هر جای عالم پرچمت بالای بالاست




عنوان مجموعه اشعار : شعرهای عاشقانه وحیده احمدی
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
از فتح دلها آمدی خوشحال و خرسند

شیرین بیان من کجا بودی؟ سمرقند؟

هر جای عالم پرچمت بالای بالاست

از آلپ تا هیمالیا، تبت، دماوند

من عاشقانت را نکوهش کرده بودم

حالا خودم افتاده ام کت بسته در بند

دست کدامین باغبان مهربانی

چشم مرا با چشم هایت داده پیوند

سر در نمی آرم من از طرز نگاهت

با چشم هایت می زنی انگار لبخند

یک لحظه دیدار تو یک عمر دوباره است

یک عمر دیدار تو جانم قیمتش چند؟

مثل شهیدان دیدمت باور نداری؟

با آن پلاک روشن و پوتین و سربند

دیدم تو را با آن نگاه ماهت انگار

در لشکر غواص ها بودی در اروند

حق می دهم دیگر که اهل آسمان هم

مثل زمینی ها هوادار تو باشند

وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
گلی که در وسط خار در بیابان است،

قشنگ بودنش از دور هم نمایان است

نمی شود که ندیده بگیری اش وقتی

نظر به چهره اش آرامش دل و جان است

برای آن که همیشه سراب را دیده

مگر که رد شدن از چشمه کاری آسان است؟

چراغ برق سرِ کوچه ها همه خاموش!

که وقت روشنی ماه در شبستان است

تو آمدی و به من شوق زندگی دادی

ببین که صورت گریان دوباره خندان است

به حکم برگه تقویم، اول پاییز

به حکم باغ دلم اول بهاران است

تو آمدی و شب و روز من بهشت شدند

بمان که زندگی ام با تو روح و ریحان است


وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
من سخت می گیرم به خود اما تو آسان

من درد دارم با خودم اما تو درمان

با خنده بعد از اشک هایم سر رسیدی

آری بهار آید پس از فصل زمستان

دور و برت صدها ستاره هست اما

گاهی به تاریکِ زمین، سر را بچرخان

من حوض آب یک حیاط بی چراغم

قدری به من هم روی ماهت را بتابان

از چشم هایت شعر ها باید بگویم

دفتر به دفتر می شود دیوان به دیوان

سرمشق دارم می نویسم از نگاهت

از ابتدا آغاز کردم از دبستان

تو امتحان های بزرگ و سخت داری

ناواردم آسان بگیر ای عشق آسان

وحیده احمدی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما در مجموع در یک محدوده کیفی رو به بالا، قابل ارزیابی است. استفاده نسبتاً درست از زبان، تسلط به وزن و قافیه و طنز و ملاحتی که در شعرتان مستتر است، باعث شده است شعرهایتان در مجموع از نظر سطح کیفی پستی و بلندی زیادی نداشته باشد. البته در مواردی، برخی شیرین کاری های زبانی که نشان دهندۀ رندی شاعر است، سطح کیفی شعر را افزایش داده است. مثلاً در این مصرع:
شیرین بیان من کجا بودی؟ سمرقند؟
نسبتی که شیرین و قند به عنوان دو بخش از دو کلمۀ مجزا دارد، به شعر تشخصی بیشتر از بقیه آثارتان داده است.
البته برخی سهل انگاری و آسان گیری ها در شعرتان دیده می شود که باید سعی کنید آنها را کم و کمتر کنید.
مثلاً این بیت:
هر جای عالم پرچمت بالای بالاست
از آلپ تا هیمالیا، تبت، دماوند
مشخص است ردیف کردن اسم چندین کوه و رشته کوه برای این است که وزن را پر کنید بخصوص اینکه تبت در این میان ربطی به بقیه اسم ها ندارد. تبت نام یک منطقه جغرافیایی است و بقیه اسم ها، اسم کوه (دماوند) یا رشته کوه ( آلپ و همیالیا)
یا در این بیت:
نمی‌شود که ندیده بگیری اش وقتی
نظر به چهره اش آرامش دل و جان است
ندیده بگیری اش از نظر موسیقایی روان نیست و خواننده مجبور است ندیده را با ملفوظ خواندن های آخر کلمه بخواند.
در این بیت هم:
با خنده بعد از اشک‌هایم سر رسیدی
آری بهار آید پس از فصل زمستان
سهل گیری در تصویر دیده می شود چرا که تصویر ذهنی از زمستان با برف همراه است، نه باران در صورتیکه مصرع اول تصویر باران را به ذهن می آورد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.