حذف در جهت تکمیل




عنوان مجموعه اشعار : بدون عنوان
شاعر : مجتبی سلیمانی


عنوان شعر اول : پرسه


یکبار باید با تو تا تجریش رفتن
دربند را پای پیاده پیش رفتن
حتی اگر دربند رسوایی نباشی
بی بند و بار و باطل و بی خویش رفتن
یک شب به زیر برف در سگلرز سرما
باید کباب داغ را بر نیش رفتن
باید به جنگ قهوه چی های سر راه
با جیب های خالی درویش رفتن
دور از نگاه مردمان در گوشه ای دنج
یک بوسه را بی ترس و بی تشویش رفتن
خوش نیست محتاط آمدن، باید کمی هم
پا از گلیم ساده ی خود بیش رفتن
آغوش را در گیر و دار سرد سرما
تا شرجی و گرمای داغ "کیش" رفتن
در زیر آتش می پزد سیبِ زمینی
فالوده ای، دیوانه و دلریش رفتن
خورشید، جای خالی اش، حس می شود، پس
باید به استقبال او از پیش رفتن

م.س.صبا

عنوان شعر دوم : طرحی برای یک قفس


مردِ آزاد ایستاده
به آن سویِ نرده ها می نگرد
دنیایِ زندانی!
با خود می گوید.

ـ هر چه نرده ها به من نزدیک تر،
از هر طرف،
دنیایِ بیش تری در قفس محبوس است
و من
آزادتر

پرنده
همیشه آزاد است

ـ میانِ میله هایِ رفته از یاد
تک و تنها نشسته، مست و دل شاد
یکی آن سویِ این زندان نفهمید
که دنیا در قفس بود و من آزاد ـ

م.س.صبا

عنوان شعر سوم : آرزو
کاش، ای کاش کمی منتظرم می ماندی
مثل باران غمی منتظرم می ماندی
کاش اندازه ی دریا، نه، به قدر اشکی
یا به پهنای نمی، منتظرم می ماندی
منتظر، من، که تو آوار شوی بر دوشم
همچو زلزال بمی منتظرم می ماندی
آرزو عیب نباشد، چو عروسی زیبا
کاش کنج حرمی منتظرم می ماندی!
تیغ بر دست که گردن زنی ام بر پایت
داده بر موی، خمی، منتظرم می ماندی
کاش در آینه ها عشق مرا می دیدی
دست بر جام جمی منتظرم می ماندی
من که از ماه رخت دفترم شعرم پر شد
قدر رقص قلمی منتظرم می ماندی
می دوم شب به صبا تا برسم بر رویت
کاش یک بار، دمی منتظرم می ماندی

م.س.صبا
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در هر سه شعر، تا حدودی خلاقیت و خیال‌انگیزی قابل مشاهده است، اما در مورد دو شعر موزون (و بخشِ موزونِ شعر دوم) باید گفت، درستیِ وزن باید در عینِ حال با درستیِ نحو و دیگر ویژگی‌ها همراه باشد، همچنین بدیهی است که آوردنِ قافیه‌ها و بیت‌های فراوان، لزوماً به شعریتِ غزل اضافه نمی‌کند، بلکه گاهی می‌بینیم که غزلی در چهار یا پنج بیت، تمامیتی شعری و خلاقانه دارد و نیازی به افزودن قافیه و بیت نیست. (این گونه مسائل، در نقدهای قبلی در همین سایت از سوی نگارنده گفته شده و لزومی به تکرار آن‌ها نیست). برای کاربردی‌تر بودنِ بحث به بعضی از مثال‌ها در همین سه شعر اشاره می‌شود:

شعر اول:
ردیف شعر (رفتن)، از همان ابتدای شعر، نوعی تکلّف را در خود دارد، به این دلیل که سطر اول شعر می‌توانست به این سادگی باشد: یک بار باید با تو تا تجریش بروم، اما شاید اجبار وزنِ متعارف باعث شده که شاعر کلامی ساده را با نحوی نه چندان مناسب (و کارکردی قدیمی) بیان کند و اکثر بیت‌ها هم به همین شیوه، ادامه پیدا کرده است. منظور این نیست که شاعر لزوماً از وزن غیر متعارف استفاده کند، بلکه بهتر است در این گونه موارد، مثلاً شعر در وزن یا قافیه و ردیف دیگری گفته شود تا عبارات به شکلی بیایند که قافیه و ردیف مانع از درستیِ بیان نشود.
این اجبار وزن و ردیف، در جاهایی نیز باعث شده است که کلمات و اصطلاحاتی به صورتِ غیرمعمولِ خود آورده شوند، مثلاً مردم به مردمان تبدیل شده، یا «پا را از گلیم خود درازتر کردن» (یا عباراتی شبیه به آن که ساده و مصطلحند) تبدیل شده است به «پا از گلیم ساده ی خود بیش رفتن» که نحو چندان درستی ندارد.

شعر دوم :
مضمونِ این شعر که وارونه کردنِ جایگاه زندان است، پیش از این با بیان‌های مختلف گفته شده است، البته منظور این نیست که شاعر آن شعرها را قبلاً خوانده است، بلکه مسئلۀ اصلی این است که این شعر، نسبت به پیامی که ارائه می‌دهد، نوعی اطناب دارد، یعنی شاعر باید بیانی خلاقانه‌تر یا خلاصه‌تر را انتخاب کند، یا چیزی به تصویر اصلی اضافه کند (که شاید بتوان گفت تا حدودی در بند دوم شعر به این امر نزدیک شده باشد: هر چه نرده‌ها...) و یا در فرمی خاص آن را ارائه دهد. همچنین بند آخر که بر خلاف بندهای قبلی، به شکل موزون گفته شده، می‌توانست به طور کلی از این شعر حذف شود و شعر مستقلی باشد، که البته باز هم همان مضمون تکراری را دارد، اما شاید به شکل موزون، البته با نحوی روان‌تر، می‌توانست کمی از تکراری بودن مضمون کم شود.

شعر سوم :
ردیف این شعر، امکان فرم‌بخشی به مضامینی نوتر را نیز دارد، اما تقریباً در تمام بیت‌ها، فارغ از ردیف، اکثر عبارات و مفاهیم برای «در وزن قرار گرفتن»، یا به صورتِ عبارات تکراری درآمده‌اند (مثل ماه رخت...) یا در نحوِ قدیمی بیان شده‌اند (مثلِ آرزو عیب نباشد...، که نباشد به جای فعلِ نیست به کار رفته).

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.