در نام و نشان كتب شعر (مانلي/ نيما يوشيج) / ارمغان بهداروند



مانلی

منظومه ­ی مانلی نیما یوشیج در سال 1336 منتشر گردید. نیما خود در خصوص روایت­ پردازی و شعر روایی چنین گفته است: «من به این سبک داستان­ های زیاد دارم. اگر از هر حیث در آن­­ها ابتکاری باشد و همه­ ی پوست و مغز آن­ها به شخص من و مهارت الی ماشاءالله من تعلق بگیرد مطلبی است اما نظیر شالوده­ ی این داستان با تفاوت­ هایی در ادبیات دنیا دیده می­ شود. من اول کسی نیستم که از پری پیکیری دریایی حرف می­ زنم. مثل این که هیچ کس اول کسی نیست که اسم از عنقا و هما می­ برد. جز این که من می­ خواسته ­ام به خیال خودم گوشت و پوست به آن داده باشم.»1

اسم این منظومه برخاسته از شخصیت اصلی این داستان است

بخش­هایی از منظومه مانلی

من نمی­ دانم پاس چه نظر

می دهد قصه­ی مردی بازم

سوی دریایی دیوانه سفر

من همین دانم کان مولا مرد

راه می­ برد به دریای گران آن شب نیز

هم چنانی که به شب­ های دگر

واندر امید که صید­اش به دام

ناو می­ راند به دریا آرام

آن شب از جمله شبان

یک شب خلوت بود

چهره­ پردازی بودش به ره بالا ماه

از بهم ریخته ابری که به رویش روپوش

باد را بود درنگ

بود دریا خاموش

مرد مسکین و رفیق شب هول

آن زمان که او به هوای دل حسرت زده­ی خود می­ راند

به ره خلوت دریای تناور می­ خواند

آی رعنا! رعنا!

تن آهو رعنا!

چشم جادو رعنا!

آی رعنا! رعنا!2

 

منابع و ماخذ

  1. شمس لنگرودی، محمد، تاریخ تحلیلی شعر نو، جلد دوم،چاپ چهارم سال 1384، ص377
  2. یوشیج، نیما، مانلی، تهران، بی­نا، 1336

 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : ارمغان بهداروند
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.