تکرارِ نه چندان فصیحِ گذشته



عنوان مجموعه اشعار : بیت ها
عنوان شعر اول : اول
ما همنفس چنگ و می و تار شدیم
ما در به در کوچه و بازار شدیم
رسوای جهانو انجمن ها گشتیم
در تاب و تب عشق گرفتار شدیم

عنوان شعر دوم : دوم
از راز مگو پرده برانداخته ام
از چشم تو تفسیر عیان بافته ام
یک شهر مرید من شدند از ان روز
کز رمزو رموزت جَرَیان ساخته ام

عنوان شعر سوم : سوم
جز کوی توام هیچ کجا راه نیابم
من همچو کبوتر به هوای تو دچارم
پروانه امو شمع توام مقصد پرواز
بگذار که در اتش عشق تو فنا شم
درس تو و جان منو این شوق پریدن
عشقت همگی سیر الی الله ست برایم
صدبار جفا دیدیو از من نبریدی
صد بار وفا دیدمو نا لایق انم
من سر به هوایم تو مرا گیر و ادب کن
این وادی سرگشتگیو راه و قرارم
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
با توجه به سابقۀ کمتر از یک سالِ شاعر (که در مشخصات شاعری‌اش ذکر کرده) همین که تواناییِ به کار گرفتنِ وزن و برخی آرایه‌های ادبی را دارد، می‌توان توقع داشت که به مرور، با مطالعه و دقت در آثارِ نوشتاریِ معاصر، زبان و بیان شعری‌اش را با روزگارش هماهنگ کند.
با این مقدمه به سراغ شعرها می‌رویم: هر سه شعر ، از هر منظری که نگاه کنیم در فضای شعر کهن سروده شده‌اند، گویی شاعر به طور کامل با فضای شعر امروز ناآشناست و ذهنیتِ شعری‌اش، فقط وابسته به آن چیزی است که از سنّت به ما رسیده است، نگارنده در نقدهای قبلی که در همین سایت برای شاعرانِ دیگر منتشرشده به این مسائل اشاره کرده و می‌توان به آن‌ها مراجعه کرد، در این فرصت به طور خلاصه باید گفت: عباراتی مثلِ گرفتار شدن در تاب و تب عشق، وادی سرگشتگی، فنا شدن، صد بار جفا دیدن و رسوای جهان گشتن و ... و مفاهیمی از این دست، در شعرهایی بسیار قوی و متعالی از سوی شاعران کلاسیک ادبیات فارسی سروده شده و دیگر نیازی به تکرار آن‌ها ـ آن هم در حدی نه چندان فصیح ـ نیست، حتی اگر شاعری بتواند از نظر زبان و بیان و تمامِ ویژگی‌های دقیقِ شعری، هم‌پای شاعران کلاسیکِ ادبیات، در زمانِ امروز شعری بگوید، باز هم کاری تکراری انجام داده و این مسئله از سوی صاحب‌نظران معاصر، به بیان‌های مختلف گفته شده است. شعر امروز، به دلیل تغییراتِ فراوانِ زیستی و اجتماعی، با گذشته متفاوت است، مثلاً اگر بخواهیم شعر عارفانه یا عاشقانه بگوییم، باید به زبانی بگوییم که مخاطبِ امروز، با آن از جهتِ مراودات و موقعیتِ زیستیِ امروز، مأنوس باشد، چون در غیر این صورت، اگر مخاطب بخواهد شعری با زبان کلاسیک، بخواند، قطعاً شعرهای عاشقانه و عارفانه که در دیوان‌های شاعرانِ مهمِ تاریخ ادبیات موجود است، او را از شنیدنِ نسخه‌های تکراری‌اش که فارغ از آن زمان و مکان، سروده شده، بی‌نیاز خواهد کرد، در این سه شعری که پیش روی ماست، تقریباً در تمام بیت‌ها، حرفی یا تصویری یا عنصری شعری، که اندکی نوگویی در آن باشد یافت نمی‌شود، علاوه بر این، در همان کهن‌گویی هم، ایرادهای فراوانی در ابعاد مختلف شعری به چشم می‌خورد، مثلاً در سطرِ «عشقت همگی سیر الی الله ست برایم»، برای رعایت وزن باید الله را به شکل ناکامل خواند، یا مثلاً در «بگذار که در آتش عشق تو فنا شم» محاوره‌ای بودنِ فعل با بقیۀ عبارت سازگاری ندارد.
بهتر است شاعر، مطالعۀ شعر معاصر ـ یا کلاً نوشتار معاصر چه نظم و چه نثرـ را، که انواعِ روحیات و تجلّی‌های انسان امروز را به تصویر و بیان آورده‌اند، جدی بگیرد و چون آشنایی با وزن و برخی نکاتِ آرایه‌های ادبی دارد، به تدریج، این توانایی‌ها را در جهتی به کار بگیرد که ذهنیتِ شعری‌اش با زمانه‌اش هماهنگ و همراه باشد.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.