پاکیزه‌تر و سالم‌تر



عنوان مجموعه اشعار : 4
عنوان شعر اول : 1
چه خنده دار محالیست این تخیل خام
که فکر می کنی از من جدا شدی و تمام

توهرکجا بپری آسمان عشق من است
رها نمی کندت پرکشیدن از سرِ بام

خبر نداری و کوچه به کوچه ساعت ها
تویی که بامن شبگرد می شوی همگام

چگونه رفته ای اما مقابلم هستی؟!
در آبگینه، لب حوض، هرکجا، هرجام!

چگونه نیستی اما هنوز می شنوم؟!
صدای خیس تورا لای گریه کردن هام

هنوز تا نرسی خانه غرق تشویشم
هنوز می شوم از عطر بالش ات آرام

هنوز باتو چنان سرد می شوم گاهی
که طفره می روم از گفتن جواب سلام

(و همچنان بدی ات را به دل نمی گیرم
و بوسه می زنمت انتهای هر پیغام)

هنوز باتو چنان گرم صحبتم گاهی
که سرد می شودو از دهان میافتد شام!

(چقدر حرف زدم وای... پاک یادم رفت
چقدر دور نشستی گلم... بفرما شام!!!)


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور



شعری که پیش روی ماست می‌تواند گواهی بدهد این شاعر توان آن را دارد که پاکیزه‌تر و سالم‌تر از این چیزی که اکنون نوشته است بنویسد. پاکیزه یعنی این‌که یک حرف را هی تکرار نکند و حواشی را از شعرش بیرون کند. و سالم‌تر به این معنی که مراقبِ شعرش باشد. با این کارها قدرت تأثیرگذاریِ شعرش را هم بیش‌تر خواهد کرد.
این بیت را ببینید:
چگونه نیستی امّا هنوز می‌شنوم / صدای خیس تو را لای گریه کردن‌هام؛ این بیت بیتی سالم و تندرست است و می‌تواند نمونه‌ای باشد برای سرودنِ از این به بعد شاعر.

نگاهی بیندازیم به شعر:
طفره رفتن از چیزی یا کاری عملی ارادی است؛ یعنی ما خودمان تصمیم می‌گیریم از چیزی طفره برویم. حال ببینید شاعر در بیت پیشِ رو چه می‌گوید: «هنوز با تو‌ چنان سرد می‌شوم گاهی / که طفره می‌روم از گفتنِ جوابِ سلام» احتمال می‌دهیم شاعر می‌خواهد بگوید چنان با تو سرد می‌شوم که حتّی جواب سلام را هم «فراموش» می‌کنم. یا سلام را نمی‌شنوم که بخواهم جوابش را بدهم (یعنی بی‌اراده می‌شوم و این رفتار دست خودم نیست) امّا با گذاشتن طفره در بیت عملاً قدرت تأثیرگذاری و القای شعر را از آن گرفته است. به دنبال کلمه گشتن و انتخاب کلمه و البته انتخاب بهترین کلمه وظیفه‌ی اصلی شاعر است؛ در این بین شاعر نباید به اولین کلمه یا صورتِ کلمات که به ذهنش و‌ کلامش می‌رسد بسنده کند و شعر را تمام‌شده بپندارد. کلمه‌ی دیگری که نشان می‌دهد شاعر در گزینش واژه‌ها کم‌کاری و کم‌دقتی می‌کند «تخیّل» است در مصراع اول. کلمه‌ای که انتظار شاعر را می‌کشیده «خیال» بوده است نه «تخیّل» که این‌جا در وزن جا گرفته است.
در بیت ششم هردو مصراع جدایِ از هم خوب‌اند امّا آیا مکمّل هم نیز هستند؟ شاعر می‌گوید «هنوز می‌شوم از عطر بالشت آرام» (همین‌جا بگویم املای صحیح بالشت این است که من نوشتم) خُب این عمل (آرام شدن بالش) می‌تواند در هر ساعتی و هر موقعی اتّفاق بیفتد، امّا شاعر قبل از این و در مصراع قبل گفته است: «هنوز تا نرسی خانه (قبل از خانه حرف اضافه‌ی «به» لازم است) غرق تشویشم» آیا باید ساعات یا دقایقِ نرسیدن او به خانه را از ساعاتی که بالش باعث آرامش می‌شود جدا کنیم؟
نکته‌ای که باید برای پاکیزه‌نویسی اشاره کنیم مصراع «که سرد می‌شود و از دهن می‌افتد شام» است. از دهن افتادن خود سرد شدن را خواه‌ناخواه درونش دارد، شاعر یا هرکس دیگر زمانی که می‌گوید شام از دهن افتاد ما متوجّهِ سرد شدن آن هم می‌شویم و دیگر لزومی به گفتن آن در شعر نیست. درضمن در این صورت رابطه‌ی پنهانی هم ایجاد می‌شود بین واژه‌ی گرم در گرمِ صحبت بودن و سردی‌ای که در از دهن افتادن وجود دارد. شاعر نباید نگران بماند و دلهره‌ی این را داشته باشد که کسی تضاد سرد و گرم را نبیند که درنتیجه مجبور شود چیزی اضافه در شعرش بگذارد.
ساخت فعل‌هایی نظیر «دیدمت»، «بوسیدمت»، «گفتمت» و... می‌تواند صمیمیت را به متن وارد کند زیرا فعل‌هایی خودمانی‌اند و تعبیرهایی هستند که از زبان محاوره به متن می‌آیند و برای شعری که سعی می‌کند عاشقانه باشد خوب هم هستند، ولی بوسه می‌زنمت یا رها نمی‌کندت فعل‌هایی‌اند که از زبان ادب گرفته شده‌اند و برخلاف آن فعل‌ها صمیمیت را از شعر می‌گیرند. اتّفاقی که در دو بیت از این شعر افتاده است.


ʝムℓムℓρσʊЯ

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.