بیشتر بخوانید




عنوان مجموعه اشعار : دالان ماه!
شاعر : خزان | پرنیان پاکنهاد


عنوان شعر اول : شهر بارانی!
شهر دل ها وقت باران، غم دوچندان می‌شود
در بهشتی خانه باشی، خانه زندان می‌شود

ماجرای آسمان، مصداق احوال من است
عرش دلگیر و برایش، ابر خندان می‌شود

چتر من در خود شکسته، خیسِ بارانم، ببین
شهر دل‌ها وقت باران غم دوچندان می‌شود

- خزان‌

عنوان شعر دوم : پاییز، منم!
پاییز منم، یاد توهم برگ خزان است
راز دل من با همه‌ی شهر عیان است

پوشیده ندارم سخنی، چون سخن عشق
رودی شده در جان و تنم، سخت روان است

مرحم نشدی بر دل من، مرحمتی کن
یک گوشه‌ی چشم تو خودش، کل جهان است

- خزان‌

عنوان شعر سوم : دشوارترین حالت پنهان کاری ...
دشوارترين حالت پنهانكاري،
افسوس بفهمد كه تو دوستش داري!

یک تیر خلاص‌ و رسم حال‌ معشوق
انگار که از دست خودت بیزاری

سوزاندش و از خویش گریزانش کرد
آنکس که بر اوست، رسم مهمانداری!

- خزان
نقد این شعر از : آرش شفاعی
با توجه به سن و سال و تجربه ای که در عرصه سرودن دارید، ایراداتی که در زبان شعرتان دیده می شود؛ کاملاً طبیعی است و این که این نکته ها را گوشزد می کنیم، به معنای نادیده گرفتن توانایی ها و استعدادی که شما در عرصه شعر دارید، نیست. توصیه می کنم همزمان با اینکه شعر می خوانید و مطالعات تان را در حوزه خواندن شعرهای خوب شاعران کلاسیک و معاصر پیش می برید، کتاب هایی درباره شعر، آموزش عروض و قافیه و نیز بدیع را هم بخوانید چرا که این آگاهی ها سرمایه هر شاعری است.
برای مثال توجه به اینکه در یک شعر سه بیتی، نباید دو بار قافیه (دوچندان) را تکرار کرد از طریق همین آگاهی و مطالعه به دست می آید.
مهمترین ایرادی که در شعر شما هست، ایراد در زبان است. در زبان شعر، باید به پختگی لازم برسید به گونه ای که همان چیزی که در ذهن شماست، بدون ایراد در زبان، بدون گنگ بودن زبان و به شکل سالم و سلیس به مخاطب منتقل شود.
مثلا:
شهر دل ها وقت باران، غم دوچندان می‌شود
در بهشتی خانه باشی، خانه زندان می‌شود
در این بیت در هر دو مصرع، ایراد زبان داریم. در مصرع اول، صورت درست جمله این بوده است: در شهر دل ها، وقت باران، غم دوچندان می شود. شما برای اینکه وزن درست شود، در را حذف کرده اید که باعث ضعف در زبان شده است. این ضعف؛ در مصرع بعدی خودش را بیشتر نشان می دهد.در بهشتی خانه باشی دقیقاً یعنی چه؟ منظورتان این بوده است که «اگر خانه ات مانند بهشت هم باشد...»؟ در این صورت شکل فعلی شعر، معنای مورد نظر شما را به صورت سلیس و بدون ایراد منتقل نکرده است.
باز در این بیت:
ماجرای آسمان، مصداق احوال من است
عرش دلگیر و برایش، ابر خندان می‌شود
مشخص نیست، ضمیر ش در برایش، به چه کسی اشاره دارد؟ عرش؟ احوال من؟ با وجود مصرع اول خوب و سالم، مصرع دوم خوب از آب درنیامده است.
بیت دیگری دارید:
مرحم نشدی بر دل من، مرحمتی کن
یک گوشه‌ی چشم تو خودش، کل جهان است
اولاً که مرهم درست است، نه مرهم. ثانیاً مرهم با زخم می آید. ربط میان مرهم و چشم روشن نیست. ثالثاً ربط میان اینکه یک گوشه چشم کسی کل جهان باشد با مرهم بودن او به دل کسی چیست؟ اینکه بین دو تصویری که در دو مصرع آمده است، ارتباطی محکم برقرار کنید، هنر اصلی است.
در این بیت هم:
دشوارترين حالت پنهانكاري،
افسوس بفهمد كه تو دوستش داري!
دوستش داری باید دوسش داری خوانده شود که وزن درست از کار درآید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.