سادگی زبان، صمیمیت بیان




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : ابوالفضل جبله


بذار واضح از عشق صحبت کنیم
که سربازت از ارق میهن پره
واسه سجده کردن به خاکت وطن
یه عمره به عشقت زمین می خوره

نمی ترسم از مرگ چون دلخوشم
به اینکه بخوابم تو اغوش تو
سرم رو بذارم روی دامنت
تو محکم تر از این بغل کن منو


یه حسی شبیه جنون روز و شب
منو سمت این قبر ها می کشه
که حتی شده قدّ یک مشت هم
تن من به خاکت اضافه بشه

رو این خاک ز بذر سربازها
چقد لاله روییده رو دامنت
سر و دست ها استوخون(استوخان) شد وطن
که محکم بشه چارچوب تنت

داره قطره قطره می بوسه تو رو
به عشق تو از ابر بیرون میاد
از این خاک می پیچه عطرت وطن
توی کوچه هر بار بارون میاد ...
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
این شعر که به شیوۀ بیانیِ محاوره‌ای سروده شده، دارای روایتی مشخص و بدون تکلّف و پیچیدگی‌ست، همچنین موضعِ وطن‌دوستیِ شاعر، حسّ صادقانه‌ای را القا می‌کند؛ پیداست که شاعر، این شعر را صرفاً بر اساسِ مدهای رایج نسروده است، بلکه حاصلِ نوعی دغدغۀ ذهنی و اندیشه‌ورزانۀ اوست. از ویژگی‌های خوب این شعر، می‌توان به سطرِ اولِ شعر اشاره کرد، که با وجود سادگی و حتی سابقۀ ذهنیِ مخاطب از این گونه عبارات، باز هم شروع خوبی را رقم زده است، به ویژه که دلیلِ سطرِ اول در سطرِ دوم آمده است.
اما نکاتی هست که هم به ظاهر شعر و هم به مباحثِ مفهومی و زبانیِ آن مربوط است و شاید نیازمند ویرایش و تجدیدنظر از سوی شاعر باشند:
بند اول، در سطر دوم می‌شد عبارتی ساده‌تر در همان مفهوم آورد که با زبانِ سادۀ کلِ شعر بیشتر هماهنگ باشد. (نکته: عِرق به معنی رگ و اصل و ریشه، با عین نوشته می‌شود) در سطر چهارم به جای «به عشقت» اگر عبارتِ دیگری می‌آمد بهتر بود چون از عشق در مصرعِ اولِ همین بند صحبت شده است.
در بند دوم، سطرِ «تو محکم تر از این بغل کن منو» بعد از مرگ اتفاق می‌افتد، در حالی که آرزوی گوینده، در حال حاضر، فقط مردن است، بنابرین محکم بغل کردن، تأثیری در مسئله ندارد، در واقع باید به جای محکم‌تر، عباراتی در مفهومِ زودتر یا سریع‌تر یا عباراتی که فقط اشتیاقِ نزدیک شدن به مرگ را برسانند، گفته می‌شد.
در بندِ سوم، هجای آخر کلمۀ اضافه، باید بلند خوانده شود تا وزن درست باشد، بنابرین تا حدودی به روان‌خوانیِ وزن لطمه می‌زند. شاید با جایگزینیِ کلمه‌ای دیگر در این مفهوم بشود وزن را روان‌تر کرد.
در بند چهارم، به جای لاله روییدن روی دامن وطن، می‌شد تصویری نو در همان مفهوم آورد، نه این‌که تکرار تصاویر یا استعاره‌های آشنا به خودیِ خود ایراد باشد، بلکه با ساختنِ تصاویر یا استعاره‌های نوتر، شعریتِ خلاقانه‌تری ایجاد می‌شود. (نکته: سطر اول «از»، به اشتباه «ز» تایپ شده، همچنین پرانتزِ سطر سوم هم لزومی ندارد، چون به راحتی می‌شود سطر را خواند)
در بند آخر شعر، سطر دوم، بهتر است به جای بیرون آمدن، فعل دیگری استفاده می‌شد تا ریزش باران را دقیق‌تر نشان دهد، همچنین در سطر سوم، «از این خاک» ضرورتی ندارد و تا حدی هم به معنی لطمه زده، به این دلیل که «از این خاک» همان «وطن» است، کافی بود جمله‌ای بیاید که مفهومِ عطرپراکنیِ وطن در هنگام باران را نشان دهد، مثلاً به جای «از این خاک» می‌شد از یک قیدِ توصیفی استفاده کرد.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.