در اهمیت «ابهام» در شعر




عنوان مجموعه اشعار : دیروز، امروز، فردا
شاعر : امیر مهدی اشرف نیا


فردا
‌با گذشته اش قرار گذاشته
حرف های بسیاری برای گفتن دارد
اما دهانش را گم ‌کرده است!...

برای همین خودکشی را از خودخوری شروع کرده
برای همین اشک هایش را پنهان می کند
و ته مانده ی روز را در شب می ریزد
برای همین
پایان فردا، روزی خواهد بود
که خودش را در تاریکی گم خواهد کرد

هیچ‌ خیابانی‌ بی دلیل تاریک نیست...
و بی دلیل نیست
که هیچ زنی در خیابان به مردی اعتماد نمی کند
هیچ مردی نام دخترش را دیگر
ایران نمی گذارد...

بی دلیل نیست که هیچ دختری در خانه
روسری سر نمی کند
و هیچ سری
گم شدن دهانش را گردن نمی گیرد

این همه اتفاق بی دلیل نیست
زمانه را به گذر زمان سپرده اند
و زمان، تنها یکی را ثابت کند کافیست...

دیروز
پشت چند قطره پنهان شده است
و همین چند لکه
روی پیراهن امروز
برای اثبات مرگ و سکوت فردا کافیست.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
مهم ترین ویژگی یک شعر خوب چیست؟ هرکسی به فراخور انتظاری که از شعر دارد، پاسخی به این پرسش خواهد داد. یکی به دنبال تصویری شگفت آور است پس شعری را شعر خوب می داند که از لحاظ تصویر، سرشار باشد. یکی به دنبال فخامت و زبان آوری است پس شیفتۀ شعری است که براساس توانایی های زبانی خلق شده باشد و دیگری به دنبال عاطفه و احساس است پس شعری حسی را انتخاب می کند اما شاید پاسخ همۀ این سلیقه ها، ناقص باشد چرا که باید به دنبال تعریفی در شعر بود که هر نحله و گرایشی را در شعر پاسخگو باشد.
به نظر من شعر خوب شعری است که همیشه درصدی از «ابهام» را با خود داشته باشد. شعری که نتوان در همان نشست و خوانش اول همه چیزش را کشف کرد، به نثر بازگرداندش و با یک بار خواندن، تکلیفش را روشن کرد. شعر حافظ نمونه ای ارزشمند و متعالی از شعری است که همیشه درصدی از ابهام را با خود دارد. «ابهام» یک ویژگی ساختاری است، با جان و روح شعر درآمیخته است و یک تکنیک و روش در شعرگفتن نیست که بتوان آن را آموخت و آموزاند. دربارۀ اینکه این «ابهام» دقیقاً چیست هم نمی توان دقیقاً حرف زد، آن را روشن و واضح بیان کرد و به ساحت تعریف کشاند.
شعر « دیروز، امروز، فردا» از این منظر قابل تأمل است. مخاطب نمی تواند با اطمینان کامل آن را در محدودۀ ژانری خاص محدود کند. شعر از یک منظر اجتماعی است چون نشانه هایی از زندگی اجتماعی را در خود دارد و از یک منظر فلسفی است چون از دغدغه هایی ازلی و ابدی سخن می گوید.
منتها دربارۀ این شعر و هر شعر دیگری می توان از میزان ابهام حرف زد. برخی شعرها چنان مه آلود و بدون ره یافت نشانه ای برای درک معناهستند که از مرحلۀ ابهام منطقی و ذاتی شعر گذر کرده اند. این شعرها به دلیل اینکه نشانه هایی گنگ و ابتر با خود دارند، به دام بی معنایی یا مغلق گویی می افتند. پس شاعری که قرار است چنین شعری بگوید و به راز و رمز «ابهام» واقف است باید بیش و پیش از هرچیز از راز و رمز نشانه ها در شعر بداند. نشانه ها باید ما را به جایی متصل کند که بتوانیم شبکۀ دلالت ها را در شعر ایجاد کنیم و از دل آن به معناهایی دست پیدا کنیم که در پیوند تلاش مشترک نویسنده و مخاطب ایجاد می شوند.
از این منظر شعر یاد شده قابل نقد است. آیا همۀ نشانه ها در شعر به جایی ما را متصل می کند؟ به این سؤال بهتر از هر کسی شاعر این شعر باید پاسخ بگوید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.