نگاه تازه به جهان پيرامون




عنوان مجموعه اشعار : تنهایی شهر
شاعر : محسن یغمائی


عنوان شعر اول : ..
شهر تاریک
و هوای دل من سرد تر از هرروز است
غم دوری بر دل
سخن از عشق دروغ
حرف هایم همه از درد و غم و فاصله ها
اشک هایم باران
تند و بی رحم بر صورت من می تازد
و غم رفتن تو
چاشنی هر غزلم
نفسم سرد
زندگی سخت
مرگ در یک قدمی است
هر نفس جوخه دار ، که به آن محکومم

عنوان شعر دوم : ..
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست ارجمند آقاي محسن يغمايي يك شعر نيمايي فرستاده اند و نوشته اند كه مدت سه سال است در زمينه شعر نو فعاليت مي كنند. اي كاش در زمينه تجربه ها و مطالعات شعري شان بيشتر توضيح مي دادند. به هر تقدير همين يك شعر نشان از آشنايي اوليه ي ايشان با شعر دارد اما اشكالات متعددي در آن به چشم مي خورد كه در ادامه اشاره خواهم كرد.
نمي توان حكم كلي صادر كرد اما به نظر مي رسد كساني كه ابتدا در قالب هاي كلاسيك طبع آزمايي مي كنند و بعد از آن به سراغ قالب هاي نو مي روند، در سرودن شعر سپيد و نيمايي موفق ترند؛ چرا كه كلنجار رفتن با واژه ها و الزام به رعايت وزن و قافيه در قالب هاي كهن، شاعر را متبحر و آزموده مي كند.
در شعر مورد بحث كه نيمايي ست، وزن به شيوه ي اين قالب رعايت نشده است. وزن و قافيه در قالب نيمايي قواعد خاصي دارد كه خوشبختانه اين اصول و قواعد توسط پيروان و شاگردان نيمايوشيج به صورت روشن و علمي تدوين شده است.(كتاب بدعت ها و بدايع نيمايوشيج اثر مهدي اخوان ثالث)
اولين و مشخص ترين ويژگي شعر نيمايي، آزادي شاعر در كوتاه يا بلند كرن مصراع هاست.در اين قالب گاه مي توان مصراعي يك يا دو كلمه اي داشت و گاه مصراعي به بلندي يك جمله؛ اما همه ي مصراع ها بايد بر يك زنجيره ي وزني يكسان بنا شوند. مثلا اگر شعر با وزن مفاعيلن شروع مي شود مي توان در يك مصراع يك مفاعيلن داشت و در مصراع بعد دو، سه، چهار و يا ... مفاعيلن. اما نمي توان وارد زنجيره ي وزني ديگري شد. به اين بخش از شعر نيما توجه كنيد:
مي تراود مهتاب (فاعلاتن فع لن)
مي درخشد شب تاب(فاعلاتن فع لن)
نيست يكدم شكند خواب به چشم كس و ليك (فاعلاتن، فعلاتن، فعلاتن، فعلن)
غم اين خفته ي چند(فاعلاتن فع لن)
خواب در چشم ترم مي شكند.... ( فاعلاتن، فعلاتن، فعلن)
شعر آقاي يغمايي هم اين گونه آغاز مي شود:
شهر تاريك (فاعلاتن)
و هواي دل من سردتر از هر روز است (فعلاتن، فعلاتن، فعلاتن، فع لن)
اما اين روند در ادامه دچار مشكل مي شود و وزن به هم مي ريزد. به علاوه شروع و پايان مصراع ها در شعر نيمايي بسيار اهميت دارد؛ بايد زنجيره ي هجاها در هر مصراع از محل يكساني شروع شود و تا آنجا كه شاعر لازم بداند ادامه يابد. در شعر ايشان در چندين سطر اين اصل رعايت نشده است. البته رعايت اين قواعد بسيار دشوار است و حتي گاه شاعران مطرح و باتجربه هم در آن دچار مشكل مي شوند. براي رفع اين ايراد اول مطالعه ي نمونه هاي خوب نيمايي از شاعراني چون اخوان ثالث، شفيعي كدكني، قيصر امين پور و ... ضروري ست و سپس مطالعه ي كتاب هايي كه اين قواعد را بيان كرده اند. (كتاب «روزنه» اثر شاعر و پژوهشگر ارجمند آقاي محمد كاظم كاظمي در اين زمينه ي نمونه ي بسيار كاربردي و خوبي ست.)
از اين مورد كه بگذريم در شعر مورد بحث، نگاه تازه و تصاوير خلاق شاعرانه هم ديده نمي شود. انتخاب يك قالب تازه صرفاً نمي تواند شعر ما را تازه و امروزي كند. نگاه تازه، واژگان امروزي و لحن و بيان نو نيز لازم است. تخيل شاعر در اين شعر كليشه اي و تكراري ست. به عنوان مثال تشبيه اشك به باران كه كه از فرط تكرار، زيبايي و تاثير خود را از دست داده است.
خوب است دوست عزيزمان تمرين كنند تا به پديده هاي اطراف نگاهي تازه تر داشته باشند و براي بيان احساس و افكار خود از تصاوير ملموس دنياي پيرامون خود بهره بگيرند. چيزي كه نيمايوشيج هم در سخنانش بر آن تاكيد بسيار داشت.(در مورد قافيه و قواعد آن در شعر نيمايي در نقدهاي بعدي صحبت خواهيم كرد.)
با آرزوي روزهايي سبز و پربار براي اين دوست گرانقدر.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.