مخاطب هوشمند شعر امروز




عنوان مجموعه اشعار : بی نام
شاعر : سعیده نائینی


عنوان شعر اول : جا گذاشت خودش را تا خودم باشم
جامانده
درگوش او،صدای تیر وتفنگ
پشت پلکش ،خواب
و پشت میدان، پاهایش
اما
دست های مهربانش
هنوز ایستاده اند
درانتظاربهار
برگ های پائیزرا پس می زنند

نگاه نمدارش
خواب را بیدار می کند

گلدان شکسته اش
با عطر گل های میخک
مرا میخکوب می کند
به تکه های جامانده

رختی سپید می پوشد
تا
بنا شود
عقد خوشبختیم

اذان می گویند
اذان می گویند
ومن
از آن می گویم
از آن که جا گذاشت
خودش را تا خودم باشم

#سعیده نائینی
#جا گذاشت خودش را تا خودم باشم

عنوان شعر دوم : اولین گام
دلم شور می زند
اولین گام را برداشتم
لا
به تمام آرزوهایم

#سعیده نائینی
#پریسکه
#اولین گام

عنوان شعر سوم : کمی هیزم بیاور
اجاق دلم گرم نیست
تا جنگل وجودت باران نخورده
کمی هیزم بیاور

#سعیده نائینی
# پریسکه
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر بخواهيم مرزي ميان شعر و نثر قائل شويم نثرهاي شاعرانه مي تواند نام مناسبي براي آن مرز باشد. در اين مرز شاعر بايد به فراست مولفه هاي شعرآفريني را دريابد و با به كارگيري آن ها در تجربيات خود، ناخودآگاه آفرينشي خود را به نحوي تربيت نمايد كه در فاصله ي كوتاه كشف و انتقال موضوعات، بتواند طراحي و معماري سازه ادبي خود را همزمان اتفاق ببخشد. شروع يك شعر همواره از اهميت دوچنداني برخوردار بود هاست و با كمي دقت در نمونه هاي موفق ادبي متوجه مي شويم كه شعرهاي نام و نشان دار عموماً از مولفه ي خوش آغازي برخوردارند. برگرديم به نقطه ي شروع شعر اول: جا مانده/ در گوش او، صداي تير و تفنگ ... و مقايسه كنيم مثلا با اين شعر از قيصر امين پور: قطار مي رود/ تو مي روي/ تمام ايستگاه مي رود... در شروع شعر اول كم جاني و گزارش گونگي مانع التذاذ مخاطب مي شود و در شعر دوم فقط به واسطه ي بازي كردن با كلمه رفتن كه گاه شي و گاه انسان است مخاطب متوقف مي شود و با شاعر همراه مي شود. اين بحث كمتر مورد توجه بسياري از شاعران است و توجه به همين نكته ساده مي تواند علاوه بر زيباتر كردن شعر و التذاذ بخشي به مخاطب، باعث كوتاه تر شدن شعر به واسطه ي درخشش موضعي و اقناع شاعر و مخاطب مي گردد.اين كه در بسياري از نقدها توجه شاعران را به وسواس در گزينش واژگان و ايجاز در متن جلب مي نمايند از اين رو است كه ورود بلا تاثير هر عنصر در اتمسفر شعر مي تواند توصيه نمي شود به عنوان نمونه با حذف و جابجايي و فشردگي مي توان چند سطر نخست شعر را نجات داد. نكته ديگري كه شاعر بايد بدان توجه عميقي نمايد تفاوت مخاطب امروز با مخاطبان ديگر دوره هاي شعر است. پيش از اين روزگار، شعر به عنوان هنري منفرد و نزديك تر به توده از جذابيت و اقبال عمومي وسيع تري برخوردار بود اما در اين روزگار به واسطه در دسترس بودن ديگر هنرها و جذابيت هاي انحصاري، جلب و جذب مخاطب از صعوبت دو چنداني برخوردار است و اين كار شاعر است كه با ابداع و خلاقيت هاي كم سابقه و شگردهاي زباني و الگوهاي كمتر تجربه شده مخاطب را در فضاي شعر باقي بگذارد. از اين رو توجه به هوشمندي مخاطب و درك متفاوت او بايد در جريان توليد اثر ادبي به طور خاص مد نظر قرار گيرد. در اين شعر اتفاقاتي كه وارد چرخه ي توليد اثر شده اند اتفاقاتي نيستند كه مخاطب را به لذت ادبي نزديك كند. اين خطر بزرگي است كه شعر را تهديد مي كند. بايد در متن شعر و در وراي متن شعر اتفاقاتي نهففته باشد كه مخاطب با رمزگشايي و دسترسي به ژرف ساخت شعر احساس رضايت كند و تهيدست از مطالعه يك شعر باز نگردد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.