سرودن به زبان امروز




عنوان مجموعه اشعار : دوتایی ها
شاعر : مجتبی سلیمانی


عنوان شعر اول : دوبیتی
گل از مژگانِ خیست شبنم آرد
مه از آهنگِ ابرویت خم آرد
دمادم می گریزد اشکِ نازت
که باران پیشِ چشمانت کم آرد

عنوان شعر دوم : فراموش

تو آتش رویِ شیرین بویِ خوش پوش
پر از ناز و فریب و عشوه و جوش
من آن پروانه یِ عاشق به گِردت
شوم روزی به آغوشت فراموش

عنوان شعر سوم : مردم آزار

نگاهت رنگِ هشیاری ندارد
سکوتت مردم آزاری ندارد
زِ گیسویت سخن ها می توان گفت
که با ما صحبتِ یاری ندارد
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در مشخصات سراینده آمده است که بیش از 5سال ـ و چه بسا بیشتر ـ سابقه‌ی سرودن دارد. این مشخصه اگرچه خوب است ولی به نظر می‌رسد که این سابقه، بیشتر در تنهایی و فارغ از نقد و آموزش، رقم خورده باشد؛ در حالی که هر کسی در هر رشته‌ای که فعالیت می‌کند، برای اینکه بتواند از وضعیت موجودش بگذرد و پیشرفت کند، نیاز به شنیدن و خواندن نظرات اهل فن دارد؛ نیازی که هیچ‌گاه برای هیچ‌کس تعطیل نمی‌شود و حتی در مراحل عالی نیز وجود خواهد داشت. البته جنس این نیاز در مراحل مختلف، گوناگون است و هرچه فرد آموخته‌تر شود، نیازهای آموختنی‌اش ظریف‌تر و ویژه‌تر خواهد بود.
با توجه به اینکه هر سه اثر ارسالی سراینده دوبیتی‌ست، بد نیست قدری به این قالب کوتاه و ظاهرا ساده بپردازیم؛ قالبی که ابتدا به نظر می‌رسد فقط با سرودن چهار مصراع در یک وزن مشخص، شکل بگیرد اما کافی‌ست نگاهی به پیشینه این قالب در ادبیات فارسی بیندازیم و دوبیتی‌های ماندگار را بررسی کنیم تا متوجه شویم که سرایش این قالب در عین سادگی ظاهر ماجرا، یکی از دشوارترین تجربه‌های شاعری‌ست؛ آن هم به یک دلیل ـ باز هم ـ ظاهرا ساده؛ اینکه دریافت درست اتمسفر دوبیتی که معمولا تا حد زیادی وابسته به نوع عاطفگی آن است، نیاز به تمرین مستمر دارد و صرف مراعات قواعد قالب، به خلق دوبیتی منجر نخواهد شد.
اساسا اینکه دوبیتی بین اقوام ایرانی همواره قالب زمزمه بوده و حتی هم‌نسبت با فهلویات و ترانه در نظر گرفته می‌شود نیز نشان می‌دهد که این قالب، بسیار کهن و البته مردمی بوده و هست؛ قالبی که ایرانی‌ها، ساده‌ترین و جدی‌ترین دغدغه‌هایشان را در آن ریخته‌اند و می‌ریزند و سپس گاه و بیگاه خوانده‌اند و می‌خوانند تا هم اندکی از بار غمشان کاسته شود و هم گوشه‌هایی از هستی خود را ثبت کنند.
همه‌ی آنچه گفته شد، مقدمه‌ای بود برای اینکه به جان جمله‌ی قبل برسیم؛ اهمیت هستی‌شناسی انسان معاصر ایرانی با همه‌ی جوانب ریز و درشت آن؛ مهم‌ترین پیش‌نیازی که برای رسیدن به یک متن زنده، لازم است.
و حالا با این توجه، یک بار دیگر نگاهی به سه سروده‌ی پیش رو می‌اندازیم. نسبت پدیده‌ها و زبان به‌کارگرفته‌شده در اولین دوبیتی با انسان معاصر ایرانی چقدر است؟ یک پرسش واضح و صریح: آخرین باری که یکی از ما «شبنم» دیده کی بوده است؟ آخرین باری که از فعل «آرد» استفاده کرده‌ایم چطور؟ بحث اصلا بر سر ممنوع‌شدن برخی پدیده‌ها یا واژگان نیست؛ نکته این است که ما باید مراقب باشیم سعی نکنیم هستی خودمان را با تصاویر و عواطف و اندیشه‌هایی که از شاعران پیشین در ذهنمان رسوب کرده روایت کنیم؛ وقتی زبان که آینه‌ی هستی‌ انسان ایرانی‌ست تغییر کرده، قاعدتا هستی او و خود او هم تغییر کرده‌اند.
دوبیتی دوم نیز با تکرار تصویر و مضمون «پروانه» و «آتش» ربط چندانی به انسان ایرانی معاصر ندارد؛ چون انسان امروزی چه بسا یک بار هم در زندگی‌اش چنین رخدادی را تجربه نکرده باشد.
اما دوبیتی سوم به همان نسبت که به زبان امروز انسان ایرانی نزدیک شده، از دوبیتی‌های اول و دوم، تازه‌تر است.
اصل مهم دیگری که حتما باید در نظر گرفته شود، به‌کارگرفتن درست زبان است. این کاملا طبیعی‌ست که وقتی قرار است موزون بنویسیم، ترتیب جملات، متفاوت خواهد بود اما اینکه این ترتیب تازه نادرست باشد، طبیعی نیست. در ادامه به چند مورد از چنین اشکالاتی اشاره می‌شود.
ردیف «آرد» در اولین دوبیتی، کارکرد دقیقی ندارد. جملات را از وزن خارج می‌کنیم: «گل از مژگان تو شبنم می‌آورد / ماه از آهنگ ابرویت خم می‌آورد / دمادم می‌گریزد اشک نازت / که باران پیش چشمانت کم می‌آورد». فعل، فقط در جمله پایانی می‌تواند درست باشد اما اینجا هم یک نکته‌ی ظریف وجود دارد؛ «کم‌آوردن» یک کاربرد زبانی تازه است که نسبتی با ساحت زبانی غالب در این دوبیتی ندارد. همین کاستی‌ها باعث شده که با مصراع‌های شیوا و رسا روبه‌رو نباشیم.
در دوبیتی بعدی، اندیشیدن به قافیه، خصوصا در مصراع آخر، باعث نارسایی شده است.
در دوبیتی سوم، مصراع‌های دوم و چهارم، دچار کاستی‌ست؛ چون مخاطب نمی‌داند «سکوت» چگونه می‌تواند «مردم‌آزاری» داشته باشد که اینجا ندارد! یا منظور از «صحبت یاری» چیست.
مقایسه دوبیتی سوم با دوبیتی‌های قبلی نشان می‌دهد که راه پیشرفت برای شما باز است. تمرین و مطالعه را فراموش نکنید.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
مجتبی سلیمانی » 11 روز پیش
درود بر استاد اسماعیلی عزیز و سپاس از نقد آموزنده ایشان.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.