به ریزه کاری‌های زبانی دقت کنیم



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
خسته ام دل خسته از تکرار ها
بعد هر اقرار ، شد انکار ها

دل ندارد اختیار خویش را
می گریزد از سر اجبار ها

قلب ها تاریک شد آواره شد
مانده آدم زیر این آوار ها

آنکه باید نیست و دنیای ما
همچو دکان تَه بازار ها

انتظار ما به پایان می رسد
راست باشد رغبت دیدار ها

شرح الباقی اضافات است و من
خسته از تکرار این تکرار ها
:)

عنوان شعر دوم : .
دلی که جای خدا بود گشته ویرانه
دلم شده است پر از مهر و عشق بیگانه

فریب خورد دل من، فریب شیطان
برای من شده جنت شبیه افسانه

برای عفو ندارم بهانه ای، اما
امید در دل من زنده مثل پروانه

بدون عشق تو دل مرده  زنده کن دل را
فدا کنم دل و جان بی بهانه، جانانه

مرا بساز تمام دلم از این پس توست
بساز تا نشود دل دوباره ویرانه

:)

عنوان شعر سوم : .
بدون او خیابان ها رفیق آشنای من
و دل تنگی غم این روز ها بی انتهای من

بدون او شناور در میان بی کسی هایم
رها در موج،کشتی غم بی ناخدای من

جهان بی او شبیه گورهای تنگ و تاریکی
که‌در‌خودمی‌فشارد‌جان‌و‌قلب‌مبتلای من

اگر بازآید او دیگر چه می خواهم از این دنیا
شب‌تاریک،روشن می‌شود‌با بی‌وفای من

علاج درد های بی دوایم اوست آری او
که تنها بوسه بر لب های او باشد دوای من

چه رویاها که من می پرورانم در غیاب او
نفهمیدم که اصلا نیست قلب او برای من

:)
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن تجربۀ شیرینی است که هر شاعر فارسی زبانی را احتمالاً وسوسه کرده است، حتی فروغ هم که به شعرهای آزاد بلندش شناخته شده بود، از این وسوسه در امان نماند و غزلی از خود به یادگار گذاشت. اما باید دانست که غزل گفتن برای یک شاعر تازه کار می تواند مشکل ساز هم باشد. به این دلیل که آشنایی ذهنی مخاطب و سراینده با اسلوب ها و معیارهای پذیرفته شده در این قالب ممکن است شاعر را در ابتدای مسیر شاعری اش، تنبل بار آورد. به همین دلیل ضمن توصیه به خواندن و سرودن غزل به شاعران جوان و نوآمده توصیه می کنیم تنها خود را در یک شیوۀ شاعری و یک قالب محدود نکنند و قالب های دیگر شعری را هم بیازمایند.
غزل هایی که از «رضا پارسا» می خوانیم، در مجموع خوب و شسته رفته است اما گاهی بی دقتی ها یا کم تجربگی ها باعث شده است، شعر در برخی موارد استواری لازم را نداشته باشد. برای مثال در غزل اول انتخاب ردیف ها که لزوم استفاده از کلمات جمع را باعث شده است، در مواردی درست نیست. به عبارت دیگر این مصرع ها بدون «ها»ی جمع هم جواب می دهد و ردیف حشو است. ببینید:
می گریزد از سر اجبارها
یا:
همچو دکان نه بازارها
یا:
راست باشد رغبت دیدارها
در این موارد اگر بگوییم می گریزد از سر اجبار یا همچو دکان ته بازار نه تنها به شعر آسیبی وارد نمی شود، که به فصاحت و طبیعت کلام نزدیک تر است.
از این بی دقتی ها بازهم در شعرهای شاعر هست. مثلا در این مصرع «که در خود می فشارد جان و قلب مبتلای من» حذف رای مفعولی باعث شده است، زبان شعر آسیب ببیند. توجه به این نکات زبانی می تواند شاعر را در راه سرودن شعرهای بهتر یاری کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.