تمرکز در اصل اتفاق اثر




عنوان مجموعه اشعار : طعم گس باران
شاعر : فاطمه حقیقی


عنوان شعر اول : 1
از بیروت تا سیاهی‌های آفریقا
روی شانه‌های جنون
رقصیده‌ام
از هرات تا جزایر زیبای استرالیا
پا به پای باد
رقصیده‌ام
از زاگرس تا بریتانیا (لندن)
زیر سایه‌ی درختان پیر بلوط
رقصیده‌ام
و برگونه‌های ظریف هزار رنگین‌کمان
بوسه زده‌ام
و تا رنگین‌کمان بعد
دوباره
رقصیده‌ام ...

من جهانی را
به رویای تو
رقصیده‌ام
جهانی، که دستان تو را
به دستانم می‌سپرد

دست‌هایت
شاخه‌های ترد انگور
آغشته به عطر تازه‌ی لیمو
گره از گره‌ی باد می‌گشود
تا من
چشم در چشم جهان
زیر باران
بی‌انتها
رقصیده‌ام



عنوان شعر دوم : 2
.

عنوان شعر سوم : 3
.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
این متن می‌تواند موید حرکت هدفمند شاعر در جهان شعر باشد. حرکت از تبدیل واقعیت به فراواقعیت به نحوی که به خلق اقناع کننده‌ای در حوزه‌ی ادبیات منتهی شود. خلقی که هم به آگاهی مخاطب می‌افزاید و هم او را از زیبایی صادره منتفع می‌سازد. مقصود از شعر جز این نیست که به اعجاز کلام، معنا را منتقل کنیم و از جهان تجربه شده، جهانی دیگر بیافرینیم و یک بنای ماندگار باقی بگذاریم که در اثر مرور زمان کمتر دچار خسارت شود. حرکت هدفمند شعر دوست ارجمند «فاطمه حقیقی» اگر نه به تمامی اما بر همین سبک و سیاق است و اهتمام شاعر خرج مانایی و مهارت نوشتاری مبتنی بر زیباشناسی ادبی شده است. هر مسیری قطعاً فراز و فرودی دارد و حرکت در مسیر ادبیت کلام نیز به تبع همین اصل افت و خیزهایی را پیش روی و پشت سر شاعر رقم خواهد زد که اگر به طور مشخص بخواهم در شعر «حقیقی» نمونه‌ای از آن ذکر کنم می‌توان به فرود ابتدایی اثر که صرفاً گزارشی شاعرانه و کم تاثیر در اصل معنا و فراز بعدی و موثر متن در بخش پایانی اثر است که با کمترین هزینه و بیشترین مجانست واژگانی و حذف فانتزی‌نویسی در شعر به نتایج قابل ملاحظه‌تری رسیده است. به چند نمونه‌ی زیر توجه می‌دهم:
- از بیروت تا سیاهی‌های آفریقا/ روی شانه‌های جنون/ رقصیده‌ام
- از هرات تا جزایر زیبای استرالیا/ پا به پای باد/ رقصیده‌ام
- از زاگرس تا بریتانیا (لندن)/ زیر سایه‌ی درختان پیر بلوط/ رقصیده‌ام
هم‌چنان که ملاحظه می‌شود شاعر با یک فرمول نوشتاری و با کمترین وسواس انتخاب و چرخش‌های هارمونیک که به ارتقای سطح کیفی متن کمک کند، ذهنیت خود را پیاده کرده و در واقع آن چه از آن به عنوان خلاقیت اجرایی یاد می‌کنیم اتفاق نیفتاده است. جهان صادره در این سطرها جهان تعریف ناشده‌ای‌ست که به جبر و اصرار شاعر هم نمی‌تواند در ذهن مخاطب بازآفرینی شود و در واقع نقش مفهومی سطرها صرفاً بر عهده‌ی یکی دو واژه افتاده‌ است که برای هر کدام از ما نیز سابقه‌ی ذهنی ادبی دارند. به همین قلم و از همین شاعر اما درست در چند سطر بعدی شاهد یک رویداد ادبی سازمان یافته‌تر و اثری خلاق که تخیل جهنده‌ای را به نمایش می‌گذارد هستیم.
- من جهانی را/ به رویای تو/ رقصیده‌ام/ جهانی، که دستان تو را/ به دستانم می‌سپرد
- دست‌هایت/ شاخه‌های ترد انگور/ آغشته به عطر تازه‌ی لیمو/ گره از گره‌ی باد می‌گشود
مهمترین نکته‌ی آفرینش ادبی برای نظام‌یافته‌تر کردن انتخاب درست شروع و پایان شعر است. به دوست شاعرم توصیه می‌کنم بی‌هیچ تعجیلی در انتشار متن، به دقت در وضعیت نهایی اثر متمرکز شود و از بسامد توصیفات و تجمع گزارش‌های کم‌اثر بکاهد. برای نمونه و هدایت اجرایی خانم «فاطمه حقیقی» یک پیشنهاد برای دوباره‌نویسی بخش‌هایی از این متن ایفاد می‌کنم:
- از بیروت تا سیاهی‌های آفریقا/ روی شانه‌های جنون/ رقصیده‌ام/ از هرات تا جزایر زیبای استرالیا/ پا به پای باد/ رقصیده‌ام/ از زاگرس تا بریتانیا (لندن)/ زیر سایه‌ی درختان پیر بلوط/ رقصیده‌ام
- از بیروت تا آفریقا/ از هرات تا جزایر استرالیا/ از زاگرس تا بریتانیا/ رقصیده‌ام/ شانه‌به شانه‌ی جنون/ پا به پای باد/ و در سایه‌ی کهنه بلوط‌ها

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
فاطمه حقیقی » 6 روز پیش
با درود و مهر جناب بهداروند عزیز سپاسگزارم بابت وقتی که در اختیار بنده گداشتید و بابت راهنمایی های بسیار خوب شما ، امیدوارم بتوانم با استفاده از رهنمودهای شما بهتر و بهتر بنویسم . جسارتا عرض کنم در شعر بالا سعی کردم بین زیبایی ها به زشتی ها پلی بزنم: از بیروت (عروس خاورمیانه) به سیاهی های آفریقا ، و هم چنین از زشتی ها به زیبایی ها : از هرات تا جزایر زیبای استرالیا ، و از زیبایی ها به زیبایی ها : زاگرس و بریتانیا ( درختان بلوط سمبل هر دو مکان است) و به همین دلیل سیاهی های آفریقا رو حذف تکردم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.