معماهایی بی کلید




عنوان مجموعه اشعار : تازه طراویده ها
شاعر : فاضله هاشمی


عنوان شعر اول : پرونده
ابر
پرونده ها را
زیر و رو میکرد
جرم باران
عاشقی های بی موقع نیست
هر کجا خورشید خانم
پا پس میکشید
چشم های آسمان خون میگریسث
فاضله هاشمی غزل

عنوان شعر دوم : موجّه
آسمان باز هم
کَلَکْ زد
رنگین کمان گفت:
ابر
به دیدن خورشید
نرفته است
سکوت باران
موجّه نبود

عنوان شعر سوم : عشق خدا
کلّه ی آدم وحوّا
پر از دود نبود
جز خدا،برای شیطان
کسی معبود نبود
سجده بر عشق خداوند،نتوانست زدن
مشکلش صلِّ علی احمد و محمود نبود
فاضله هاشمی غزل
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در آثار شما رگه هایی از کارکردهای ویژه تخیل و سطرهایی که می توانند در صورت جاندار بودن، به شعرهایی قابل توجه تبدیل شوند دیده می شود. اما یک ایراد در شعر شما وجود دارد که باعث می شود نتوان به راحتی با آن ارتباط گرفت و خط سیر فکری و تصویری شاعر را ردگیری کرد.
مثال می زنم:
در شعر اول همه چیز خوب و قابل توجه پیش می رود. مخاطب می تواند پا به پای شاعر پیش بیاید. ناگهان به سطر پایانی می رسیم:
هر کجا خورشید خانم
پا پس میکشید
چشم های آسمان خون میگریست
سؤال این است که چرا ناگهان در متنی جدی و بدون استفاده از عناصر طنز یا شعری برای گروه سنی بزرگسالان، خورشید خانم باید بیاید. چه ویژگی متنی در این اصطلاح وجود داشته است که باید به جای خورشید، خورشید خانم بیاید؟
باز در شعری دیگر:
آسمان باز هم
کَلَکْ زد
رنگین کمان گفت:
ابر
به دیدن خورشید
نرفته است
سکوت باران
موجّه نبود
توجیه منطقی این تصویرهای پشت سر هم برای مخاطب مشخص نیست. کلک زدن آسمان اشاره به چیست؟ چرا ابر به دیدن خورشید نرفته است؟ سکوت باران در این میان به چه معناست؟ این تصویرهای پشت سرهم قرار است چه مفهمومی را به مخاطب القا کنند؟ شعر در این باره سکوت کرده است.
باز در شعر دیگری و در سطر پایانی یک معمای ناگشوده وجود دارد. این احمد و محمود قرار است چه معنایی را منتقل کنند؟
مشکلش صلِّ علی احمد و محمود نبود
ایراد اصلی شعر شما این معماهایی است که پشت سر هم مطرح می شوند ولی کلید حل معما در شعر مفقود شده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.