بيشتر ببينيم




عنوان مجموعه اشعار : ستاره ها در رقص اند
شاعر : کاظم علمی


عنوان شعر اول : اشک باری
دوباره باز
عصرهای جیوه ای

دوباره باز
ظهرهای شیشه ای

و دوباره
آن لکنت آهنگ صبور نور سرگردان سبز

و در آینه
بهت پریشان چیزی
در عبور غبار سهمگین عاطفه در اوج
و میانجیگری نبض نابسامان قلب
در عطوفت غروب اطمینان
در الهام آوار
و پنجره های آبستن از شرم
در تردد تردید هفته های مسکوت
و آتش بازی آوازهای تنهایی
در گلوی پرنده ی عاشق
و آنگاه
خروش مکرر نگاه خاموشی
بر دیوار
و شعور سوخته ای بر سایه های سرشکستگی
و دوباره باز
عزیمت مصلوب مسافری زخم دیده از فراق

و دوباره
و دوباره باز
تکلم زیبایِ برهنه ای
از جنون خراشیده بر دستان بهار

عنوان شعر دوم : ماه،تنهاست
ماه تنهاست
اگرچه دلم
به مهتاب اش می گرید
اگرچه
ابر سیاه قلبم را
روشن می کند

ماهِ تنها
پس از درون آسمان
قلب منقلبی
چه حزن آلود می خواند
رنگِ بی رنگی را
و راز این سکونِ دمادم
از اسارتِ آن سایه یِ روشن
حیات می گیرد

درون این تاریکیِ بی انتها
چه قدر تنهایی ای ماه
و عاشقانی که تو را می نگرند
در سکوت بی مِهرِ اشاره هایِ تب دارشان

عنوان شعر سوم : یک روز دیگر
یک روز دیگر گذشت

یک روز دیگر
در انتهای دلتنگی
در اعماق تنهایی

یک روز دیگر گذشت

روزی که می توانست
روز خوشبختی های بیگانه و ساده ی تو باشد
روز انعکاس خنده های بی رنگ و بی همتا
روز شکستن زخم و دردهای بی جا

روزی که می توانستی
از انتظار طاقت فرسای بیهودگی
خلاص شوی
و از فرسایش آن نومیدی مرگبار
رها

روزی که می شد
از تقلای بی بُعد این سودای بی جواب
در اعماق خسته ی جان ات
بگریزی
و در سایه بانی از احساس عشق...

یک روز دیگر گذشت
روزی که به مرگ ات نزدیک تر کرد
در اعماق تنهایی
در انتهای دلتنگی
و تو را در بارش غصه دارترین باران لحظه ها
تنها گذاشت
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شعر، فرصت بروز مواجهات شاعر با دنياي ذهني و عيني خويش است و اين فرصت بايد چنان مغتنم شمرده شود كه مخاطب در اندك زمان همراهي باشاعر خود را در آن دنيا متوقف ببيند. هر چه قدر شاعر در گزينش واژگان و ارتباط بخشي مفهومي موفق تر باشد، اين اتفاق درست تر به وقوع مي پيوندد. در اين شعر شاعر بي دليل در تركيبات متعددي كه شعر را احاطه كرده است خود را اسير كرده است و در مطالعه ي شعر آن چه كه قسمت مخاطب مي شود سيلابي از تركيبات اتفاقي و جدول ضربي است كه در تعدد و تجمع خود مانع از حركت شعر در مسير خود شده اند. در واقع به جاي خود تركيب منع نمي شود اما بي وسواس و گزينش از تركيب هاي اضافي كه منتقل كننده هيچ حس و انديشه اي نيستند به ضرر شعر تمام مي شود. «عبور غبار سهمگين عاطفه در اوج»/ تردد ترديد هفته هاي مسكوت»/ لكنت آهنگ صبور نور سرگردان سبز و ... از جمله ي اين تركيب ها هستند. توجه شاعر را براي درك بهتر موضوع به اين نكته اشاره مي كنم كه مخاطب امروز به واسطه ي پيچيده شدن مفهوم در قالب تركيب ها در شعر متوقف نمي شود بلكه احساس مي كند كه شاعر او را فريفته است و به همين حس ناخوشايند است كه شعر را رها مي كند و با شاعر همراهي نمي كند.
آن چه كه مي تواند به عنوان حُسن و توانش شاعر اين شعرها مطرح شود برخورداري از دايره گسترده اي از واژگان است كه مي تواند او را در اين راه ياري نمايد. اين توانش را اگر با بهره مندي از زباني كه درگير روابط كليشه اي و مستعمل نباشد و بتواند به اندازه كافي براي مخاطب خود خلاقيت و بدعت ايجاد نمايد مطمئنا زودتر به مقصد خواهد رسيد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.