نود قرنِ نوری خطا می‌روی




عنوان مجموعه اشعار : فاقد عنوان مجموعه
شاعر : کامران آرشید


عنوان شعر اول : فاقد نام شعر اول
بگو ای مسافر کجا می روی؟
کجا؟ گنگ و لنگان چرا می روی؟
ببین، در رگانت تسلسل گری ست
فقط در خودت مبتلا می روی
چهل سالِ زوری از عمرت که رفت
نود قرنِ نوری خطا می روی!
گذر نامه ات زود باطل شده ست
گم از شهرِ باطن – فنا، می روی
بلد نیستی راه و بیراهه را
از این ناکجا، تا کجا می روی؟
کویری! که توفان نوردیده ات
اثر مُرده، بی جای پا می روی
عصاری نکن بیشتر، اسبِ کور
چه بیهوده تا انتها می روی!
کمی دیر یا زود، هیچ است و هیچ
به جایی که بودی، فرا می روی!
کسی بی صدا پرسشی می کند:
نگفتی مسافر کجا می روی؟!


عنوان شعر دوم : فاقد نام شعر دوم
فاقد شعر دوم

عنوان شعر سوم : فاقد نام شعر سوم
فاقد شعر سوم
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شما توانایی خوبی در تلفیق فضاهای جدی و کمی شوخی دارید. این ویژگی خیلی به کارتان خواهد آمد و می تواند فضای شعری شما را فضایی زنده و جذاب کند. مخاطب دوست دارد همیشه با شاعری همراه باشد که چهره ای عبوس و تلخ ندارد بلکه فضای با طراوتی دارد. حافظ نمونه ای مجسم از شاعری است که در متن جدی ترین موضوعات و مفاهیم هم، موضوعی پیدا می کند که با آن می توان با طنزی ملیح، مخاطب را سرحال و به وجد آورد.
نمونه هایی از بیت های خوبی از شعر شما که توانسته اید از این توانایی استفاده کنید، در زیر آورده ام. در این بیت:
چهل سالِ زوری از عمرت که رفت
نود قرنِ نوری خطا می روی!
توجه شما به استفاده از جناس میان زوری و نوری، باعث شده است شعر از نظر زبانی هم دارای ارزش مضاعف شود. استفاده از همین تکنیک هم توانسته است، این بیت ساده اما خوب را درخشان کند:
بلد نیستی راه و بیراهه را
از این ناکجا، تا کجا می روی؟
ولی همه بیت های شعرتان به این خوبی نشده است. مثال بزنم، این مصرع:
ببین، در رگانت تسلسل گری ست
مشخص نیست منظور شاعر از این مصرع چیست؟ تسلسل گری یعنی چه؟ ربطش به رگ چیست؟
یا اینکه:
عصاری نکن بیشتر، اسبِ کور
چه بیهوده تا انتها می روی!
در این بیت هم الزام به اینکه واژه عصاری را به صورت بدون تشدید (برخلاف تلفظ رایج) بخوانیم باعث شده است، شعر دچار ایراد زبانی شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
کامران آرشید » دوشنبه 26 مهر 1400
دورود فراوان، از بذل عنایت جنابعالی سپاسگزارم.اجازه می خواهم توضیح مختصری (هرچند اضافه )در خصوص سوال طرح شده ارایه نمایم: آنچه در رگها گردش می کند و جریان ،دارد جز خون چیز دیگری نیست اما در رگان مسافر شعرمان تسلسل گری (دور باطل زدن ) بیمارگونه ای که به آن مبتلا شده است ،جریان دارد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.