گل های دوزخی حاصل عرق ریزان روحی جستجوگر بر مرزهای خلاقیت است




عنوان مجموعه اشعار : سه شعر
شاعر : عبدالواحد بنی‌سعید


عنوان شعر اول : حادثه
حادثه‌ی چشمانت
درجهانِ حسرت‌ها
از ورای سنگواره‌های ناکامی
لمسِ پنهانِ درد‌واژه‌ای بود
از زبانِ نیاکانم

اینک
به رودِ گِلوهای بریده
از پژواکِ بادبانِ هر زورقی
فواره‌‌ای بلند است
در گرداب زخم‌آگین



وحید ۱۴۰۱/۰۳/۲۲



عنوان شعر دوم : شاید
می‌نشیند
زخم واژه‌ای
بر زبانِ سرخ
بر خیال


شاید
واج‌های سنگ شده
در کلماتِ مکررِ اندوه
بر لاشه‌ی عُریانِ زندگی
جامه‌ای نو بپوشانند

وحید ۱۴۰۰/۰۳/۲۷


عنوان شعر سوم : دست‌ها و پاها
فراوان
انگشتانِ اشاره
افقِ دور را نشانه
اما
دست‌ها بی‌شرمانه
بسیار از هم فاصله دارند.

اینجا
که پاها دیگر
یارای رفتنشان نیست
و زنجیرِ گناه را به دوش می‌کشند
این کوران در آسمان چه می‌‌جویند؟☆

وحید ۱۴۰۰/۰۳/۱۵

☆《بودلر،کوران-گل‌های رنج》
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
درود بر جناب بنی سعید گرانقدر؛
بودلر یکی از مهم ترین چهره های تاثیر گذار شعر جهان است. همان طور که بر مکاتب پس از خود چون سورئالیست ها و دادائیست ها تاثیر گذار بوده در ایران هم بر سروده های بسیارانی که شعر آزاد را آغاز کردند چون خود نیما تا موج نابی ها و شعرای حجم و شعر دیگر و حتا پس از ایشان اثرات غیر قابل انکاری گذاشته است. اما تضادی که یکی از تکنیک های مهم بودلری به حساب می آید و دو قرن بعد از سمبولیسم او در پست مدرنیسم هم بر جسته شد؛ چیزی است ورای آنچه در بندی از اثر ارسالی نخست شما با آن مواجه می شویم.
آن را مرور کنیم:
حادثه‌ی چشمانت
درجهانِ حسرت‌ها
از ورای سنگواره‌های ناکامی
لمسِ پنهانِ درد‌واژه‌ای بود
از زبانِ نیاکانم

اینک
به رودِ گِلوهای بریده
از پژواکِ بادبانِ هر زورقی
فواره‌‌ای بلند است
در گرداب زخم‌آگین

پاراگراف نخست روایت حادثه ایست که سنگ هم شده باشد کهنه نیست و در قوم سراینده ادامه دارد؛ حالا بند دوم و در واقع نهایی چیزی است بکل بی مفهوم غیر موثر و تنها نمونه ای از ابهام مخل می تواند باشد و کاری به کار ساختار شعری که باید شکل دهنده و تمام کننده‌ی روایت باشد؛ ندارد. مجموعه ای از مراعات النظیر های رود و بادبان و زورق و فواره و گرداب که ربطی نه رو ساختی و نه ژرف ساختی به هم دارند و فقط کنار هم نوشته شده اند. تضاد گرداب زخم آگین با زورق و رود آن چیزی نیست که مثلن بودلر در سطر سپردن تعلیم آموزه های مهم مذهبی به دست شیطان برجسته سازی می کند.
اما در سروده ی دوم :
می‌نشیند
زخم واژه‌ای
بر زبانِ سرخ
بر خیال


شاید
واج‌های سنگ شده
در کلماتِ مکررِ اندوه
بر لاشه‌ی عُریانِ زندگی
جامه‌ای نو بپوشانند
اینجا پاراگراف نهایی به خوبی با سود جستن از تضاد بودلری در کنار پاراگراف نخست، اثر را سر و شکل داده؛ عاقبت بخیر می کند. جایی که قرار است واج های سنگ شده از فرط کهنگی در کلمات مکرر اندوه ( مکرر است و تازه نیست ) جامه ای نو بر لاشه ای ( درونی تهی و کهنه ) بپوشاند. این گونه است که ساختار اثر، ( نخواهد توانست ) را به خوبی اجرا می کند و نشان می دهد بی آن که آن را بر زبان آورد.
و سروده ی سوم :
فراوان
انگشتانِ اشاره
افقِ دور را نشانه
اما
دست‌ها بی‌شرمانه
بسیار از هم فاصله دارند.

اینجا
که پاها دیگر
یارای رفتنشان نیست
و زنجیرِ گناه را به دوش می‌کشند
این کوران در آسمان چه می‌‌جویند؟
توضیح دیگری جز گفته های پیشین بر آن نمی توان افزود. اما با توجه به این که امروز نخستین اثر ارسالی شما به پایگاه رسیده است بر خود فرض می دانم نخست شعری از جناب بیژن الهی را به یادگار با شما به اشتراک بگذارم :
با این همه خواب نداری/ شبی درازی و خواب نداری/ روزی و آفتاب نداری../ با این همه باید یک بار/ یک تشنگی بلد بوده باشی،/ یک بار یک سراب ساخته باشی/ وسط دریا
و سپس با توجه به نکاتی که در بالا به اختصار عرض شد، موارد کلی ذیل را که به دوستان دیگری نیز در همین پایگاه به تناوب تقدیم کرده بودم به شما نیز دراین دیدارمان پیشنهاد کنم:
یک - مطالعه ی پیشینه‌ی نوگرایی و توصیه‌ی مشخص بنده، خواندن کتاب مستطاب تاریخ تحلیلی شعر نو به قلم جناب شمس لنگرودی است.
دو- مطالعه‌ی جدی شاعران تراز اول شعر آزاد و توصیه‌ی مشخص و حداقلی بنده : شاملو، نصرت رحمانی، فروغ، رویایی، براهنی، باباچاهی و چند شاعر مهم جریانی موسوم به شعر دیگر (الهی، هاشم نژاد، اردبیلی، چالنگی و بنیاد) و شعر دهه‌ی هفتاد
سه - مطالعه‌ی چند کتاب مهم در مورد شعر و جریان شعر امروز و توصیه‌ی مشخص و حداقلی بنده : "از زبان شناسی به ادبیات - جلد دوم شعر" نوشته‌ی دکتر کوروش صفوی، "از سکوی سرخ" و "عبارت از چیست" نوشته‌ی یدالله رویایی و کتاب های بسیار مهم جریان شعر امروز "طلا در مس"، "گزارش به نسل بی سن فردا" و "خطاب به پروانه ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم" نوشته‌ی دکتر رضا براهنی
چهار - آشنایی زدایی کلی ترین عنوان برای تکنیکِ تولیدِ شعر به حساب می آید و در نتیجه اقسام قاعده افزایی ها و قاعده کاهی ها که در کتاب ارزشمند دکتر صفوی ( در بند پیشین یاد شد ) به خوبی توضیح داده شده اند؛ به همین منظور - غریبه گردانی - صورت می پذیرد. ساده ترین راه، استفاده از روش هایی است که بر بدنه و رویه‌ی زبان اعمال می شود ( مانند به کارگرفتن لغات محلی، آرکائیک و ... واج آرایی ها و یا آنچه قدما به آن مراعات النظیر می گفته اند. ) چرا که کاری کارستان برای تعویق معنا انجام نداده ایم و وارد بازی های معنایی حاصل از مجاورت و جانشینی ها نشده ایم تا ژرف ساخت هایی متنوع را در دل روساخت اثر جا داده باشیم و به تکثرِ معنا، دامن زده باشیم. برای روشن تر شدن منظورم به ذکر مثالی از جناب دریدا اکتفا می کنم: یک زبان آموز برای یافتن معنای کلمه ای ناچار به مراجعه به لغت نامه ایست که در همان زبان گرد آوری شده (نمونه‌ی انگلیسی اش می شود آکسفورد) و لاجرم در دل توضیحات مقابل لغت مورد نظر به کلمه های دیگری بر خواهد خورد که با معنایش نا آشناست و در پی جستن معنای آن ها رفتن و رفتن به انتشار معنا منجر خواهد شد. در شعر عملکرد ما در محورهای جانشینی و هم نشینی تکثر روساخت اثر به ژرف ساخت هایی چندگانه و تاویل پذیر را موجب خواهد شد و حلاوت و ماندگاری اثر را تضمین خواهد کرد.
پنج - ضروری است این نکته را در نظر داشته باشیم که در کنار تکنیک، توجه به نحوه ی توسعه وتکثر معنا یعنی فرم و ساختار اثر ( شکل ذهنی و شکل بیرونی اثر )، ریتم، لحن و موسیقی نیز مسایل متنوع دیگری است که در تکمیل ظواهر و تعمیق بخشیدن به تکنیک های متنوع و به کار گرفته شده‌ی اثر موثر خواهد بود همان قدر که تازه و بکر بودن تصاویر و مضامین پرورش یافته در دل اثر.
شش - زیستِ مساله مندِ هنرمند هم یکی از مهم ترین رازهای هنرورزی اش می باشد - مضمون پردازی های تازه و بکر و عمیق نهفته در دل این نکته است - بدون تاثر لحظه ای و در فرایندی دراز مدت و در عرصه‌ی خیال ورزی های هنری اش. زیرا که تحت تاثیر لحظه ایِ هر حادثه‌ی تاریخی یا اثر هنری دیگر سرودن، نتیجه ای دم دستی و بی هویت فراهم خواهد ساخت که نه تازه است؛ نه عمق دارد و نه تحت تاثیر قرار می دهد.
تا بعد ...

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.