زبان قصیده مشخص است




عنوان مجموعه اشعار : هستی
شاعر : ,موسی صباغیان


عنوان شعر اول : تقدیر

کشت تقدیرِ تو ما را چه کنم؟
مُردم از درد، دوا را چه کنم؟
مانده ام بینِ همین خوف و رجا هر دم
تو بگو خوف و رجا را چه کنم!؟
صفحه ی حادثه ها پُر ز بلاست
تیر بارانِ بلا را چه کنم؟
«اشکِ من رنگِ شفق یافت...» خدا!
رنگِ این آب و هوا را چه کنم؟
هر دمی، دردی و هر لحظه، غمی
دردِ این ثانیه ها را چه کنم؟
در تب و تابِ خودم غرق شدم
درد و درمان و دوا را چه کنم؟
این همه پرسش و پاسخ ز خودم
ای خدا چون و چرا را چه کنم؟
آفرین بر تو و نفرین به من!
وای، نفرین و دعا را چه کنم؟
روزگارم شده شِکوه به غلط
گله از کارِ خدا را چه کنم؟

عنوان شعر دوم : بیماری


دلمرده ایم از این تب و بیماری
از دردهای مهلک و رگباری
نوشی کنار نیش نمی بینم
زهر زمین و زخم زمان کاری
اسیر و بسته ی خط پرگاریم
وایا ز دست دوره ی تکراری!
این قول و فعل ما اثری دارد
وقتی که شد شعاری و بازاری؟
ما خفته‌ایم پس چه کسی باید
باشد به فکر دوره بیداری؟
بازآ طبیب عشق! کجا هستی؟
چندی است که مزمن شده بیماری



عنوان شعر سوم : صلوات
ص
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر شما از دسته شعرهایی است که بر زبان استوار است. یعنی در این شعر با شاعری رو به رو هستیم که با اتکا به تسلط نسبی ( که باید به تدریج به تسلط کامل و شش دانگ بدل شود) بر زبان، اثری می آفریند که دارای تشخص ادبی و هنری است و ما آن را شعر می دانیم. چنانکه برخی شعرها بخاطر قدرت تخیل شاعر، برخی شعرها به دلیل عاطفه قوی و برخی شعرها برای قدرت اندیشگی شان ما را به شعر بودن خود قانع می‌کند.
شعر شما، شعری زبانی است و مخاطب را به یاد زبان قصیده می اندازد. توانایی بیان راحت و کنترل بدون دردسر کلمات، می تواند به شما و شعرتان کمک زیادی کند. ضمن اینکه بازی با تناسبات را به خوبی بلدید. در این بیت:
نوشی کنار نیش نمی بینم
زهر زمین و زخم زمان کاری
جناس میان نیش و نوش و زمین و زمان و ارتباط میان زهر و زخم در یک بیت کوتاه، نشان می‌دهد که برای سرودن شعری به سیاق قصیده، نیازی به تأمل ندارید و این بیت‌های فنی، خودشان می‌آیند نه اینکه ساخته شوند.
چنان که گفتم، بر زبان به خوبی تسلط دارید. همین بیت شاهد خوبی بر مدعای من است:
ما خفته‌ایم پس چه کسی باید
باشد به فکر دوره بیداری؟
اما برایم عجیب است که با این تسلط بر زبان چطور گاهی وزن از دستتان در می‌رود:
یک بار این بیت را بخوانید:
مانده ام بینِ همین خوف و رجا هر دم
تو بگو خوف و رجا را چه کنم!؟
در همان خوانش اول مشخص است که مصرع اول چند هجا اضافه دارد. بیت زیر هم:
اسیر و بسته ی خط پرگاریم
وایا ز دست دوره ی تکراری!
در مصرع اول دچار مشکل جدی وزن است. حتماً شعرهایتان را بعد از کامل شدن تقطیع کنید تا این ایرادات در آن به حداقل برسد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.