جست و جوی افق های تازه




عنوان مجموعه اشعار : ستاره
شاعر : مهرداد ابراهیمی


عنوان شعر اول : آسمان
نشسته آن ورِ گوشی، دلِ ستاره ای غمگین
- «سلام؛ حال من خوبست! شما کجای غم هستین؟»

به در نگاه می دوزد، که سال هاست بسته است
+ «در انتها... دلم بدجور، از این زمانه خسته است»

بدون مکث می پیچد، پزشک نسخه ای دارد
- «دیازپام! تا این دل، کمی سبک شود شاید»

سپس نگاه می دوزد، به آسمانِ پر ابرش
ستاره می شمارد... صفر... وَ صفر... تا تهِ صبرش

و فکر می کند هر کس، در آسمان دری دارد
- «نه؛ آسمان نمی میرد؛ اگرچه آخری دارد»

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
آقاي مهرداد ابراهيمي يك مثنوي 5 بيتي ارسال كرده است. نگاهي به پرونده ي شعري ايشان نشان مي دهد كه پيش از اين شعرهاي ديگري در قالب غزل و سپيد هم فرستاده بودند. اين شعرها نشان مي دهند شاعر با وجود سن كم و تجربه هاي شاعرانه كوتاه، از ذوق و توان نسبتاً بالايي برخوردار است. نقدهاي كاربردي و دقيقي توسط منتقدان محترم بر شعرهاي ایشان نوشته شده است. من نيز با نگاهي به مثنوي 5 بیتی «آسمان» نكاتي را بر آنها خواهم افزود.
اولين نكته در مواجهه با اين شعر، وزن نسبتا جديد و كم كاربرد آن است. وزن اين شعر در حقيقت وزن دوري است و از تكرار دو رکن «مفاعِلن مفاعيلن» ساخته شده است. تلاش شاعر برای کسب آزمون و تجربه در حیطه وزن های جدید و کشف افق های تازه، ستودنی ست. پيرامون استفاده از اوزان كم كاربرد و جديد، منتقد ارجمند آقاي حسين جلال پور در نقدي با عنوان« مي توانيم» به تفصيل سخن گفته اند و به نكات دقيقي اشاره كرده اند كه نیازي به تكرار آن نمي بينم و توجه آقاي ابراهيمي را به مطالعه و مرور دوباره ي آن نقد جلب مي كنم.
باری، اين شعر را مي توان يك شعر روايي دانست. روايتي كوتاه بر پایه ی گفت و گویی درونی و یکجانبه با زاويه ي ديد داناي كل كه حال و روز عاشق درون شعر را براي مخاطب روايت مي كند. البته بايد گفت كه اين روايت بخشي يا برشي از يك برهه ي كوتاه زندگي آن عاشق است و به دليل كوتاه بودن شعر، مخاطب، قبل و بعد آن را نمي داند و به همين دليل ممكن است قدري گيج و سرگردان شده و در ذهن او سوالاتي ايجاد شود.
بعضی از بخش های شعر از زبان یکدستی برخوردار نیست. در همین بيت نخست این ناهمگونی زبان به چشم می خورد که قدری آزار دهنده است:
نشسته آن ورِ گوشی، دلِ ستاره ای غمگین
- «سلام؛ حال من خوبست! شما کجای غم هستین؟»
استفاده از «ور» به جای «طرف یا سمت» و کاربرد شکل شکسته و محاوره ای فعلِ «هستید» با کلیت این بیت ناهمگون است. شاید شاعر قصد داشته با این کار، در شعر خود صمیمیت ایجاد کند. در این مورد باید بگویم موفق نبوده و این کار تنها سبب ناهماهنگی در زبان شعر شده که چندان دلچسب و پسندیده نیست.
در بیت دوم این شعر برای درست شدن وزن باید هـ غیر ملفوظ در آخر کلمات "بسته / خسته" را تلفظ کرد و با اشباع خواند. این نیز پسندیده نیست و شعر را از زبان طبیعی و روان دور کرده است.
به این موارد اضافه کنید ابهام و نارسایی معنا و مفهوم را در این بیت:
سپس نگاه می دوزد، به آسمانِ پر ابرش
ستاره می شمارد... صفر... وَ صفر... تا تهِ صبرش
در مجموع این شعر با همه ی ارزش ها و زیبایی هایش، قدری کوششی به نظر می رسد. برای شاعر این سروده آرزوی روزهایی سبز و پربار و سروده هایی زیبا و درخشان دارم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.