این قلم می‌تواند




عنوان مجموعه اشعار : شعر محاوره
شاعر : مرتضی ایوبی


عنوان شعر اول : دنیا
اینجور که میگرده دنیا ، من تا همیشه توی راهم
مقصد یه جایی پشت سر بود، باید که برگردیم با هم
باید که برگردیم شاید راضی شه تقدیرم عوض شه
با هر چی که توو چنته دارم، با گریه، حتی با دعا هم !
"یا ایها الدنیای مشکوک ! یا من لَهُ شب های ناکوک !
انی توجهتُ الیک َ ، لطفا توجه کن شما هم "
می چرخه و می چرخه و باز سرگیجه هام تشدید میشه
ذهنم پر از تردید میشه، نسبت به هر چی، به خدا هم
رفتن به جز برگشتنم نیست، " تکرار بی پایان یک هیچ"
توو این مسیر پیچ در پیچ من تا همیشه توی راهم


عنوان شعر دوم : زخمی
یک عمره زخمی روی خاک افتاده اما ...
باید کسی آبی بهش می داده، اما ....
پهلو به پهلو میشه ، دردی سالخورده
توو حنجره ش آماده ی فریاده، اما...
از عابرای سر به توو، ترسی نداره
ترسش هنوز از های و هوی باده اما !
هی بال بال می زنه از خاک پا شه
گاهی تصور می کنه آزاده ، اما ...
بی چاره ی آواره ی از جنگ ، تنهاست !
صد سال بعد از سوم خرداده ، اما ...


عنوان شعر سوم : خواب
خواب تو از سرم هرگز نمی پره
سعی می کنم ولی خوابم نمی بره
از نیمه های شب! با ترس و لرز و تب !
با مرگ لب به لب ! تا صبح یکسره ...
فریاد می کشم ، شاید که بشنوی
از ضجه های من گوش خدا کره
توی اتاق هم هی پرسه می زنم
هر کاری می کنم وقتم نمی گذره
ای کاش بودی و ... خوبه که نیستی و ...
حتی نمی دونم چی از چی بهتره
آه ای همیشه درد! دردامو کم نکن
این زندگی برام اینطور مقدره
آرامشِ یه خواب! رویای ناب ِناب!
دوستت دارم ولی خوابم نمی بره
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
این سه اثر، اولین سروده‌های آقای مرتضی ایوبی‌ست که در پایگاه نقد شعر منتشر می‌شود؛ بنابراین آنچه پیش روی من است و باید بر اساس آن درباره تجربه‌های دوست جوانم بنویسم، همین‌هاست؛ دوستی که برای آثارش از عنوان «شعر محاوره» استفاده کرده تا تاکید کرده باشد که اینها را بر خلاف اشتباهی که در سال‌های اخیر همواره بسیار رایج بوده، به صرف نوشته‌شدن با زبان گفتاری، ترانه نمی‌داند.
در اولین خوانش سروده‌های مرتضی ایوبی به یک نتیجه‌ی مهم می‌رسیم؛ اینکه او با زبان گفتاری، راحت است و چه‌بسا به همین دلیل ترجیح داده باشد که به جای استفاده از زبان نوشتاری، با بهره‌مندی از این زبان راهی تجربه‌های شاعرانه شود. اما از چه قرینه‌ای می‌فهمیم که او با این زبان راحت است؟ پاسخ، چندان سخت نیست؛ از این قرینه که ایوبی در بیشتر لحظات سرودن، از تکلف خودآگاهی و چینش‌گری، آسوده است؛ پدیده‌ها، سطرها، تصاویر، عواطف و... در سروده‌های او از پی هم می‌آیند بدون اینکه به مصیبت بزرگ این‌روزهای محاوره‌نویسی یعنی بازسرایی قالبی سفارش‌های عمومی مخاطب معمولی، گرفتار باشند. او حتی به لحاظ موضوعی و مضمونی هم چندان شبیه به آنچه سکه‌ی رایج بازار محاوره است، نمی‌نویسد. پس نخست باید به او شادباش گفت که در مدت کمتر از سه سال توانسته به شکلی تجربه کند که تا این حد در فضای زبان گفتاری، راحت و مستقل باشد. اما در وهله‌ی بعد، بد نیست به چند مورد مهم قابل توجه در این سه سروده هم اشاره شود.
اولین و مهم‌ترین موضوعی که لازم است به آن اشاره کنم، به موسیقی و بیش از همه، موسیقی بیرونی این سه سروده مربوط می‌شود. اگر بخواهم اصل حرفم را خیلی ساده بزنم کافی‌ست ـ چنان که قبلا بارها گفته و نوشته‌ام، یک بار دیگر هم ـ بگویم که مهم‌ترین وظیفه‌ی کسانی که گفتاری می‌نویسند، این است که خیلی خوب به گفت‌وگوهای روزمره مردم در ساحت‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی گوش کنند و هنگام نوشتن، در برخورد با آواها و تکیه‌ها و... دقیقا همان رفتاری را با زبان داشته باشند که یک کاربر، در محاورات روزمره خود دارد؛ ساده‌ترش می‌شود اینکه وقتی موسیقی اثر ما طبیعی و باورپذیر خواهد بود که در طبیعت هجاها دست نبریم. مثلا این درست است که ما در زبان گفتاری «سعی» را با ادای کامل «ع» به کار نمی‌بریم اما این عنصر موسیقایی را به طور کامل هم حذف نمی‌کنیم بلکه خفیفش می‌کنیم. مشکل موسیقایی سطر «هی بال‌بال می‌زنه از خاک پا شه» هم به نظر می‌رسد ناشی از اشتباه تایپی باشد چون بعید است سراینده‌ای که به‌راحتی موزون می‌نویسد، دچار چنین لغزشی شده باشد.
مشکل بعدی که می‌تواند به نوعی باز هم به وزن مربوط باشد اما خدشه‌های ناشی از آن، در شمار کاستی‌های نحوی‌ست، این است که در برخی سطرها اجزای جمله، کم و زیادند یا سر جای خود نیستند. به عنوان مثال، به این سطر توجه کنید:
رفتن به جز برگشتنم نیست؛ «تکرار بی‌پایان یک هیچ»
منظور سراینده چه بوده؛ «رفتن هم جز برگشتن نیست»، «رفتن من چیزی جز برگشتن نیست» یا ...؟ می‌بینیم که تکلیف «م» روشن نیست!
یا در سطر «باید که برگردیم، شاید راضی شه تقدیرم عوض شه» به دلیل دقیق‌نبودن تالیف، «راضی شه» هم می‌تواند به «دنیا» (بیت قبل) ارجاع داشته باشد و هم به «تقدیر». در مصراع دوم این بیت هم کاربرد «حتی» و «هم» دقیق نیست.
البته در سروده دوم، ایوبی به‌خوبی از پس ردیف «اما» برآمده و این یکی از دلایلی‌ست که باعث شده این تجربه، شسته‌رفته‌تر و دلچسب‌تر باشد.
در سروده سوم هم بعضا با عناصر اضافه در نحو مواجهیم؛ مثلا «یه» در «آرامش یه خواب» کاملا زائد است.
اما مهم‌ترین ظرفیتی که در سروده‌های ایوبی جلب توجه می‌کند این است که او توانایی ستایش‌انگیزی در شکل‌دادن «واحد ادبی» دارد؛ پیوسته و جاندار می‌نویسد و انرژی ادامه متن را در خود آن بازتولید می‌کند؛ گاهی با اندیشه‌ورزی، گاهی با استفاده از طنز، گاهی با عاطفی‌نویسی، گاهی با مضمون‌پردازی، گاهی با تصاویر تازه، گاهی با اجرا در متن و... . پس باز هم تاکید می‌کنم که ایوبی بستر کاملا مناسبی را برای سرودن انتخاب کرده و در آن تجربه می‌کند. مطمئنا او به‌مرور، کاستی‌ها و لغزش‌هایی از قبیل آنچه به آن اشاره شد را هم از آثارش حذف خواهد کرد و درخشان و درست خواهد نوشت؛ منتظر آن روزهای نه‌چندان دور، می‌مانیم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
احمد دَرّودی » چهارشنبه 22 فروردین 1397
تبریک

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.