هم رنگ جماعت نشدن ساده نبود




عنوان مجموعه اشعار : رباعی‌ها
شاعر : سیدرضا موسوی


عنوان شعر اول : رباعی اول
عمری که نمانده را به جو ریخته‌ای
دریای غمت را به گلو ریخته‌ای
تنهایی سنگین تو کارش را کرد
ای کوه! چه بی‌صدا فروریخته‌ای

عنوان شعر دوم : رباعی دوم
موج از پی موج مستِ مستی دریا!
یک ثانیه ساکت ننشستی دریا!
سرشار از آب هستی و تشنه هنوز
دریا! چه زیاده‌خواه هستی دریا!

عنوان شعر سوم : رباعی سوم
ای سرو! کسی مثلِ تو آزاده نبود
این‌گونه برای مرگ آماده نبود
در زردیِ پاییز بریدند تو را
هم‌رنگِ جماعت نشدن ساده نبود
نقد این شعر از : آرش شفاعی
«سید رضا موسوی» برای ما سه رباعی فرستاده است و البته سابقۀ شاعری او برای خودش هم نامشخص است! اما همین سه شعر نشان می دهد، آن سابقۀ نامشخص به نتایجی مشخص منجر شده است و از این بابت باید به شاعر تبریک گفت! شاعر در این سه رباعی بخصوص در رباعی آخر توانسته است تا حد زیادی از عهدۀ شعر برآید بخصوص اینکه یکی از ضعف های معمول شاعران رباعی سرا در این است که معمولاً رباعی های آنان بیت دوم خوبی دارد اما بیت اول شعر، سست و برای پرکردن وزن سروده می شود. در این رباعی (سوم) می بینیم که شاعر از امکانات هرسه مصراع برای رسیدن به یک معنای واحد استفاده کرده است. در مصرع اول مشخص می کند که شعر خطاب به یک درخت سرو سروده شده است، در مصرع دوم موضع خود را که ستایش مرگ آن درخت سرو است روشن می کند، در مصرع سوم شیوۀ مرگ درخت سرو برای مخاطب مشخص می شود و در مصرع پایانی هم این ستایش در برابر مرگ و بهتر بگوییم شهادت درخت، به اوج می رسد.
اگر با همین نگاه به دو رباعی دیگر بخصوص رباعی اول نگاه کنیم، می بینیم شاعر در این رباعی توفیق رباعی سوم را نداشته است. شاید دلیل اصلی این ناکامی این باشد که شاعر موضوع شعر را برای بیت دوم نگه داشته است در نتیجه در بیت اول حرف زیادی برای گفتن ندارد و تابع وزن و قافیه و ردیف است.
رباعی سرایی یک تخصص ویژه در شعر می خواهد اما ممکن است برای شاعر خطرناک هم باشد. شاعر مجبور است بیش از حد لازم در تنگنای وزن و قافیه دست و پا بزند و گاه حشو در شعر رخ بنماید. مثلاً در همین رباعی دوم وقتی شاعر می گوید:« دریا! چه زیاده خواه هستی دریا!» یکی از این دو دریا حشو است و نیازی به آوردنش نبود. گاه نیز شاعر به دلیل تنگنای وزن مجبور است سلامت زبان را از دست بدهد. مثلاً در شعر اول «تنهایی سنگین تو کارش را کرد» شکل درست استفاده از زبان نیست و شاعر باید می گفت: «تنهایی سنگین تو کار خودش را کرد».

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
محمد حسن زاده » 10 روز پیش
در رباعی اول هر چهار مصرع دارای فرمول زبانی یکسانی هستند و در مخاطب شعری را مورد خطاب قرار می دهند که این فرمول چندان مسیر موفقی را در رباعی اول طی نکرده است و از پیوستگی معنا کاسته و به تکثر تصویر گرایش پیدا کرده است. رباعی دوم بیت اول قدرتمندی دارد اما مصرع سوم مقدمه پخته ای برای رسیدن به ضربه نهایی نیست. میتوان گفت لحن و منطق کودکانه ای بر مصرع سوم حاکم است. رباعی سوم نمونه یک رباعی موفق امروز می باشد و اندیشمندانه تر نشان می دهد. آرزوی نوفقیت برای شاعر و دست اندر کاران سایت نقد شعر
محمد حسن زاده » 10 روز پیش
با احترام به شاعر ‌سید رضا موسوی و منتقد فرهیخته جناب شفاعی. با توجه به اینکه امروزه رباعی جز تعداد اندکی از شاعران ،‌سرایندگان جدی زیادی را به خود نمی بیند و بیشتر حیطه تفننی شعرای امروز است ،‌ می توان این سه رباعی را غنیمتی از یک شاعر جوان دانست که بی شک در صورت پرداخت تخصصی به قالب رباعی ایشان قابلیت مطرح شدن در آینده شعری رباعی را دارد. رباعی ها ی پیش رو از زبان بروزی برخوردار هستند و وزن سنگین و فضای خاص قالبی بر زبان و اندیشه شاعر چندا تسلطی پیدا نکرده است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.