مثل گفتن به جای غزل گفتن




عنوان مجموعه اشعار : تقدیم به همسرم
شاعر : محمدعلی رضاپور


عنوان شعر اول : ای بانو!
از جمالت نگفته ام چندان. شرمناک از خطایم ای بانو!
چه کنم؟ جامعه پر از درد است. مرد دردآشنایم ای بانو!
از تماشای شعر لبریزت، از نگاه تغزل انگیزت
از گذشت شکایت آمیزت، من پر از ماجرایم ای بانو!
آن قدَرها صدای خاطر من کفترِ دوش های تو نشده
باز اما بخاطر تو غزل! کفتر این هوایم ای بانو!
من اگر از تو کم غزل گفتم، کم از آن چشمه ی عسل گفتم
یا بجای غزل، مَثَل گفتم، مختصر می سرایم ای بانو!
سوژه ها مانده اند ناگفته، توی تاریکخانه های غزل
غزلم! روشنای خانه ی عشق! پُرِ ناگفته هایم ای بانو!
واژه ام از غریبیِ فرهنگ، از فساد از ریا و از نیرنگ
هر زمانی که سوخت، ساخت غزل. غزل-آتش سرایم ای بانو!
تا در این شهر ما بلایی هست، در بلا، جانِ مبتلایی هست
ذهن من در کمند گیسو نیست. به بلا، مبتلایم ای بانو!
باز در شهر ما بلا، کم نیست . به بلا، جان مبتلا، کم نیست
ای فدای کمند گیسویت! با دلت همصدایم ای بانو!
ای کمندت بلای شیرینم! عطر چای تو میل دیرینم
چای با قندِ خنده ات عشق است. عاشق این صفایم ای بانو!


عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن کار سهل و ممتنعی است. سهل است از این منظر که پس از مدتی شیوه‌ها و روش‌هایی به شاعر می‌آموزد که با اتکا به آن‌ها می‌توان گلیم شعر را از آب بیرون کشید اما ممتنع هم هست چون این شیوه‌ها و روش‌ها چنان آشکار است و دیگران آن را تجربه کرده‌اند که به راحتی می توان آن‌ها را در شعر شاعر ردیابی کرد. مثلاً اینکه با استفاده از قافیه‌های درونی به موسیقی شعر باید کمک کرد و این کار بخصوص در غزل‌هایی با وزن بلند توصیه می‌شود ولی اگر همین تکنیک را به شکلی استفاده کنیم که مشخص باشد براساس دستورالعمل‌ها و توصیه‌ها، مورد استفاده قرار گرفته است نه تنها باعث التذاذ نمی‌شود، که باعث می‌شود در خواننده مقاومتی نیز ایجاد شود.
بگذارید از شعر خود شاعر مثال بزنیم:
من اگر از تو کم غزل گفتم، کم از آن چشمۀ عسل گفتم
یا به جای غزل مثل گفتم، مختصر می سرایم ای بانو!
در اینجا همان تکنیک استفاده شده است. شاعر از موسیقی درونی بهره برده است و سعی کرده است با کنارهم گذاشتن قافیه هایی مانند غزل، عسل و مثل از ظرفیت موسیقایی قافیه‌ها استفاده کند اما آیا صرف این بهره‌مندی به زیبایی و لذت منجر شده است؟
برای مثال آیا «یا به جای غزل مثل گفتم» باعث می شود از شعر لذت ببریم؟ اصلاً چرا مثل؟ کلمۀ «مثل» در اینجا چه کاربردی دارد؟ مگر ضد غزل، مثل است؟ مثلاً اگر کسی نخواهد غزل بگوید، مثل می‌گوید؟ آیا نباید پذیرفت که تنها دلیل استفاده از کلمۀ «مثل» همان همقافیه بودن است؟
از طرف دیگر شاعر در شعر گرفتار نوعی تناقض هم شده است. در بیتی می‌گوید:
تا در این شهر ما بلایی هست، در بلا جان مبتلایی هست
ذهن من در کمند گیسو نیست، به بلا مبتلایم ای بانو
کاری به ضعف زبانی شاعر نداریم. اینجا توجه ما فقط به مضمون است. شاعر خطاب به بانویی که برایش شعر گفته است، از این که کمتر به غزل‌های عاشقانه می‌پردازد، عذرخواهی می کند. می گوید که تا زمانی که در این شهر بلا هست، ذهن شاعر در کمند گیسو نیست. دو سطر پایین تر شاعر خودش می گوید: ای فدای کمند گیسویت! با دلت همصدایم ای بانو!
یعنی خود شاعر، حرف خودش را نقض کرده است.
به شاعر توصیه می کنیم در پرداخت جزئیات در شعر بیش از این دقت کند. این دقت ها و توجه ها، شعر را از مرحله ای که هست ارتقا خواهد داد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۴
محمدعلی رضاپور » پنجشنبه 29 آذر 1397
من کی حرفم را نقض کرده بودم؟ جناب ناقد گرامی! حداکثر می توان به این کار، تجاهل العارف گفت که خالی از لطف نیست. می خواستم هم ستایش بانو را گفته باشم و هم بزرگی و سنگینی مشکلات اجتماعی را - که باعث فراموشی خیلی چیزهاست- برای مخاطبم برجسته کرده باشم. شما این ظرافت را نقض غرض دیدید؟!
محمدعلی رضاپور » پنجشنبه 29 آذر 1397
نمی دانم که این ناقدان گرامی چگونه هیچ نقطه ی قوتی در این غزل نتوانست پیدا کند. تعجب انگیز است!
محمدعلی رضاپور » پنجشنبه 29 آذر 1397
تفاوت غزل و مثل در این شعر از این منظر است که در یک تفاوت بارزشان غزل، مفصل است و مثل، کوتاه و چکیده؛ پس شاعر می گوید: اگر مفصل و غزل وار از تو نگفته ام، به این معنا نیست که به فکر ت نبوده ام چون مختصر و مفید، خلاصه ی همان غزل را تقدیمت می کردم و این کوتاه گویی بقدری برایت شیرین و به یاد ماندنی بوده است که بعنوان مَثَلی در خاطره ات ماندگار شده.
محمدعلی رضاپور » پنجشنبه 29 آذر 1397
سلام این شیوه نقد ناقد گرامی باعث شد که حتی با داشتن قوی ترین جواب ها از خیر پاسخگویی بگذرم و به مدت یک سال از این سایت خداحافظی کنم. عجیب است که ناقد گرامی، توجه به این ندارد که تمایز غزل و مثل در این جا از این منظر است که

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.