توجه به جزئیات موسیقی در شعر




عنوان مجموعه اشعار : چند ترانه
شاعر : امیررضا مفاخریان


عنوان شعر اول : چشم سفید کشمیری
ابروهات باریکن
مژه هات شمشیری
با تناقضات از من
انتقام میگیری

خنده های شیرینت
واسه چی با من قهره
وقتی کام من زهره
از کی کام میگیری؟

سخت میشه تو یک دل
بندکردنت پس زود
بندِ گردنت میشن
عاشقای زنجیری

تا که چشم پررو و
نافذو میتازونی
حافظم میرقصونی
چش سفید کشمیری

قیل و داد احساسم
آبرو نذاشت واسم
عشق وقت نشناسم
مثل بوق سگ دیری

دیر شد یه دنیا و
چشم تو هنوز زیباس
پیر شد یه دنیا و
تو بدون تغییری

چشمامو زیر بارون
اشکبار کن با خون
باز هم به دست اون
مژه های شمشیری

عنوان شعر دوم : بوف کور
یه بوف کورم
ولی چشامو
تو گور تر کن

زن اثیری
بیا چشامو
تو کور تر کن

منم بهای
ادامه دارِت
تنم فدای
چش خمارت
تنم قمارت
سرم خطر کن

تا که نفهمم
منِ اضافی
رو دوش زارم
فقط یه بارم
بیا یه بارم
با من سفر کن

یه امشبی رو
به جای اینکه
بیای به خوابم
بیا به خونه ام
و در یه لحظه
شبو سحر کن

درت رو وا کن
به روی من تا
که سر به راه شم
درو ببند و
همین یه راهم
از راه به در کن

چقدر می چسپه
هوای داغِت
توی اتاقت
هوامو پس کن
هواتو دم کن
لبامو تر کن

چقدر می لرزه
دلم به یادت
صداتو بم کن
صدام بزن با
تموم زورت
گوشامو کر کن

زن اثیری
از این قلمدون
بیا به بیرون
و با ظهورت
منو از عشقت
بزرگ تر کن


عنوان شعر سوم : قالیای کرمونو
از گلایه غصه نخور
که تو شور شاعریو
تو دل من انداختی

هرچی قهر تر باشی
آشتی ترم با تو
عاشقت رو‌ نشناختی

تا ازت خراب بشم
دود کردی رو لبهات
دودمانمو از دم
بعد با صدای بم
داغ عشقتو با غم
رو خرابه هام ساختی

سنگ پای قزوینو
رو سفید کردی و
هرچی قند شیرینو
تلخ و روسیاه کردی
زندگیمو بردی و
فکر میکنی باختی

گردنه ی حیرونو
سر زدی، جدا کردی
قطره قطره کارونو
تشنه ی هوا کردی
قالیای کرمونو
از رو عرش انداختی

شونه کردی موهاتو
لا به لاش خونه ام بود
وا که کردی موهاتو
خون من‌ رو ریختی زود
بعد با دُمِ اسبی
روی نعش من تاختی

اخرم طلبکاری
گفتی که گلایه نکن
هر عذابی که داشتی
حالشم ازش بردی
هر هزینه ای دادی
واسه عشق پرداختی

@mokhelehayat
نقد این شعر از : آرش شفاعی
به عنوان یک خواننده از شعرهای محاوره تان لذت نسبی بردم اما به عنوان یک منتقد نتوانستم، راستش دلیل این بود که آسان گیری‌هایتان در زبان و وزن، باعث شده بود سکته‌ها و توقف‌های بی دلیلی در شعر ایجاد شود که لذت بردن کافی از زیبایی‌ها و کشف‌های شعر را ناممکن می کرد. خیلی از این سکته‌های زبانی و موسیقایی را می‌شد به راحتی خودتان همان اول متوجه شوید. مثلاً توجه به این نکته که کنار هم قرارگرفتن دو میم در «انتقام می‌گیری» چقدر خواندن شعر را سخت کرده است.
همین ایراد در این سطر هم هست:
بندکردنت پس زود
ناخودآگاه خواننده در هنگام خواندن این مصرع، بند را با ساقط کردن دال تلفظ خواهد کرد.
همین بلا سر کلمۀ «وقت» در این بیت می آید:
عشق وقت نشناسم
مثل بوق سگ دیری
یا در این مصرع:
اشکبار کن با خون
همین اتفاق در کلمۀ اشکبار می‌آید.
اینجا که اصلاً وزن از دست رفته است:
پیر شد یه دنیا و
تو بدون تغییری
این ایرادات وزنی در کار خیلی از شاعرانی که به صورت متمرکز در شعر محاوره و ترانه کار می‌کنند، دیده می‌شود. این ساده گیری‌ها شاید در هنگام اجرای موسیقیایی با تمهیداتی رفع و رجوع شود اما به هرحال باید در نسخۀ مکتوب فکری برایشان کرد.
یک ایراد دیگر که در شعرتان دیده می‌شود، این است که برای رعایت وزن، زبان را تکه تکه کرده اید:
منم بهای
ادامه دارِت
درصورتیکه طبیعت زبان این است که این دو مصرع به صورت پیوسته نوشته شود.
در این بند هم زبان دچار ایراد شده است:
زن اثیری
از این قلمدون
بیا به بیرون
و با ظهورت
منو از عشقت
بزرگ تر کن
به در بیا به بیرون نه تنها حشو است، باعث ایراد در زبان هم شده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.