موزون‌کردن توصیفات معمولی




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : علی‌اکبر عرب


عنوان شعر اول : ترانه عیدی

شبِ لیلة‌ُ الرَّغائِب
شبِ آرزو رسیده
هر کسی از آسمونش
یه سبد ستاره چیده
...
دلِ من رنگِ همین شب
پُره زنگاره، سیاهه
میدونم خدا میبخشه
اگه دل غرقِ گناهه
...
دیگه از خدا چی میخوام
وقتی که خدا رو دارم
کافیه برا رسیدن
دستامو بالا بیارم
...

واسه هر بنده‌ای امشب
شبِ عشقه، شبِ عیده
دستارو بالا بیارید
خدا داره عیدی میده
...
آسمونِ رویاهامون
مثه بی‌کرانِ دریاس
هر کسی یجوری زنده‌س
هر کسی غرق یه رویاس
...
شبِ لیلة‌ٌ الرَّغائِب
شبِ آرزو رسیده
هر کسی از آسمونش
یه سبد ستاره چیده

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
یکی از سرفصل‌هایی که در سرودن ترانه و سایر اشکال ادبیات آهنگین اهمیت زیادی دارد، سروده‌های موضوعی است؛ سروده‌هایی که به هر روی بنا به «خواست» یا «سفارش» گروهی از مخاطبان، نوشته می‌شوند و در صورتی که این کار درست صورت گیرد، از اقبال مخاطبان زیادی نیز برخوردار خواهد شد.
تا از موضوع دور نشده‌ایم لازم است بگویم یکی از سوء‌تفاهم‌هایی که همیشه در ذهن بسیاری از ما وجود دارد این است که به محض شنیدن واژه سفارش، سراغ وجه منفی ماجرا می‌رویم و فکر می‌کنیم کسی که یک قطعه ادبی یا هنری سفارشی تالیف می‌کند الزاما به خاطر پول، کاری انجام می‌دهد که به آن باور ندارد و به همین دلیل، به ذات هنر، خیانت کرده یا به عبارت دیگر، باورهایش را به پول یا دستاورد مادی دیگری، فروخته است. البته این تصور، بی‌دلیل نیست؛ بله! در موارد نه‌چندان کمی این اتفاق می‌افتد که به دلیل باورنداشتن سراینده یا... نسبت به موضوع، محل بحث است؛ خصوصا اگر موضوع سفارش، منفی و نامبارک باشد. اما یادمان باشد که همیشه این‌طور نیست؛ نخست اینکه قرار نیست همیشه موضوع سفارش، منفی باشد؛ دوم اینکه همیشه سفارش، با باورهای مولف، مغایرت ندارد، سوم اینکه همیشه الزاما بحث انتفاع مالی در بین نیست، چهارم اینکه همیشه قرار نیست سفارش‌دهنده، یک اراده بیرونی وابسته به قدرت باشد که بخواهد چیزی را وارونه جلوه دهد؛ بسیاری اوقات، سفارش‌دهنده اثر، یکی از مولفان آن (آهنگساز، ترانه‌سرا یا خواننده) است. مگر نه اینکه همیشه برای آغاز فرایند آفرینش، انگیزه لازم است؟ این انگیزه، دقیقا همان اراده‌ای است که به موتور محرکه متن تبدیل می‌شود و آن را پیش می‌برد؛ نیرویی که از یک احساس فردی یا جمعی سرچشمه می‌گیرد و در مراحل بعدی به بایسته‌های ساختی و ماهیتی دیگری آمیخته می‌شود و آب و رنگ اندیشه و خیال و موسیقی و بهره‌های زبانی و... هم به آن افزوده می‌شود. پس در اصیل‌ترین و امانتدارانه‌ترین شکل‌های تالیف هم ما از خودمان یا جامعه‌مان سفارش می‌گیریم؛ بدون اینکه کسی از ما خواسته باشد در قبال دستمزدی، متنی را که فرد یا گروهی می‌خواهند برایشان تولید کنیم. از نمونه‌های نامقبول سفارش‌پذیری که در چشم جامعه اصلا منفی نیست، این است که مولف، باورمندی‌های هنری یا ادبی خود را به سود تعداد بیشتری از مخاطبان که معمولا جدی و آگاه هم نیستند، نادیده بگیرد و تغییر دهد.
اما سوی دیگر ماجرا این است که باور مولف با باور تعداد زیادی از مخاطبان، همسو باشد. در این حالت، نکته‌‌ی مهم این است که مولف، چه پای سفارش‌دهنده مشخصی در میان باشد و چه نباشد، آن موضوع را از زاویه‌ی خودش تالیف کند و از بازگوکردن برخی داده‌های عمومی که الزاما ناشی از نگاه و دریافت هنری هم نیستند، بپرهیزد.
در سروده دوست خوبمان آقای علی‌اکبر عرب که با موضوع «لیله‌الرغائب» نوشته شده، الزاما پای سفارش‌دهنده مشخصی در میان نبوده و به احتمال بسیار، سراینده، این ترانه را بر اثر حال خوبی که از همزمان‌شدن نوروز با این شب ویژه به او دست داده نوشته است اما نکته‌ی مهمی که باید بررسی شود این است که داده‌های این متن، تا چه حد تازه، باورپذیر و شخصی‌اند.
بند اول با دو مصراع کاملا خبری درباره رسیدن این شب آغاز می‌شود و بلافاصله بدون اینکه مخاطب متوجه چگونگی و چرایی ماجرا باشد، با یک جمله خبری دیگر در دو مصراع بعدی مواجه می‌شود که خبر از «چیده‌شدن ستاره» می‌دهد.
در بند بعدی سراینده می‌گوید «رنگ همین شب... سیاهه»؛ در حالی که اینجا سیاهی در معنای منفی به کار رفته و نمی‌تواند با چنین شب روشنی که شب ستاره‌چیدن است نسبتی داشته باشد. قاعدتا اگر از «همین» استفاده نمی‌شد، این آسیب تا این حد پررنگ نبود.
در بند بعدی بهتر بود واژه «خدا» بدون بهره‌مندی موثر، دو بار تکرار نشود؛ مثلا سراینده می‌توانست بگوید: «دیگه از خدا چی می‌خوام / وقتی که خودش رو دارم». در ادامه هم «رسیدن» خیلی کلی‌ست؛ این تصاویر باید روشن و خاص باشند تا تاثیر ماندگار داشته باشند.
در ادامه نیز با همان تصاویر و تعابیری طرف هستیم که بارها در توصیف چنین شب‌هایی شنیده‌ایم؛ پس در بهترین حالت می‌توان گفت که فقط این توصیفات به شکل دیگری، موزون شده‌اند.
البته ناگفته نماند که به نظر می‌رسد آقای عرب در استفاده از زبان گفتاری، آسوده‌تر هستند و برخی از تعقیداتی که هنگام استفاده از آثار نوشتاری در سروده‌هایشان دیده می‌شد، در این سروده نیست. اما قرار نیست وقتی از زبان گفتاری استفاده می‌کنیم، بهره‌های ادبی متن هم کم شود.
به هر روی همه‌ی این سروده‌ها را می‌توان تجربه‌هایی در نظر گرفت که پله‌های سراینده برای رسیدن به مراحل بالاتر هستند.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.