مروری کوتاه بر کارکرد اسطوره در شعر فارسی / ارمغان بهداروند



استفاده از اساطیر در شعر شاعران ایرانی، با توجه به قدمت تاریخی و فرهنگ غنی این سرزمین قدمت بسیاری دارد. شاعران از گذشته ی دور با استفاده از عناصر اسطوره ای در جهت غنابخشی به شعر خود تلاش نموده اند. بعد از ورود اسلام و آغاز دوران جدیدی در شعر فارسی، شاعران با استفاده از اساطیر، شعر خود را حیاتی دیگرگونه بخشیدند. فردوسی به عنوان استاد تمام شعر فارسی، با استفاده از شخصیت های اساطیری ایران، هم به شعر خود جلاء بخشید و هم اساطیر تاریخی فارسی را همیشگی نمود. این روند در ادامه ی تاریخ ادبیات فارسی به حرکت خود ادامه داده است و در این سیر در دوره هایی شاهد خیزش و در دوره هایی نیز شاهد افت آن بوده ایم. در شعر کلاسیک فارسی اسطوره ها از جایگاه های متفاوتی برخوردار بودند که از آن جمله می توان به دو رویکرد پراکندگی اسطوره ها در ابیات شعر که در نحو کارکرد خود درگیری محتوایی باشعر ندارند و نقشی کارکردی ایفا نمی نمایند و دیگر این رویکردی قیاسی شاعر می باشد که در محور عمودی شعر کارکرد خود را ابراز می نماید. در مجموع شاید بتوان گفت که کاربرد صور خیال عموماً و کاربرد اسطوره در قالب کهن الگو به ویژه در شعر کلاسیک فارسی، به تعبیر شفیعی کدکنی، بیشتر حول محور افقی خیال می چرخد تا حول محور عمودی خیال: « بررسی شعر فارسی به روشنی نشان می دهد که محور عمودی خیال همواره ضعیف و دور از خلق و ابداع بوده و در عوض شاعران تا توانسته اند در محور افقی خیال تصویرهای تازه به وجود آورده اند (شفیعی کدکنی، 121:1350) با آغاز دوران مشروطه، اساطیر با کارکردهای جدیدی چون مفاهیم اجتماعی و سیاسی در شعر فارسی حیاتی دوباره یافتند. شاعران معاصر نیز با استفاده از تجربه ی شاعران دوران مشروطه در تطابق با ذهنیات خویش و نیاز جامعه به آفرینش اسطوره از نمادهای طبیعی، اجتماعی و قومی مذهبی ایرانی و غیرایرانی می پردازند و بر اساس باورها و دنیای آرمانی خویش به بازآفرینی اسطوره ها روی می آورند. در ادبیات معاصر و شعر نو، شاعران به دو علت به شعر نمادین و سمبولیک روی می آورند: یکی شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه و استبداد و اختناق شدید حاکم بر فضای آن. دوم مقتضیات هنری، در واقع از عواملی که سبب شد شاعران معاصر، چون نیما، اخوان و شاملو به شعر نمادین و سمبولیک روی آورند فضای سیاسی و اختناق جامعه، استبداد شدید حاکم بر آن، اعدام مبارزان، سرکوب آزادی خواهان و روی هم رفته رعایت جانب احتیاط و مصلحت از سوی شاعران در بیان عقاید و اندیشه بود. اما عامل مهم دیگر، که شاعران معاصر را به کاربرد اشعار نمادین و سمبولیک واداشت، مقتضیات هنری بود. شاعر امروز با پیراستن غبار تقدس از اسطوره، آن را جلوه ای دیگرگونه می بخشد که این موضوع با معنای نخستین اسطوره تطبیق ندارد. در واقع، شاعرا نوپرداز امروزین، برداشت و روایت خود را از اسطوره ارایه می دهد و گاه این برداشت از حد تلمیح صرف به اسطوره فراتر رفته و به تعبیری، اسطوره به صورت مامایی درمی آید که اندیشه های نوزاد شاعر را متولد می کند این اظهار نیما درباره ی شعر، دیدگاه و نگرش او را بسیار شبیه دیدگاه و نظر منتقدان علم تاویل کرده است. اظهار نظرها و گفتارهایی این چنینی را از زبان اخوان و شاملو و دیگر شاعران معاصر نیز می شنویم که تقریباً همگی آن ها بر ابهام هنری شعر، عمیق بودن آن ها، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنای شعر و درنگ تامل مخاطب بر معنا و مفهوم پنهان خود را آشکارا به مخاطب برساند، بلکه شعری عمیق و منسجم و مبهم است که مخاطب هر بار خواندن آن معنایی جدید و تازه کشف می کند و از این کشف احساس لذت می کند. در کل نظام زبان این اشعار عناصر زبانی و لایه های معنایی دارد که می توان از آن ها تاویل و تفسیرهای نمادین و سمبولیک گوناگونی عرضه کرد. زبان پدیده ی بسیار پیچیده ای است که ما فقط صرف و نحو واژگان را از آن به یاد می آوریم. در صورتی که در این چشم انداز تمامی عواملی که بتوانند نقش دلالی داشته باشند از لایه های معنایی مختلف در یک جمله یا یک واژه بگیرید تا ساختمان یک اسطوره یا رمز، همه در قلمرو زبان به معنی عام قرار می گیرد. (شفیعی کدکنی، 1383: 28) از این رو در شعر نیما، اخوان، شاملو و دیگر شاعران معاصر، افزون بر عامل فضای سیاسی و اجتماعی جامعه و استبداد و اختناق شدید، باید عامل مقتضیات هنری را در جهت نمادین و سمبولیک شعر افزود. چنان که از این حیث می توا ن شعر مشروطه را با شعر آن مقایسه کرد. شاعران دوران مشروطه، چون فرخی یزدی، عارف قزوینی، میرزاده ی عشقی نیز تجربه ی این فضای اختناق شدید و شرایط خاص سیاسی و اجتماعی را داشته اند اما شعر هیچ یک از آن ها شعر نمادین وسمبولیک همراه با لایه های معنایی عمیق و منسجم و مبهم نیست بلکه شعری تک معنایی است که مخاطب از آن تاویل و تفسیرهای گوناگون به دست داد، به همین سبب، آن تاثیر عمیق شعر نیما، اخوان و شاملو را در مخاطب ندارد. البته در خاتمه این مطلب باید گفت و پذیرفت که یکی از کارکردهای ابتدایی هر اسطوره یافتن هویت خاص یک اجتماع است با این همه باید بگوییم که درست به همان شکل که زبان ها اصولاً به همدیگر ترجمه پذیرند اسطوره ها نیز افق جهان شمولی دارند که به آنها امکان می دهد تا از سوی فرهنگ های دیگر فهمیده شوند.(پل ریکو ،1388: 105)




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : ارمغان بهداروند
دیدگاه ها - ۱
حانیه جلیلی جم » پنجشنبه 08 اسفند 1398
با تشکر از نویسنده محترم اگر از کاربرد اسطوره در شعر معاصر مثال هایی میاوردید موضوع بیشتر قابل درک می شد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.