شدت جنون را نشان بدهید




عنوان مجموعه اشعار : با من بمان
شاعر : محمد لطیف پور


عنوان شعر اول : با من بمان
با من بمان که بستر صدها جوانه ام
خاکم، محل رویش شعر و ترانه ام

دیوانه ام! جنون کمی نیست اینکه من
فرزند صبح و همدمِ بزمِ شبانه ام

جامم! تو لب بزن به منِ مست ِ پر شرر
این گونه را بگیر و سفر کن به چانه ام

با من ببند عقد اُخُوَت که این زمان
فیروزه ای برایِ نگینِ زمانه ام

محدود شو به سینه ای بی انتهای من
آغوش باز کن که کران تا کرانه ام

می مانم و نمی روم هرگز ز کوی عشق
تو مانده ای که مُفلِس و بی آشیانه ام؟

خود را قیاس کن نه مرا، مرد قصه را
چون برتر از قیاسم و والا نشانه ام

ای بی خبر ز گنج حقیقی که سالها
در دست چون توییست کلید خزانه ام

با من بگو که ارزش آن را تو داشتی؟
منظور شعرِ من! غزلِ عاشقانه ام

دنیا دو روز و عشوه دو روزست و غیر از این
ماناست عشق و عاشقم و جاودانه ام

رفتی برو که باقی قصه نگفتنی است
خواهی بمان که بستر صدها جوانه ام

عنوان شعر دوم : ...
.........

عنوان شعر سوم : .....
..........
نقد این شعر از : آرش شفاعی
خوشحالم که پس از مدتی دوباره خوانندۀ شعری از شما هستم. باز هم در حوزه شعر کلاسیک دست به تجربه زده اید. البته شعرتان به نظرم ایراداتی دارد که در زیر به آنها اشاره ای می کنم. مهمترین ایراد بی دقتی است که در وزن مرتکب شده اید:
می مانم و نمی روم هرگز ز کوی عشق
تو مانده ای که مُفلِس و بی آشیانه ام؟
همانطور که می دانید در این بیت «هرگز» را باید «ارگز» خواند تا وزن درست از آب درآید.
یک ایراد دیگر شعرتان، نبودن منطق شاعرانه درست در آن است. منطق شاعرانه یعنی اینکه در پشت تصویری که می سازید، منطقی وجود داشته باشد که شعر را برای مخاطب خواندنی و جذاب کند. گاهی این منطق باید از منطق معمول در زبان روزمره متفاوت باشد و از آن عبور کند. مثلاً وقتی شاعری می خواهد بگوید من خیلی جنون دارم، باید تصویری ارائه کند که نشان دهندۀ شدت این جنون باشد. یک تصویر عادی و خنثی به این مسأله کمک نمی کند. شما خواسته اید همین را بگویید، نتیجه شده است، این:
دیوانه ام! جنون کمی نیست اینکه من
فرزند صبح و همدمِ بزمِ شبانه ام
فرزند صبح بودن و همدم بزم شبانه بودن به نظر خودتان، شدت دیوانگی که قرار بوده است شعر به مخاطب منتقل کند، نشان می دهد؟
در یکی دو بیت هم دچار مشکل حشو هستید. این دو بیت را بخوانید، می بینید که در هر دو بیت، «تو» کاملاً اضافه است:
جامم! تو لب بزن به منِ مست ِ پر شرر
این گونه را بگیر و سفر کن به چانه ام(ضمن اینکه این بیت اصولاً معنای خاصی را به ذهن متبادر نمی کند!)
یا:
با من بگو که ارزش آن را تو داشتی؟
منظور شعرِ من! غزلِ عاشقانه ام

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمد لطیف پور » یکشنبه 24 بهمن 1400
سپاس از استاد عزیز

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.