دور از ذهن




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : احمد دَرّودی


عنوان شعر اول : آتش بزن دوباره دری را که سوخته
آتش بزن دوباره دری را که سوخته یا شرحه شرحه کن جگری را که سوخته با چشم های خیس و پر ازخون نظاره کن در آسمان شب قمری را که سوخته ای کوه سربلند به دامان خود بگیر در اوج بی کسی کمری را که سوخته با آب شست و شو بده یاس کبود را با گریه غسل کن پسری را که سوخته ### ققنوس زنده می شود از هُرم سوختن از ما مگیر بال و پری را که سوخته

عنوان شعر دوم : ....
....

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
از مزیت‌های شعر پیش رو می‌توان این نکته را برشمرد که برخلاف بسیاری از شعرهای مذهبی این روزگار، بیش از این‌که قصد آه و ناله داشته باشد به دنبال ایجاد فضا و روبه‌رو قرار دادن خواننده‌ی شعر با موقعیت‌هایی است که شعر قصد بازسازی آن‌ها را دارد.
اما از ضعف‌هایی که برای شعر می‌توان در نظر گرفت یکی ضعف در محور عمودی شعر است که این آسیب به‌خصوص در ارتباط بیت اول با دیگر بیت‌ها به چشم می‌خورد و این آسیب به حدی است که باعث تضاد در منطق معنایی متن شده است.
این ضعف محصول نوع استفاده از فعل‌ها و ضمیرها است و این رویکرد باعث شده تا امکان این تأویل به وجود بیاید که مخاطب بیت اول و دیگر بیت‌ها یک نفرند. راوی به همان شکلی که مسبب ماجرا و به عبارتی ظالم را مخاطب قرار می‌دهد، مظلوم را هم مورد خطاب قرار می‌دهد. این نوع رویکرد نسبت به ضمایر، نوع فعل‌ها و عدم وجود پلی روایی بین بیت اول و دوم باعث شده تا امکان این تأویل به وجود بیاید تا کسی که در بیت اول با بی‌رحمی تمام، درب منزل را آتش زده «آتش بزن دوباره دری را که سوخته»، هم‌ردیف با شخصیت مظلوم و عزادار واقعه قرار گیرد«با چشم‌های خیس و پر از خون نظاره کن».
اما از منظر نوع بیان در بیت سوم با عبارت به دامان گرفتن کمر مواجه می‌شویم «ای کوه سربلند به دامان خود بگیر/ در اوج بی‌کسی کمری را که سوخته» که این عبارت از منظر تصویری و عاطفی در راستای متن نیست و تصویر به دامان گرفتن کمر، متن را از جدیت دور کرده است. این عبارت از منظر بینامتنی هم به ماجرایی هم‌راستا با متن اشاره نمی‌کند.
در مصراع «با گریه غسل کن پسری را که سوخته» استفاده از فعل «غسل کن» در این بافت زبانی صحیح به نظر نمی‌رسد و ظاهراً «غسل دادن» مدنظر بوده است و به این ترتیب این مصراع به تعقید دچار شده است.
در بیت آخر اشاره به ققنوس با تصویر بال ‌و پر سوخته هم‌راستا نیست چرا که ماجرای ققنوس به‌یک‌باره سوختن و زایشی از نو است و راوی نه از سوختن کامل بلکه از بال و پر سوخته و سوختنی ناقص سخن به میان می‌آورد «ققنوس زنده می‌شود از هُرم سوختن/ از ما مگیر بال و پری را که سوخته» که این رویکرد منطق متن را دچار اختلال کرده است. از سوی دیگر باید به این نکته هم اشاره کرد که آوردن این استدلال که ققنوس از«هرم سوختن» زنده می‌شود امکان این تأویل را به وجود آورده که راوی ققنوس را مرغی مرده فرض کرده که به‌واسطه‌ی گرمای حاصل از سوختن زنده می‌شود که متن از این منظر به کژتابی دچار شده است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۲
هادی قربانی » پنجشنبه 19 بهمن 1396
سلام یعنی این قدرسخته رعایت نظم و نظام تو تایپ کردن ؟
احمد دَرّودی » چهارشنبه 18 بهمن 1396
سپاس از نقد شما، در این شعر مخاطب کل بیت ها یک شخص{حضرت علی (ع)} است. در بیت سوم هم کمر سوخته استعاره از پهلوی سوخته است. در رابطه با غسل کن کاملا حق با شماست. در رابطه با ققنوس هم این طور فهمیدم که معنا می بایست این گونه بیان می شد که ققنوس با سوختن دوباره زنده می شود. اما اینکه آوردن بال و پر حکایت از سوختن کامل نیست، به نظرم خیلی سخت گیرانه است که البته توجه به آن هم منجر به بهبود کیفیت شعر می کند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.