قالبی به نام «شتر گاو پلنگ»




عنوان مجموعه اشعار : حاصلی نیست در نچرخیدن
شاعر : امیررضا مفاخریان


عنوان شعر اول : حاصلی نیست در نچرخیدن
اختری وقت مرگ با خود گفت
زندگی خوب بود، ارزش داشت
لحظه ای روی ماه را دیدن
نطفه ای وقت آمدن خوش بود
که به پایان رسیده ماه ها
سخت بر بند ناف چسبیدن

تو از آغاز سخت معتقدی
اول و آخر تو غمبار است
که تو را گریه اولین کار است
اول و آخر تو دست تو نیست
پس بیا چشم عمر را تر کن
از کمی شوق سخت خندیدن

سیل پر غصه شد اگر دنیا
چون دل مهربان دریا باش
مثل دریا، عمیق و تنها باش
شکل مرجان عمق اقیانوس
غصه ات را قبول کن و ببوس
غرق شو بهر مهر ورزیدن

غرق شو، غرق لذتی آنی
که ‌در آن رنج را بمیرانی
بچه شو، بچگی کن و پرواز
کودکی را به یاد خود بنداز
که به روی تشک هرآنچه حواس
پرت می شد به هول غلتیدن

سر و گوشت اگر که می جنبد
بی خجالت، تنی به آب را
بزن و در کناره ی شهوت
رودی از عشق را مهیا کن
و به هنگامه ی عطش در آن
غسل کن تا زمان جنبیدن

باز چرخی بزن به جبرِ تلاش
در جهان، چرخه ی بدِ معیوب
با بقا، حربه ی بدِ معیوب
مهر بطلان نزن به این اجبار
که به عمرت، عیوب اگر بسیار
حاصلی نیست در نچرخیدن


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در مورد شعر شما می‌خواستم به اختصار به دو نکته به صورت مختصر اشاره کنم.
نکته اول بی دقتی‌هایی است که در وزن و زبان دیده می‌شود. مثلا در مصرع اول این بیت:
که به پایان رسیده ماه ها
سخت بر بند ناف چسبیدن
وزن ایراد دارد. یا در این مصرع:
غرق شو بهر مهر ورزیدن
واژۀ «بهر» به فضای زبانی شعر نمی‌خورد و زبان را دچار کهنگی بی دلیلی کرده است.
باز در این بند از شعر:
سر و گوشت اگر که می جنبد
بی خجالت، تنی به آب را
بزن و در کناره ی شهوت
رودی از عشق را مهیا کن
اصطلاح درست «تنی به آب بزن» است نه «تنی به آب را بزن» که باعث شده است زبان دچار افت شود.
نکته مهم تر دربارۀ قالب است. شما در استفاده از قالب برای خود آزادی های بی حد و حصری قائل شده‌اید که اصولاً تعریف و فلسفه قالب شعری را زیر سؤال برده است. برای اینکه بحث دقیق تر مشخص شود چند بند شعر را مرور کنیم:

اختری وقت مرگ با خود گفت
زندگی خوب بود، ارزش داشت
لحظه ای روی ماه را دیدن
نطفه ای وقت آمدن خوش بود
که به پایان رسیده ماه ها
سخت بر بند ناف چسبیدن
در این بند هیچ کدام از مصرع‌ها با هم هم قافیه نیستند.
بند بعدی:
تو از آغاز سخت معتقدی
اول و آخر تو غمبار است
که تو را گریه اولین کار است
اول و آخر تو دست تو نیست
پس بیا چشم عمر را تر کن
از کمی شوق سخت خندیدن
مصرع‌های دوم و سوم با هم هم قافیه اند و قافیه آخری با قافیه مصرع آخر بند قبلی یکی است.
بند بعدی:
سیل پر غصه شد اگر دنیا
چون دل مهربان دریا باش
مثل دریا، عمیق و تنها باش
شکل مرجان عمق اقیانوس
غصه ات را قبول کن و ببوس
غرق شو بهر مهر ورزیدن
مصرع‌های دوم و سوم با هم، مصرع‌های چهارم و پنجم با هم و قافیه آخری با قافیه بند قبل یکی است.
بند بعدی:
غرق شو، غرق لذتی آنی
که ‌در آن رنج را بمیرانی
بچه شو، بچگی کن و پرواز
کودکی را به یاد خود بنداز
که به روی تشک هرآنچه حواس
پرت می شد به هول غلتیدن
مصرع‌های اول و دوم و نیز سوم و چهارم با هم و مصرع آخر با مصرع‌های پایانی بقیه بندها هم قافیه است.
این هرج و مرج باعث شده است بخشی از وقت مخاطب شما به این مسأله صرف شود که اصولاً این شعر، چیست؟ واقعیت این است که این شعر در قالب «شتر گاو پلنگ» سروده شده است. یعنی هرجایی شاعر دلش خواسته از قافیه استفاده کرده و هرجا دلش نخواسته استفاده نکرده است. اگر واقعاً حس می‌کنید قافیه‌‎ها دست و پای شما را در سرودن می‌گیرند، شعر نیمایی بگویید که الزام قافیه ندارد و اگر الزامی برای خود درست کردید، آن را در تمام شعر رعایت کنید تا باعث مغشوش شدن ذهن مخاطب نشود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.