همان حرف ها را تکرار می کنیم




عنوان مجموعه اشعار : علی(ع)
شاعر : علی اسماعیلی


عنوان شعر اول : فقط یاد علی مانده
گفتیم علی جمله ، همواره به خانه
در خانه بجز نامش دیگر چه نشانه!؟

کو دست نوازشگر بر موی یتیمان ؟
آشفته و سردرگم، در حسرت شانه

کو بخشش و داد او در حق برادر؟
بیداد به خواهر شد این دوره زمانه

او میر عرب بود و امروز ولی ما
تازیم به تازی ها ، در شرق میانه

باغی که برش خاری یا قار کلاغست
جا نیست برای گل یا چنگ و چغانه

وقتی که پر از زخمی لبریز شود درد
نه شعر تر انگیزی ، نه شوق ترانه

جانها همگی تنها، تنهاست پر از زخم
سیلی ز غم و ماتم ، در شهر روانه

آبی نشود پیدا، در چاه چنین ویل
این را به یقین گویم بی حفر گمانه

علی اسماعیلی، عید غدیر۱۳۹۵

عنوان شعر دوم : یاد علی ممنوع
اگر مهدی ، میان این همه هادی نمی‌آید
به این ده کوره‌ها ، عنوان آبادی نمی‌آید

مسیر سمت آبادی دریغا پر ز آدور است
و محصولی بجز خاری ازین وادی نمی‌آید

بدون شک ز دشتی که درآن غمخانه میسازند
صدای شور و سور و نغمه‌ی شادی نمی‌آید

اگرچه شیعه‌ی شاه جوانمردان علی هستیم
ولی این جا از او چیزی به جزء یادی نمی‌آید

ازین بدتر که فتوی آمده ، یاد علی ممنوع
و زین پس در سجل ها نام شهرادی نمی‌آید 

عنوان شعر سوم : سند شعر دوم
برای پسرم اسم "شهراد" را انتخاب کردم
رییس اداره ثبت و احوال گفت:
این اسم مجاز نیست!
گفتم: شهراد یعنی شاه جوانمرد
و یادآور نام حضرت علی است!
گفت:
شورای عالی ثبت احوال دستور داده؛
اسم انتخابی، حداقل در یک کتاب باشد.
روز بعد 
با سه کتاب نامهای ایرانی و اسلامی حاوی
اسم شهراد و معنی آن رفتم ثبت احوال،

آقای رییس گفت:
مشخصات کتابها و اسم انتخابی را بنویس،
میفرستیم شورای عالی اداره کل ثبت احوال،
تا اعلام نظر بفرمایند!
و
بعد از سه ماه، اعلام نظر فرمودند:

"شهراد" یادآور شاه خائن،
مغایر با ارزشهای والای انسانی
و واژه‌ای مذموم است
ضمنا
با عرف و فرهنگ غالب مردم و مقدسات مذهبی
مغایر میباشد و تایید نمیشود.

آدور: نوعی علف هرز با خارهای بلند میباشد
و در مسیر آبادی ما (شریف آباد) بسیار میروید.

علی اسماعیلی، ۱۱ فروردین ۱۳۹۶
نقد این شعر از : آرش شفاعی
هردو شعر آقای «علی اسماعیلی» را قبلاً خوانده بودم و درباره آن ها نظر داده بودم. دیدگاه من دربارۀ این شعرها البته تغییری نکرده است، فکر می کنم مشکل اصلی شعر ایشان زبان است. او نتوانسته است در زبان شعری اش به یک هارمونی و هماهنگی برسد. به همین دلیل شعر او هم پایی در زبان بسیار کلاسیک دارد و شعر شاعران قرن ها پیش را به یاد می آورد و هم در برخی بیت ها به حال و هوای شعر امروز نزدیک می شود. تا زمانی که شاعر نتواند به این قدرت دست یابد که این فراز و نشیب های زبانی را در شعرش رفع و رجوع کند، اگر ده بار دیگر هم همین شعرها را برای نقد بفرستد، پاسخ همین خواهد بود که مشکل شعر شما در زبان است. شما شاعری هستید که حرف برای گفتن دارید یعنی شاعری مضمون گرا هستید اما تا زمانی که نتوانید برای این مضمون، لباسی مناسب انتخاب کنید و در فرم شعر به توانایی دست یابید، مضمون های شعر شما نیز مورد توجه نخواهد بود.
راه دست یافتن به این توانمندی در زبان، مطالعۀ شعرهای شاعران خوب امروز است. مطالعه و ممارست را فراموش نکنید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.