دشواری رباعی سرایی




عنوان مجموعه اشعار : چکاوک
شاعر : حسن شوهانی


عنوان شعر اول : برکه
دلبسته ی ماه نقره ای پوش شده ست
دریا شدنش نیز فراموش شده ست
این برکه ی بیچاره نمیداند ماه
با تک تک برکه ها هم آغوش شده ست

عنوان شعر دوم : بیراهه
آغاز شدم بین همین بیراهه
محکوم هزار و چندمین بیراهه
من رودم و از درد به خود میپیچیم
از تیزی سنگلاخ این بیراهه

عنوان شعر سوم : موج
هر موج گرفته از تو یک ضربآهنگ
دریا به هوایت زده سر را بر سنگ
تا که بزند به رد پایت بوسه
صد بار هوای خودکشی کرد نهنگ
نقد این شعر از : آرش شفاعی
رباعی خوب گفتن کار بسیار سختی است. رباعی با ایجازی که خود به خود به شعر تحمیل می کند، فرمی که از پیش در اختیار شاعر می گذارد و نیز نیاز به ضربه ای که در پایان باید به مخاطبان وارد شود، از سخت ترین ومشکل ترین قالب های شعر فارسی است. دوست خوبمان توانسته است تا حدود زیادی از عهدۀ رباعی برآید. بخصوص شعرهای او مصرع های سوم و چهارم خوبی دارند. طبیعتاً عمده رباعی سرایان معمولاً بیت آخر رباعی را می سرایند و براساس آن بیت نخست رباعی ساخته می شود. به همین دلیل در موارد زیادی بین بیت اول و دوم خیلی از رباعی هایی که معمولاً از شاعران جوان و یا باسابقۀ کمتر می خوانیم، این ایراد دیده می شود. در همین رباعی ها، رباعی های دوم و سوم بخصوص دچار این معضل هستند. یعنی از همان ابتدا مشخص است شاعر بیت اول را برای این سروده است که بیت دومش پوشش داده شود. رباعی دوم از این منظر آسیب پذیرتر است. حتی از همان ابتدا می شود قافیه پایانی شاعر را حدس زد. اما مساله اصلی آنجاست که بیت اولی که برای رباعی دوم ساخته شده است، بیت خوبی هم نیست. آغاز شدم بین همین بیراهه و محکوم هزاروچندمین بیراهه هیچ کمکی به تصویر اصلی شعر که دربارۀ یک رود است نمی کند. آیا آغاز شدن بین بیراهه، توصیفی است که ما را به یاد رودخانه می اندازد؟ به نظر می رسد اگر شاعر رباعی سرای ما در این باره بیشتر دقت به خرج دهد، موفق تر خواهد بود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.