ذوق زدگی از کشف




عنوان مجموعه اشعار : تازه طراویده ها
شاعر : فاضله هاشمی


عنوان شعر اول : ظهور
در عکاسی قلبم
فیلم نور دیده نگاهت ظاهر نمیشود
عکس صفحه ای بگیر
ظهور تو
داستان زرد کال خواهد بود
فاضله هاشمی غزل

عنوان شعر دوم : بلند
بلند تر از گیسوی ماه نیست
دلتنگی
به نگاهت نمیرسد
فاضله هاشمی غزل

عنوان شعر سوم : اصیل
چشمانت شکلات اند
نگاهت تلخ نیست
کمی شکر بریز
فاضله هاشمی غزل
نقد این شعر از : آرش شفاعی
یک ویژگی خوب در شعرهای شما وجود دارد که باید آن را تقویت کنید، این ویژگی جسارت در یافتن تصویرهای تازه و غیر تکراری است که حاصل جست و جو و کشف ذهنی خودتان هست. البته پیدا کردن تصویر تازه یک چیز است و پرداخت تصویر و شیوه هنرمندانه ارائه آن یک چیز دیگر. شما در بخش دوم ضعف دارید و این ضعف باید با مطالعه، تجربه و تمرین بیشتر رفع شود. درباره این ضعف ها کمی بیشتر حرف بزنیم:
سروده اید:
در عکاسی قلبم
فیلم نور دیده نگاهت ظاهر نمی‌شود
عکس صفحه‌ای بگیر
ظهور تو
داستان زرد کال خواهد بود
تصمیم گرفته اید مجموعه ای از کلمات در حوزۀ عکاسی را گردهم آورده اید. عکاسی، فیلم، نوردیده، عکس و ظهور. این کشف وقتی قرار است به حوزه دیگری مانند شعر عاشقانه گره بخورد، یک کشف است اما شما از این کشف خود ذوق زده شده اید و همه این تصویرها را کنار هم آورده اید درصورتیکه می توانستید برخی از این کشف ها را در شعر خرج نکنید و کشف را به عهدۀ مخاطب بگذارید. مثلاً در عکاسی قلبم اضافه است چون وقتی می گویید فیلم نوردیده نگاهت ظاهر نمی شود و بعد حرف از ظهور می زنید مشخص است که این اتفاقات در عکاسی می افتد. نکته دیگر این که منظور از «عکس صفحه ای بگیر» را توضیح بدهید چون در شعر مشخص نیست. از ظرفیت معنایی «ظهور تو» به اندازه لازم بهره نبرده اید.
در این شعر هم:
چشمانت شکلات اند
نگاهت تلخ نیست
کمی شکر بریز
چرا نوشته اید: نگاهت تلخ نیست، تلخ است بهتر نبود تا شکر ریختن را توجیه کند؟

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.