بر خلاف مسیر نیما




عنوان مجموعه اشعار : کوچ
شاعر : علی حر


عنوان شعر اول : .
نصیب دستهای سرد ترس می شود
پرنده ای که ترک داده شد
از آشیانه ای
به سوی بی نشانه ای

چگونه باید از طلوع خاطرات
الفتی که داشت با نسیم دشت
دامنی که چشم در طبیعتش گشوده بود
بگذرد؟

مگر نه اینکه از کنار امن رانده شد
به سوی ناکجای کوچ خوانده شد؟

چگونه می تواند از کرانه ای
به سوی بی کرانه ای
سفر کند؟

به پای خرده سایه های عاریت
که پشت سر سرای امن را کنایتی است
بدون آنکه دیده تر کند
چگونه سر کند؟

به جز امید استقامت دو بال
که بی زوال بایدش
کسی رفیق راه بی پناه نیست

پرنده تخته پاره ای
به دست موج می شود
پرنده قاصدک
به دست باد می شود

شبیه دست بسته سیر بی اراده ای
که رود را
به پیش می برد
سفر پرنده را
به سوی خویش می برد

آذر 1400

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سرودن شعر نیما بدون اطلاع دقیق از دلایل پیشنهاد این قالب و ویژگی های آن؛ امر اشتباهی است چرا که باعث می شود گاه دچار اشتباهات و لغزشهایی بشود که اصولاً شعر نیمایی آمده است جلوی آنها را بگیرد. به همین دلیل توصیه می کنم حتماً مجموعه دیدگاههای نیما و نیز کتاب ارزشمند بدایع و بدعت ها و عطا و لقای نیمایوشیج نوشته مهدی اخوان ثالث را با دقت و حوصله بخوانید. یکی از توجهاتی که اخوان در این کتاب به شاعران نیمایی سرا داده است؛ توجه به این مسأله است که شعر نیمایی به بحر طویل تبدیل نشود. در جاهایی شما به این حیطه نزدیک شده اید. مثلاً
چگونه باید از طلوع خاطرات
الفتی که داشت با نسیم دشت
این دو سطر در حقیقت یک سطر است:
چگونه باید از طلوع خاطرات الفتی که داشت با نسیم دشت
که به نظر می رسد بی دلیل اینقدر طولانی شده است. البته به نظر می رسد ناخودآگاه علاقه به مطول گویی در شعرتان وجود دارد:
به جز امید استقامت دو بال
که بی زوال بایدش
کسی رفیق راه بی پناه نیست
همه این کلمات اضافه آمده است که این مفهوم را برساند:
کسی جز دو بال رفیق راهش نیست
منتها برای وزن دار کردن این مفهوم مجبور شده اید، لقمه را دور سرتان بچرخانید که این ضعف آشکاری در شعر است.
باز اگر آن کتاب ها را بخوانید، متوجه خواهید شد که نیما اصلاً آمده بود که دست و پای شاعران را از دام ذهنیتی که قرن هاست گرفتارش هستند، باز کند و چشم شعر آن ها را به عینیت بگشاید. شما در این شعر دقیقاً در خلاف مسیر نیما و شعر نیمایی شعر گفته اید:
به پای خرده سایه های عاریت
که پشت سر سرای امن را کنایتی است
به نظرم با مطالعه بیشتر و دقیق تر می توانید نیمایی سرای خوبی باشید. موفق باشید.




پرنده تخته پاره ای
به دست موج می شود
پرنده قاصدک
به دست باد می شود

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی حر » یکشنبه 28 آذر 1400
سلام و سپاس از لطف نقدتون و راهنمایی ارزندتون، آرزومند بهترینها برای جمع دلسوز و کارآمدتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.