کمیت شعر می لنگد




عنوان مجموعه اشعار : یک لا قبایان
شاعر : دانیال فریادی


عنوان شعر اول : یک لا قبایان
هنوز من گوش بزنگ هستم!
ولی انتظار کسی را نمی کشم
جز چاقو تیز کن محل
که به کلاغانی که نوبتی
قارقار می کنند
ناسزا می گوید!

فواره های یخ زده شهر
اسیب روحی دیده اند!
خاکستر یک لا قبایان را
بر روی کوه قاف می پاشند
و توریست های مریخی
خواب پوتین های مرا می بینند!
که شماره ش
به پای هیچکس نمی خورد!

نصف النهار جغرافیایی را
در تیمارستان
بین بیماران قسمت کرده ند
و هنوز قطب شمال از تب می سوزد!

کرسی های دانشگاه اکسفورد را
نجار محله ی ما می سازد

وتار های عنکوبت معتاد
در پذیرایی ها جا خشک کرده اند!

هنوز من گوش بزنگ هستم
ولی انتظار کسی را نمی کشم!


با تشکر
دانیال فریادی



عنوان شعر دوم : ......
.....

عنوان شعر سوم : .....
.....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
یکی از تکنیک های آشنا در هنر سینما و شاید در شعر، استفاده از تصویرهای کوتاه کوتاهی باشد که به صورت مسلسل وار در قاب تصویر می نشینند. عکس هایی از پدیده های پراکنده، یا فیلم های کوتاهی که هر کدام دارای مضمون و ساختار مستقلی است اما نکتۀ مهم و هنر اصلی هنرمند، چه سینماگر و چه در اینجا شاعر این است که بتواند این تصویرهای پراکنده را به صورتی هنرمندانه و با استفاده از استعداد ذاتی و نگاه هنرمندانۀ خود به هم مربوط و متصل کند. در شعر شما اتفاق اول به خوبی افتاده است اما نبود اتفاق دوم به شعر آسیب زده است.
برای اینکه حرفم را روشن تر و قابل فهم تر، بیان کنم؛ چند نمونه از تصویرهایی که در شعر شما آمده است با هم مرور می کنیم:
هنوز من گوش بزنگ هستم!
ولی انتظار کسی را نمی کشم
--
فواره های یخ زده شهر
اسیب روحی دیده اند!
--
و هنوز قطب شمال از تب می سوزد!
--
کرسی های دانشگاه اکسفورد را
نجار محله‌ی ما می سازد
--
وتار های عنکوبت معتاد
در پذیرایی ها جا خشک کرده اند!
بعضی از این تصویرها به صورت مستقل خوب و نشاندهندۀ ذهن جست و جوگری است که دارید. برخی هم در حد یک کاریکلماتور خوب، باقی مانده است. اما وقتی قرار است این تصویرها به هم ارتباط پیدا کنند و شاعر نشان دهد که از آوردن این همه تصویر، دلیلی برای خود داشته است، کمیت شعر می‌لنگد. استفاده از تکنیک تکرار و دوباره آوردن تصویری که در مطلع شعر آورده اید، در پایان شعر هم کمکی به شعرتان نکرده است. قدرت شاعرانگی شما وقتی جلوه داشت که می توانستید میان این نصف النهار و کرسی‌‌های دانشگاه آکسفورد و تارهای عنکبوت و انتظار کشیدن، ارتباطی تصویری، حسی، زبانی یا مفهومی کشف کنید و آن را در شعرتان به مخاطب ارائه دهید. تا زمانیکه این اتفاق نیفتد، بیهوده و بی دلیل مخاطب را در تزاحم تصویرها گیج و گول کرده‌اید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.