ارتباط غزه و سین کیانگ




عنوان مجموعه اشعار : مرگ شعر
شاعر : میلاد اصغرزاده


عنوان شعر اول : گاهی کنار آینه هم حرف می زنم
من با تو از قبیله ی غم حرف می زنم
از غربت خرابی "بم" حرف می زنم
یک کوهِ درد غصه درون دل من است
یک قصه ام اگر چه که کم حرف می زنم
باران ببار تا که تو هم صحبتم شوی
من هم شبیه چشم تو"نم" حرف می زنم
مانند مردِ آب رسانِ کویر عشق
من با زبان سرخ تنم حرف می زنم
گاهی به شهر همهمه ها پشت می کنم
گاهی کنار آینه هم حرف می زنم

عنوان شعر دوم : جغرافیای دلتنگی
میان یک تِرَن از کوپه های دلتنگی
غروب، منظره، اوراسیای دلتنگی!
عبور می کنم و کودکی به دنبالم
دلم گرفته از این انتهای دلتنگی
میان کوله ی کوچم پر است از تردید
و فال حافظ و عکسی برای دلتنگی
و پیرمرد خوش آواز روس می خواند
دلم گرفته کجایی خدای دلتنگی
سوال بچه گیم از سر دبستان بود
کجاست آخر جغرافیای دلتنگی؟...

عنوان شعر سوم : از صبح حافظ تا غروب گارسیایم
هر چند می گویند من ناآشنایم
لبریز تاریخم پر از جغرافیایم
من روح جنگلهای سبز آسیایم
تردید رفتن در تن اوراسیایم
گاهی شبیه شیلی ام، آتشفشانی
گاهی زمستانی ترین هیمالیایم
من بومی قطب جنوبم، سردِ سردم
تب می کنم توی تنور استوایم
گاهی سیاهم گاه سُرخم گاه زردم*
دریا نژادم گرچه رنگ واژه هایم
خاکم همان خاکی از آغاز بودست
مشتی حجازم، ذره ای آنتالیایم
هم غزه ام هم سین کیانگم* هم دمشقم
فرزند دردم، شهروند ناکجایم
خاکستر تضمین شعرم را بپاشید
از صبح حافظ تا غروب گارسیایم*

سعدی:بنی آدم اعضای یک پیکرند.....
*دریای سیاه، دریای سرخ، رود زرد(یانگ تسه کیانگ)-نژاد سیاه و سرخپوست و زرد(چینی، مالایی و ....)
*سین کیانگ=منطقه ای مسلمان نشین در غرب چین که....
*حافظ=ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟.../ چه مبارک سحری بود و....فدریکو گارسیا لورکا(شاعر شهیر اسپانیولی)= ساعت پنج عصر، خون ایگناسیو بر روی ماسه ها...(مجموعه آوازهای کولی)
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سرودن غزل هایی با ردیف های سخت و اسمی و یا استفاده از قافیه های تازه، بخشی از تکنیک هایی است که شاعران غزلسرا برای ایجاد آشنایی زدایی در شعر سال هاست از آن بهره برده اند. این تکنیک ها در شعرهای دهه هفتاد بسیار مورد استفاده شاعران قرار گرفت و جریان غزل فرم با استفاده از این تکنیک در کنار برخی نوآوری های فرمی دیگر سعی کردند، طرحی دیگر در غزل امروز بیفکنند که بخشی از این هنرنمایی ها مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و برخی دیگر در حد تجربه هایی که به سرانجامی نرسید، باقی ماند.
در شعرهایی که پیش روی ماست، شاعر سعی کرده است از همین شیوه در شاعری، بهره مند شود. بخصوص او سعی کرده است از اسامی خاص جغرافیایی بهره مند شود تا حال و هوای تازه ای به شعرش ببخشد. این شیوه در برخی بخش های شعر به کمک شاعر آمده است و باعث ایجاد جذابیت و تازگی شده است اما اصرار شاعر بر ادامه و تکرار همین شیوه، شعر را دیگر از نفس انداخته است و جلوۀ « تکنیک سازی» شاعر در شعر دیده می شود.
مثلاً در این شعر:
من روح جنگلهای سبز آسیایم
تردید رفتن در تن اوراسیایم
گاهی شبیه شیلی ام، آتشفشانی
گاهی زمستانی ترین هیمالیایم
من بومی قطب جنوبم، سردِ سردم
تب می کنم توی تنور استوایم
گاهی سیاهم گاه سُرخم گاه زردم
دریا نژادم گرچه رنگ واژه هایم
خاکم همان خاکی از آغاز بودست
مشتی حجازم، ذره ای آنتالیایم
هم غزه ام هم سین کیانگم* هم دمشقم
فرزند دردم، شهروند ناکجایم
شاعر از جایی به بعد شعر را با دایره المعارف اسامی مکان ها و مناطق اشتباه گرفته است. آمدن بسیاری از نام ها هیچ پیش زمینۀ زیباشناسانه ای ندارد و تنها برای پرکردن وزن استفاده شده است. مثلاً از شاعر می پرسیم دلیل کنار هم آمدن حجاز و آنتالیا چیست؟ ارتباط غزه و سین کیانگ و دمشق در شعر چیست؟ چرا مثلاٌ بجای سین کیانگ از «دیر یاسین» استفاده نکرده است؟ آیا هیچ رابطه ای میان کلمات برای نشستن در درون شعر نیاز نبوده است؟ اگر بوده است، این رابطه چیست و چرا در شعر بازتاب داده نشده است؟

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۵
میلاد اصغرزاده » پنجشنبه 26 بهمن 1396
مشترک را در ویترین می گذارد و بخشی را در پستو! در سرایش شعر مطابق پی نوشت نگاهی داشتم به بیت معروف حضرت سعدی. هدف از آوردن جغرافیاهای مختلف هم نزدیک شدن به این پیکره واحد انسانی بود نه صرف پر کردن وزن. صد البته بیانم ممکن است پر باشد از سهو دستوری و مضمونی. از نقد فنی جناب آقای شعاعی سپاسگزارم.
میلاد اصغرزاده » پنجشنبه 26 بهمن 1396
بنده در پاسخ به پرسش منتقد محترم جناب اقای شعاعی چند نظر ارسال کردم که فکر کنم ارسال آن موفقیت آمیز نبوده است، چون در ذیل مطلب درج نشد. سروده آخر به دنبال نوعی جهان وطنی است. جمع اضداد و نزدیک ساختن دو سوی تناقضات ایدئولوژیک! تناقض فرشی و عرشی آنتالیا و حجاز و اینکه هر دو زمین خدا هستند پیش از آنکه تفرجگاه یا عبادتگاه باشند دلیل در کنار هم آوردن این دو است و ارتباط سین کیانگ و دمشق همدردی با تمام مردمانی است که درد مشترکی دارند اما رویکردهای تناقض آمیز دولتهای مختلف بخشی از این درد
میلاد اصغرزاده » سه شنبه 24 بهمن 1396
تلاش شده به نوعی جهان وطن و انسان جهانی نزدیک شود. چقدر موفق بوده ام؟ نمی دانم! احتمالاً موفق نبوده ام که استاد محترم بر ارتباط اجزای آن نقد وارد دانسته اند. از نقد ادیبانه ی حضرتعالی ممنونم. با ارزوی سعادت
میلاد اصغرزاده » سه شنبه 24 بهمن 1396
مهم نیست که خاک خاکِ کعبه باشد یا انتالیا، کعبه ای که مدار دین داران است و انتالیایی که مکان تفرجی دنیایی. تمام زمین ها در اغاز مخلوق خدایند و در فرجام نیز در پناه او خواهند بود. فاصله میان اغاز و پایان نقش ما انسانهاست بر شهرها و کوهها و دیرها و بتخانه ها....در مورد سین کیانگ و این که چرا دیریاسین به جای ان اورده شده هم کاملاً مشخص و در ادامه دو قطبی شکل گرفته در محور عمودی شعر است. ممکن است سیاستمدارانی نگران دمشق و غزه باشند اما به زخم مسمانان سین کیانگ غمخواری نکنند و یا بالعکس. در این شعر
میلاد اصغرزاده » سه شنبه 24 بهمن 1396
استاد ارجمند جناب آقای شفاعی با عرض سلام و ادب. پیرو پرسش حضرتعالی در خصوص ارتباط اسامی و مکان ها چند نکته را عرض می کنم. البته ممکن است زبان شاعر در بیان ارتباط ناتوان بوده باشد. همانطور که در ذیل شعر مورد نقد حضرتعالی اشاره کردم در این شعر تلاش شده به تاسی از بیت حضرت سعدی، انسانها و جغرافیاهای واحد به عنوان اعضایی از پیکره ای واحد تخیل گردند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.