از منوچهری شروع کنید




عنوان مجموعه اشعار : نقطه سر خط
شاعر : عمادالدین ربانی


عنوان شعر اول : بسوز و بساز
تو را همیشه صلا میزنم بسوز و گداز
همیشه هست جوابت به من بسوز و بساز

نبود حاجت ما جز وصال پس زین پس
دعای خیر من و قبله گاه راز ونیاز

پلی زدم به سویت ساحل سلامت من
به منزلت نرسیدم از این فرود و فراز

بیا و مرهم زخمم شو اضطراب مرا
به زخمه بر رگ جانم عمیق تر بنواز

هر آنکه یک سر مو شد اسیر گیسوی تان
نبرد راه به جایی دگر به عمر دراز

زیان نبود در این عشق باختن هرگز
قمار عشق همین است ، دل بیار و بباز

عنوان شعر دوم : نقطه سر خط
از بر بنویسم از تو نقطه سر خط
دفتر بنویسم از تو نقطه سر خط
گر سر برسد موعد مرگم ای عشق
از سر بنویسم از تو نقطه سر خط

عنوان شعر سوم : ورق بزن
لبخند های کهنه مان را ورق بزن
این کهنه زخم های عیان را ورق بزن

در عکس های من همه احوال نیستی است
بنشین و بعد ، بُعد مکان را ورق بزن

از درد خورده است ترک عکس کهنه ام
‏رنگی ببخش بر من و آن را ورق بزن

آه ای صبا رهایی من را رقم بزن
ای گل تو برگ برگ خزان را ورق بزن

ای مردمان دیده من مردمی بکن
در چشم من بشین و جهان را ورق بزن

ای همدمم نزن تو دم از عشق پیش من
پنهان تو درد های نهان را ورق بزن

دردی است گنگ درد من کور دل بیا
این فصل تلخ شرح و بیان را ورق بزن

چشم انتظار رویش فصلی خجسته باش
چشمان خسته نگران را ورق بزن

بگذار از سکون خودم من گذر کنم
با دست خود گذار زمان را ورق بزن

بر حول نیستی زده آدم قدم ، خدا
خود رحم کن تو حال جهان را ورق بزن
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما نشان دهندۀ ذوق سرشار و جدیت شما در عرصۀ شاعری است. اینها با توجه به زمان اندکی که در شعر و شاعری دارید، امیدواری به آیندۀ شعری شما را بیشتر می‌کند.
البته در این مسیر باید به دو نکتۀ مهم توجه کنید که سعی می‌کنم در این نوشته، به آنها مختصراً اشاره کنم. یکی اینکه باید به زبان شعر، بیشتر توجه کنید. آشفتگی، شلختگی و بی دقتی در زبان شعر می‌تواند، کلیت شعر را فروبریزد. این نکته، یک اصل اساسی و مهم است که باید هرچه می توانید برای اصلاح زبان شعر و پیراستن آن از حشوها، رعایت دستور و منسجم تر و بهتر کردن زبان شعر وقت بگذارید. در برخی بیت ها این دقت و توجه را از دست داده‌اید و شعر به همین دلیل ضربه دیده است.
مثلاً این بیت:
ای همدمم نزن تو دم از عشق پیش من
پنهان تو درد های نهان را ورق بزن
توجه خوبی که به نسبت زبانی میان پنهان و نهان داشته اید، در بی توجهی به حشوهای زبانی از دست رفته است. هر دو ضمیر تو که در دو مصرع آمده اند، حشو هستند و زبان را سست کرده‌اند.
همین ایراد مثلاً در این بیت هم دیده می شود:
بگذار از سکون خودم من گذر کنم
با دست خود گذار زمان را ورق بزن
آن من که حشو است، هیچ به نظر می‌رسد با دست خود هم حشو باشد چرا که وقتی دارید می گویید ورق بزن، با دست خود ورق زدن در آن مستتر است.
نکته دیگری که دربارۀ شعر شما به نظر می رسد باید حتماً توجه داد این است که شعر شما از نظر تخیل و تصویر، شعر فقیری است. این به این معنا نیست که در شعرتان اصلاً به تصویرسازی توجهی نداشته‌اید، برخی تصویرهای نسبتاً خوب در شعرتان هست، مانند:
از درد خورده است ترک عکس کهنه ام
‏رنگی ببخش بر من و آن را ورق بزن
اما از این ظرفیت که در شعرتان ایجاد کرده‌اید، به خوبی استفاده نکرده‌اید و بیشتر بار شعر شما را زبان به دوش می‌کشد. شعر شما شعر زبانی است و نه تصویری، در صورتی که اگر به نقش و اهمیت تصویر در ایجاد شاعرانگی و ارتقای سطح شعر، واقف باشید که حتماً هستید سعی می‌کنید بین این دو حوزه، تعادلی برقرار کنید. برای تقویت درک تصویری و تخیل در شعر، توجه و بازخوانی شعر شاعرانی که در این حوزه نام آور هستند، می‌تواند به شما کمک زیادی کند. از همان قرن چهارم و پنجم و شعر منوچهری دامغانی شروع کنید تا به شعر نیما و شاگردانش برسید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.