روشنفکر غربگرا!




عنوان مجموعه اشعار : چاپ سنگی
شاعر : سید اکبر سلیمانی


عنوان شعر اول : دیوان نفیس
این تذکره، بندبندش از دلتنگی‌ست
منظومه بی‌حرفی و بی‌آهنگی‌ست
این قطعه که شاعر آرمیده‌ست در آن
دیوان نفیسی‌ست که چاپش سنگی ست !

عنوان شعر دوم : تعظیم به مرگ
بر من، منِ هر روز خدا غافل‌تر
سال از پی سال، رفته بی حاصل‌تر
تا خورده تر است پشت جانم هر آن
تعظیم به مرگ می شود کامل تر


عنوان شعر سوم : سنگسار
یک دره پرت را مزارش کردند
با دار و درخت، استتارش کردند
این کوه، زن عاشق تنهایی بود
مردان قبیله، سنگسارش کردندا

♡♡♡♡♡♡


گرم سفری، بروبیایی بوده ست
در فکر سراب ناکجایی بوده‌ست
از اولش این گیس طلایی _ خورشید _
روشنفکر غربگرایی بوده‌ست !
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اجاره بدهید اول درباره پیامی که برای منتقد نوشته‌اید، کمی حرف بزنیم. البته من دیدگاه خودم را می‌نویسم و اگر شما با آن مخالفتی داشتید، بیان بفرمایید که درباره‌اش صحبت کنیم. فرموده‌اید: آیا در اینجا ضد نظریه مرگ مؤلف کار شده و اگر پاسختان مثبت است این ضدیت کاملا منفی است؟
راستش را بخواهید، می‌خواهم به شما توصیه کنم، حداقل در زمان سرودن و تصمیم گرفتن دربارۀ یک شعر، همۀ نظرات و مانیفست ها دربارۀ شعر را از ذهنتان دور کنید. این حرف به این معنا نیست که مطالعه نکنید، نظریۀ ادبی را ندانید و با دیدگاه‌های مختلف آشنا نشوید، حرف من به این معناست که راه را اشتباه نروید. نظریات ادبی، می‌آیند و خواهند آمد که دربارۀ کار خلاقه حرف بزنند و آن را تحلیل کنند و اصول زیبایی شناسانه‌اش را برای دیگران تشریح کنند. نظریه ها از جمله نظریۀ مرگ مؤلف، هیچکدام آیه و سوره نیست که غیرقابل خدشه باشد. هر نظریۀ علمی از جمله این نظریه، ابطال پذیر است و ممکن است نظرات ضد و مخالف آن باشد که آنها هم به اندازۀ همین نظریه، ارزشمند و معتبر است. پس درگیر این نشوید که آیا کار خلاقۀ شما در چارچوب این نظریه یا آن نظریه هست یا نه. نظریات هستند که باید خود را در چارچوب ادبیات خلاق، قرار دهند.
وظیفۀ شما به عنوان شاعر این است که به زیبایی بندیشید، به زیباتر شدن تصویری، زبانی و مفهومی شعرتان.
به تناسبات و ارتباطات در شعر توجه کنید. مثلاً :
این قطعه که شاعر آرمیده‌ست در آن
دیوان نفیسی‌ست که چاپش سنگی ست !
در اینجا استفاده ای هوشمندانه و هنرمندانه از کلمۀ «قطعه» که هم به یک قالب شعری و هم به عنوان کلمه ای مصطلح در تقسیم بندی گورستان‌ها اشاره دارد، شعر را زیباتر کرده است.
در همان رباعی آخر، مهم این است که شما ظرفیت معنایی شاعرانه‌ای در یک اصطلاح رایج یعنی غربگرا و روشنفکر کشف کرده اید. این هاست که وظیفۀ من و شمای شاعر است و به نظر من شما از عهدۀ وظیفه‌تان در شعر، برآمده اید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
الهام صفوی » شنبه 06 آذر 1400
سلام و درود با نظرتون درباره نظریه ها موافقم.موفق باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.