ساده نگذریم




عنوان مجموعه اشعار : یه اشتباه دوس داشتنی
شاعر : سهیل زمانی


عنوان شعر اول : تاک
نه شمعم نه نوری ازم سرزده
ولی دور من مثل پروانه ای
تو سالم ترین میوه ها تشنه تن
به یک تاک آفت زده قانعی

تو اونقد رهایی که تووبند من
قفس مثل یک آسمونه برات
کنار تو از عاشقی چی بگم ؟
تویی که خود عشق جنونه برات

من اون تاک خشک ته باغچه م
که خونم توو رگ های تو می نشد
یه میخونه درده توو چشمام ولی
با تو دوره ء مستیام طی نشد

تموم تنم خشکه اما نگام
واسه انتظار همیشه ت تره
حقیقت همینه که چشمای تو
من و تا ته آسمون می بره

همه محو بارون و من غرق تو
که چشمات یه شهرو به هم می زنه
یه عمره تو پروانگی می کنی
حالا نوبت عاشقی منه

بذار شاخه هام هیزم عشق شن
توو آتیشی که توو نگاه توئه
حالا شعلمو نور ازم سر زده
بیا قلب من جون پناه توئه

من اون تاک خشک ته باغچه م
که خونم توو رگ های تو می نشد
یه میخونه درده توو چشمام ولی
با تو دوره ء مستیام طی نشد

تموم تنم خشکه اما نگام
واسه انتظار همیشه ت تره
حقیقت همینه که چشمای تو
من و تا ته آسمون می بره


عنوان شعر دوم : خانواده
این خونواده خیلیم خوبه !
مشکل منم دنیای من اینه
هر روز و هرشب خونه باشم باز
هیچکی منو اصلا نمیبینه

دردا که از چشم تو پنهونن
دردامو اون چشما نمیدونن!
بارون که مهمون ِ منه هرشب
مردم چرا تو فکر بارونن؟!
انگار خیلی وقته من مُردم
پیش چشام رویام میمیره
مامانم از بابام با گریه
هرشب طلاقِ تازه میگیره!

تنها یه راهه رو به روم ،اینکه
قصه یه جور دیگه ای باشه!
بعد ِ یه شام اروم بخوابیمو
شیرای ِ گاز خونمون واشه

من خونوادم خیلیم خوبه !
این خونواده سخت غمگینه
حتا اگه تا صب بشم فریاد
هیچکی منو بازم نمیبینه.







عنوان شعر سوم : آیینه

به تو نزدیکم و دورم مثِ بارون پشتِ شیشه
تو اگه بخوای می میرم از تو زنده م تا همیشه
چشاتو وا کن که دنیا پنجره هاشو ببینه
خستگی هامو بغل کن تنِ تو یه سرزمینه
وقتی میخندی دل من هاجُ واجه و گیج و گنگه
قلبِ من بدون عشقت مث ماهی توی تُنگه

اونقد بهت وابسته م انگار
تاثیرمو از دست دادم
من خیلی وقته توی آینه
تصویرمو از دست دادم

خونه کرده توی دستام یه کبوتر واسه دستات
توو چشام یه سایه بونه که شده سایه چشمات
مهربون باش تا بدونی همه چیمو به تو دادم
بگو دوسم داری تا من باورم بشه که شادم

اونقد بهت وابسته م انگار
تاثیرمو از دست دادم
من خیلی وقته توی آینه
تصویرمو از دست دادم
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
قبل از هر چیز، بدون اینکه قصد داشته باشم وارد بحث تفاوت‌های ترانه با شعر محاوره شوم فقط به همین توضیح بسنده می‌کنم که در هر گونه تخاطبی، مشخص‌بودن ساحت آن، می‌تواند از پدیدآمدن بسیاری از ناهمگنی‌ها در اثر، پیشگیری کند. شاید مهم‌ترین بخش این توجه هم مربوط به ساحت‌های زیبایی‌شناختی و زبانی باشد. روشن‌بودن اینکه چه مولفی با چه مخاطبی سخن می‌گوید بسیار مهم است و بسیاری از قراردادهای متن را تعریف می‌کند. البته شکی نیست که یکی از بهترین حالت‌ها این است که متن بتواند به هر مخاطبی به قدر قدرت دریافتش بهره برساند ولی شکی نیست که چنین تالیفی، به‌راحتی ممکن نیست؛ چنان که در شعر هم شاعران معدودی را سراغ داریم که شعرشان چنین خاصیتی داشته باشد؛ بنابراین پیش از آنکه یک وضعیت آرمانی را ملاک قرار دهیم، باید به یک وضعیت بایسته بیندیشیم. مهم‌ترین نکاتی که در سه سروده پیش رو باید مورد توجه و تاکید قرار گیرد، این است که آثار، چه به لحاظ زیبایی‌شناختی و چه از منظر زبانی، قدری بلاتکلیف هستند. البته شاید چنین سطحی از سرودن برای افرادی با سابقه کمتر، قابل قبول باشد اما آقای سهیل زمانی بنا به مشخصاتی که از ایشان در پایگاه درج شده بیش از 5سال تجربه‌ی نوشتن دارند و قاعدتا باید در این مدت، بسیاری از اصول ترانه را خوانده یا شنیده باشند و آنها را در سروده‌هایشان مد نظر قرار دهند؛ همان‌طور که بسیاری از آگاهی‌ها و تجربه‌هایشان را به نمایش گذاشته‌اند.
یکی از سرفصل‌هایی که باید حتما به آن اشاره شود، ساحت زبانی تخاطب است که شامل موارد بسیاری از جمله واژه‌گزینی می‌شود. در مصراع «نه شمعم، نه نوری ازم سر زده» اگرچه جسارت سراینده برای بهره‌مندی از ظرفیت‌های تعریضی مصدر «سر زدن» (تداعی اشتباه‌کردن) ستودنی‌ست، باید گفت که این فعل چه به لحاظ زبانی و چه از منظر تصویر، نتوانسته در این بند، انتظاری که از آن وجود داشته را برآورده کند؛ چراکه چنین رفتاری در ساحت زبانی این سروده، قرینه و منطق زبانی و مخاطب‌شناختی ندارد. در مصراع بعدی ـ فارغ از اینکه با یک تصویر و تشبیه معمولی و تکراری طرفیم ـ باز هم در زبان، سهل‌انگاری وجود دارد. تصویر «دور من مثل پروانه‌ای» دچار نوعی بلاتکلیفی‌ست؛ زیرا عناصر جمله یکدیگر را حمایت نمی‌کنند؛ «دور» معطل است چون فعلی متناسب با آن در جمله وجود ندارد و... .
در مصراع سوم با سهل‌انگاری بزرگ‌تری مواجهیم؛ استفاده حشوآمیخته از «تو» که به هر حال مخاطب حرفه‌ای تصور می‌کند برای پرشدن وزن صورت گرفته است. بدون تردید هیچ نیازی به این ضمیر نیست؛ چون نه کارکرد تاکیدی دارد و نه کارکرد قیاسی و... .
نکته‌ی دیگری که درباره تناسبات مصراع‌های سوم و چهارم باید گفت، این است که در مصراع سوم از «میوه‌ها» سخن گفته شده اما در مصراع چهارم با «تاک» مواجهیم که نوعی «درخت» است. این درست که میوه و درخت، نسبت دارند ولی در چنین مضمون‌پردازی‌هایی تناسب به شکل کامل، برقرار نیست.
بررسی نسبتا ریزبینانه بند اول سروده اول آقای زمانی نه از جهت سختگیری و ایرادتراشی بود بلکه از این جهت صورت گرفت که به خودمان یادآوری کرده باشیم گاهی فاصله‌ی بین آنچه می‌نویسیم با آنچه می‌خواهیم بنویسیم ـ به دلیل توجه‌نکردن به ظرافت‌ها ـ زیاد می‌شود.
مصراع «تویی که خود عشق جنونه برات» هم از این قبیل است؛ ظاهرا ترانه‌سرا می‌خواسته چیزی نزدیک به این مضمون بگوید که «تو عاشق خود عشق هستی» اما دچار تعقید و ناشیوایی شده است.
در بند بعدی با یک اشتباه پربسامد در سروده‌های این‌سال‌ها طرف هستیم. وقتی در یک تشبیه، «من» (اول‌شخص) به یک پدیده بیرونی (سوم‌شخص) تشبیه می‌شود و جمله با «که» به مرحله‌ی توضیح می‌رسد، ادامه‌ی آن باید با ضمایر سوم‌شخص نوشته شود؛ پس باید بنویسید «خونش». ناگفته نماند که در این بند، با مضمون‌پردازی و تصویر کلی دلپذیری طرف هستیم که به عاطفگی دلخواهی نیز منجر شده است.
در بند بعد از تضاد «خشک» و «تر» به‌خوبی استفاده شده است ولی ای کاش بعد از تصاویر و مضمون ستودنی بیت اول، با بیت دومی تا این حد معمولی، طرف نبودیم. این معمولی‌بودن، کل بند بعد را هم گرفتار خودش کرده است و ظاهرا خود سراینده هم متوجه این کاستی شده؛ چون در بند ششم تلاش کرده که به فضای اصلی برگردد و ماجرای ترانه را پی بگیرد.
در سروده‌های دوم و سوم هم سهل‌انگاری‌های زبانی، کم نیست که به دلیل کم‌بودن مجال، نمی‌شود به تک‌تک آنها اشاره کرد. نکته قابل اشاره این است که موضوع و فضای سروده دوم، خاص‌تر و به همان نسبت، این سروده، متشخص‌تر است اما در سروده سوم، باز هم با احساساتی طرفیم که کلی و عمومی و تکراری هستند.
نکته‌ی مهمی که لازم است یادآوری کنم این است که پیشینه‌ی سترگ ادبی برخی شهرها در ادب معاصر، سرمایه‌ای‌ست که اهالی آن شهرها از آن برخوردارند. بدون شک، کرمانشاه یکی از این شهرهاست و شما هم می‌توانید از این سرمایه برخوردار باشید.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.