کمی دقت لازم است




عنوان مجموعه اشعار : شمک (شعر نمک ) ۴
شاعر : سید احمدرضا فضیلت منش


عنوان شعر اول : دِلقلَک
مناظره عقل و دل

دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی
برو ساحل در آمریکا که مردان و زنان بینی
برو زین خاک حاصلخیز بی صاحب که در آنجا
کنار دزد، مامور و رفیقش ساربان بینی
برو چون زندگی آنجاست پیش جو و بنیامین
که انجا جای غم ، شادی بی حد و امان بینی
یکی اینجا خودش گفته برو گر راضی نیستی
همین مانده است طعنه از زبان مجریان بینی
بیا بامن دلا تا من تو را از غم رها سازم
که با من آنچه می بینی مگر در خواب خان بینی

+ برو عقلا همانجایی که آنجا جان جان بینی
مرا بگذار اینجایی که ویرانش عیان بینی
که چشم دل گشایی چون ببینی غیر ساحل را
هزاران مرد و زن زندانیِ در شهر وان بینی
به جز آنها که زندان اند توی ساحل یونان
بسی مقتول دریا ها کنار هر کران بینی
چو از اینها گذر کردی اسیر درد خواهی شد
اسیر درد غربت که چه آثاری از آن بینی
بمان با هم بسازیمش وطن را جان جانانم
بسا بهتر از آن ور این طرف در آشیان دیدی

احمدرضا فضیلت منش


عنوان شعر دوم : ....
....

عنوان شعر سوم : ...
....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر شما در مجموع شعر بدی نبود. سعی کرده بودید با استفاده از زبان طنز، در کنار توجه به مشکلات و معضلات روز، پیامی را به مخاطب منتقل کنید. این که این پیام چقدر هنرمندانه عرضه شده است، بحث دیگری است که به آن نمی پردازیم. فعلاً بحث ما بیشتر به فرم شعر برمی گردد. در این شعر آنچه ایراد اساسی است، سستی هایی است که در زبان ایجاد شده است. همین امر باعث شده است در برخی ابیات شاهد تنزل سطح کیفی باشیم. عمدۀ مشکل، به بی اعتنایی یا کم توجهی شما به درستی زبان ناشی شده است. برای مثال:
شادی بی حد و امان بینی
این ایراد در زبان از کم دقتی شاعر نشأت می گیرد وگرنه با کمی تأمل متوجه می شدید که شادی بی حد و مرز یا بی حد و حدود درست است و شادی بی حد و امان نداریم. مگر اینکه بگوییم منظور شاعر «شادی بی حد و شادی بی امان» بوده است که بازهم بی امان اصطلاح درستی به نظر نمی رسد.
یا در این مصرع:
که با من آنچه می بینی مگر در خواب خان بینی
منظور شاعر از «خواب خان» روشن نیست. آن کلمۀ خان از کجا آمده است؟
در این مصرع:
بمان با هم بسازیمش وطن را جان جانانم
بازهم شاهد بی دقتی در زبان هستیم. وقتی می گوییم «بسازیمش» ضمیر متصل شین کار رای مفعولی را می کند و دیگر رای بعد از مفعول یعنی وطن را نباید بیاوریم.
در این مصرع هم دچار پرش وزنی شده اید که بازهم با کمی دقت مشخص بود و قابل اصلاح:
یکی اینجا خودش گفته برو گر راضی نیستی

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.