شعرهای در مجموع خوب




عنوان مجموعه اشعار : شعر خواستگاری
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
کت و شلوار سرمه ای بر تن، ایستادی کنار آیینه

مرد رؤیای من خبر داری از دل بی قرار آیینه؟

خوب دیدم زلال و شفافی، خرده شیشه نداری و صافی

نسل تو می رسد به شیر پاک اصل تو از تبار آیینه

آن نشان کرده ات اگر که منم، نه نخواهی شنید از دهنم!

بهتر از اینکه تا ابد باشم همدل و همجوار آیینه؟

از چه می ترسی ای جواهر من! اینکه قصری چنین چنان خواهم؟

چشم و دل سیر بوده ام عمری مثل چشم خمار آیینه

مرد رؤیا چرا نشستی پس؟ در نیاور کت و لباست را

چیست تردید این همه سالت؟ باز رفتی به غار آیینه؟

مرد رؤیای من! بدون تو خواستگاران حیله و ترفند

صف کشیدند با سیاهی شان از برای شکار آیینه

تو نیایی به خانه می مانم. تو بیایی عروس خواهم شد

در بزن! دسته گل نمی خواهم! پیش رویم بیار آیینه

عاقبت این چراغ قرمز ها پیش روی تو سبز خواهد شد

زنگ در می زنی و می گویی" این منم خواستگار آیینه!"


وحیده احمدی




عنوان شعر دوم : 2
گشته ای یک نفس از فاخته تا ماهی را

می روی تا تهِ آفاق هر از گاهی را

نیمه گمشده ات هیچ کجا یافت نشد

باید آگاه کنی مرکز آگاهی را

قافله قافله دختر به پسندت نرسید

رفته ای بادیه در بادیه گمراهی را

آن قدَر خانه به خانه به تماشا رفتی،

مانده تنها بزنی دفتر بنگاهی را !

ذره بین پیش گرفتی به سر و صورت گُل

کوه کردی شکنِ قدرِ پرِ کاهی را

هم چنین باشد و زیبا هم چنان باشد و شاه

هیچ داری تو مگر خوشگلی و شاهی را؟

عاقبت خالق زرافه مگر خلق کند

این شتر گاو پلنگی که تو می خواهی را !


وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
دستم به دست مردی‌ست اما به خواب هایم

کی می شود که روزی از خواب‌ها در آیم

من دیر کرده‌ام دیر از موعدم گذشته

از بس به قول مادر با ناز و با ادایم

دیر آن قدَر که دیگر تا سه نمی‌شمارند

من گل نچیده باید از باغ‌ها بیایم

اهل کدام طینت اهل کدام خاک است؟

دارد نشانی‌ام را؟ می‌داند او کجایم؟

اینجا نشسته‌ام من پشت چراغ قرمز

کی چشم‌های سبزت روشن شود برایم

رفتی نشسته‌ای در بالاترین دعاها

می‌خواهمت همیشه می‌خواهم از خدایم


وحیده احمدی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اگر بخواهیم دسته بندی شعرها را به ترتیب ارزش ادبی انجام دهیم، به نظرم دو شعر اول از شعر آخری بهتر است. در شعرهای اول و دوم، حضور نگاه جست و جوگر شاعر بیشتر و بهتر دیده می شود و انتخاب ردیف یا قافیه های تازه به شاعر اجازه داده است تصویرهای جذاب تر و بهتری بیافریند. البته در دو شعر نخست هم مواردی باید مورد توجهتان قرار بگیرد که ایرادات شعرها کمتر شود.
یکی از مواردی که باید در شعرتان مورد توجه قرار دهید، بخصوص در وزنی که برای شعر اول انتخاب کرده اید، موسیقی شعر است. موسیقی در این وزن گاهی تحت تأثیر زبان قرار می گیرد. مثلاً
نسل تو می رسد به شیر پاک اصل تو از تبار آیینه
در اینجا مجبور شده اید ترکیب وصفی شیر پاک را به گونه ای در شعر قرار دهید که به راحتی و سلاست تلفظ نشود. این امر به موسیقی شعر و البته زبان ضربه می زند.
برخی موارد به تصویر مربوط می شود. مثلاً تصویری که از ترکیب غار و آیینه خواسته اید بسازید، خوب ننشسته است.
مرد رؤیا چرا نشستی پس؟ در نیاور کت و لباست را
چیست تردید این همه سالت؟ باز رفتی به غار آیینه؟
ضمن اینکه صورت درست اصطلاح زبانی کت و شلوار است، نه کت و لباس که بخاطر وزن محبور شده اید، آن را تغییر دهید.
در موارد دیگری مشکلات شعرها به زبان مربوط می شود.
مثلاً:
بهتر از اینکه تا ابد باشم همدل و همجوار آیینه؟
به نظر می رسد همان همجوار آیینه کافی بود و واژه همدل برای پر کردن وزن آمده است.
در این بیت ها، با وجود اینکه کشف های شاعرانه و طنز ملیحی که در اثر هست، امیدوارکننده و خواندنی است و به شعر نمکی داده است اما وجود برخی حشوها از سطح کار کم کرده است. مثلاً «مرکز آگاهی» و «دفتر بنگاهی» حشو دارد و همان آگاهی و بنگاهی کافی است.

نیمه گمشده ات هیچ کجا یافت نشد

بایدآگاه کنی مرکز آگاهی را

آن قدَر خانه به خانه به تماشا رفتی،

مانده تنها بزنی دفتر بنگاهی را !

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
وحیده احمدی » شنبه 13 آذر 1400
با تشکر از نقدتان.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.