویران کنم...2

 

منابع و ماخذ

  1. روزنامه­ ی آیندگان. خسرو گلسرخی. نقدی بر جهان و روشنایی­های غمناک. سال 1349
  2. باباچاهی، علی، جهان و روشنایی­ های غمناک، تهران، بی­نا، 1349



در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : ارمغان بهداروند
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.