غزل هایی خوب اما بی شناسنامه




عنوان مجموعه اشعار : منِ بی تو
شاعر : هما توکلی پور


عنوان شعر اول : حواست هست؟
با تو همزاد نوبهارانم، دوستت دارم و حواست نیست
پای پاییز را نکش به میان، غرق تکرارم و حواست نیست


این غزل واره های هذیان گو، یادگاریست از تو جا مانده
عطر پیراهن تو پیشکشم! باز تب دارم و حواست نیست
    

داغ چشمت نخورده بر قلبم، خاطرات تو دفن شد با من
یک جهان نیشخند خوابیده، پشت انکارم و حواست نیست


دورم از هر چه که به تو نزدیک، مایه ی شور طبع خاموشم
مبتلا کرده ام تو را به غزل، گر چه ناچارم و حواست نیست


بغض هایی که دوره ام کردند، گریه ها را چه بی صدا کشتند
ذره ذره تمام من گم شد، بر سر دارم و حواست نیست


هیچ کس هیچ کــــس نمی فهمد، شعر میراث دل شکستن بود
چند خط با تو زندگی کردم...من خود آزارم و حواست نیست!

#هما_توکلی_پور
13 فروردین 97


عنوان شعر دوم : شبیه به تو...
اینجا کسی شبیه تو پیدا نمی شود
دریا که در نگاه کسی جا نمی شود!


جز "من" چه مانعیست که دیوار بین ماست؟
جوی حقیر راهی دریا نمی شود


من شمع نیم مرده ام و سرنوشت، باد
افسوس! پشت خاطره ها تا نمی شود


در شوره زار هیچ نروئید غیر آه،
روی لبم به خنده گلی وا نمی شود


معنای زنده بودن من با تو بودن است*
با هیچکس به غیر تو معنا نمی شود


وقتی برای از تو نوشتن بهانه نیست،
دنیای من شبیه به ویرانه می شود...

#هما_توکلی_پور

*مصرع تضمین: فریدون مشیری
11 بهمن 96



عنوان شعر سوم : مباد....
چقدر خسته ام از روزهای تکراری
بهار رنگ خزان است و کوچ، اجباری

چگونه فاش بگویم که دوستت دارم
چگونه لو نرود اینکه دوستش داری!

نگو که زیر سر عشق هم بلند شده،
نشسته بر لب هر مرد کوچه بازاری

صلیب خاطره ها روی شانه های من است،
گرفته است مرا جای من به بیگاری

هوا پس است، زمین تکیه گاه خوبی نیست
مباد دل به دل روزگار بسپاری...

#هما_توکلی_پور

21 دی 96
نقد این شعر از : آرش شفاعی
هرسه غزل «هما توکلی پور» غزل هایی جاندار، پراحساس و خواندنی است. او در این سه شعر به ما نشان می دهد که استعدادی سرشار در شاعری دارد. قدرت تصویرسازی و بهره مندی از زبانی شاعرانه و نسبتاً کم مشکل دارد. از پس ردیف های سخت تقریباً بر می آید ( گفتم تقریباً چون به نظرم در یکی دو بیت غزل اول شاعر نتوانسته است به قدرت دیگر بیت های شعر، بسراید) و ذهن و زبانی دارد که شعر امروز و بخصوص حس و حال غزل امروز را خوب درک کرده است. به این حساب اگر بخواهیم دربارۀ ریزه کاری های برخی بیت های شعر او حرف بزنیم، سخن را بی دلیل مطول کرده ایم. شاعری که در این مرحله از شاعری است، خود به منتقد کارهایش تبدیل شده است. او بهتر از هرکسی می داند ضعف هایی هنوز در شعرش هست و یا برخی بیت ها مثل بیت آخر شعر اول هنوز ظرفیت بیشتری برای تراش خوردن و تبدیل شدن به یک بیت خوب و شش دانگ دارد. به همین دلیل فکر میکنم باید از مسائلی کلی تر و مهم تر در شعر با «هما توکلی پور» حرف زد.
از شاعر می خواهم یک بار دیگر شعرهای شاعران خوبی مانند اخوان ثالث، فروغ و یا سپهری را مرور کند. آیا در شعرهای آن ها که در مرحلۀ بلوغ شعری شان سروده شده است، نمی توان تصویری واقعی و خاص از شاعر را مشاهده کرد؟ این سه شاعر - که این جا فقط برای تقریب ذهن کنار هم گذاشته شدند- هرکدام دنیای ویژۀ خود را در شعر دارند. شما هر تکه از شعر هرکدام را بدون نام شاعر بخوانید می توانید حدس بزنید که شاعر شعر کدام یکی است. آیا اگر شعر سپهری هیچ وقت به گوشتان هم نخورده باشد ممکن است فکر کنید، این شعر که « بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم» متعلق به اخوان است؟ یا اینکه ممکن است فکر کنید شعر « بدَ بدبد چه امیدی چه پیمانی کرک جان خوب می خوانی...» از فروغ است؟ کسی که اندک شناختی از شعر امروز داشته باشد می داند، آن روحیۀ صلح کل و عرفان شرقی «بدنگوییم به مهتاب...» مخصوص سهراب است و آن زبان خراسانی و درون مایۀ نومیدانه ویژۀ اخوان. چیزی که هر شاعر بزرگی را خاص کرده است، فردیت او در شعر، در تعریف او از هستی، در نگاهش به جهان پیرامون و سرنوشت انسان است. این فردیت البته با تجربه های زیسته، با الگوی ذهنی و با فرم شعر هر شاعری گره خورده است. شاعران بزرگ چنین اند. کمااینکه جهان فردوسی، مولانا، خیام و حافظ و... چنین است.
این «فردیت» در شعر شاعر خوبی مانند خانم «توکلی پور» گم است. شعر او به تجربه های پراکندۀ بسیاری از شاعران امروز شبیه است و هیچ خط ممیز و ممتازی آن را از دیگران جدا نمی کند. اگر امروز من یکی از غزل های او را به اسم خودم در جایی منتشر کنم، آیا شعر او مرا رسوا خواهد کرد؟ مثلاً شعر «مباد» به دیگران خواهد گفت که این یک عاشقانۀ زنانه است؟ مشکل من با این غزل های خوب همین بود، غزل هایی خوب اما بی شناسنامه، فاقد فردیت و دارای نشانه هایی به شدت عمومی که ما را به شاعر ارجاع نمی دهد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.