این کار سخت، شدنی است




عنوان مجموعه اشعار : دفتر صد برگ احساس
شاعر : کریم کریم پور


عنوان شعر اول : شوق
بهتر آن است که دیوانه هر کس نشوم
کس خود باشم و هم ریشه ناکس نشوم
شوق پرواز اگر دارم ازین پس هرگز
مست پرواز به هر لاشه چو کرکس نشوم

*****************************
بهتر آن است که دیوانه هر کس نشوم
مست جام می میخانه هر کس نشوم
بهتر ان است در این بازی بیگانه پرست
تک و تنها بشوم شانه هر کس نشوم




کاکا ( کریم کریم پور )

عنوان شعر دوم : تب
ﻣﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ !!
ﮐﯿﺴﺖ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﮑﻨﺪ ؟
ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺗﺐ ﺩﯼ ﻣﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﻟﻢ ﻫﯿﭻ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﺟﺰ ﺣﺼﯿﺮﯼ ﺧﺎﮐﯽ
ﺍﺯ ﺗﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﯼ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ
ﻣﻦ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺖ
ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﻮﺝ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ
ﮐﺎﺵ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺬﯾﺎﻥ ﺩﻟﯽ ﺟﺎﻣﻪ ﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﭘﻮﺷﻨﺪ
ﻭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺩﯾﺪﯼ
ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ
ﺗﺐ ﺍﺧﻼﺹ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺟﻮﺷﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﺪﺍﺳﺖ



#کریمپور کریم (کاکا)

عنوان شعر سوم : هم ریشه
⛏⛏⛏
⛏⛏


چون چوب تبر که میزند بر ریشه
تا برکند هر چه خوب و بد از بیشه
در کار جهان و ادمی می گویند
از خود به خود است یورش اندیشه




⛏⛏⛏
⛏⛏
کریم کریم پور ( کاکا )
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای آقای «کریم کریم پور» نشان دهندۀ این است که او در عرصۀ شعر پیوسته در حال تمرین و تجربه است. این امر نشانۀ خوبی است. نشان دهندۀ این است که شاعر خود را در یک فضا و یک قالب محدود نکرده و نمی کند و به دنبال این است که توانمندی خود را در قالب های مختلف بسنجد و قریحۀ خود را در معرض آزمون و خطا قرار دهد. البته به نظر می رسد صرف تجربه کردن، مهم نباشد. تجربه ای مهم است که با مطالعه و شناخت همراه باشد. یعنی اگر قرار است شاعر، قالب های نوین شعر فارسی را تجربه کند، باید دربارۀ این قالب ها و ضرورت هایی که باعث ایجادشان شد، اطلاعات کافی داشته باشد. بهترین منبعی که می تواند شاعر را در این زمینه یاری کند، خواندن آثار و مکتوبات خود نیمایوشیج به عنوان بانی شعر نو است. نیما در این نوشته ها به صورت مرتب دربارۀ این صحبت می کند که او به دنبال رهاکردن شعر فارسی از ذهنیت گرایی تاریخی است که به آن دچار است. در شعر کلاسیک ما شاعر به ذهنیت خود متکی است. تصویرهایی که می سازد و حرف هایی که می زند در همین محدوده گرفتار است اما در شعرنو، شاعر این ذهنیت گرایی تاریخی را کنار می زند و به دنبال کشف جهان از طریق عینیت می رود. بگذارید از شعر نو خود شاعر مثال بزنیم. وقتی شاعری می گوید: در دلم موج طراوت جاری است/ کاش قانون طبیعت این بود/ که به هذیان دلی جامه ی باور پوشند؛ ما با همان ذهنیت گرایی تاریخی روبه رو هستیم. موج یک امر عینی و محسوس است و جامه نیز همین گونه اما وقتی ما این امور عینی را به اموری کلی، ذهنی و غیرمحسوس گره می زنیم، ظرفیت های عینی آن ها را از آن ها می گیریم. از شاعر می پرسیم جامۀ باور چیست؟ باور چه شکلی است؟ چرا باور را تنها باید به کمک یک کلمه به مخاطب منتقل کرد؟ کار شاعر مدرن این است که بدون استفاده از ترکیب های کلی و ذهنی، چیزی را به مخاطب منتقل کند که در فکر داشته است. آیا نمی شد با نگاهی عینی گرا طراوت را در شعر به مخاطب نشان داد؟ یکبار با این نگاه شعرهای شاعران موفق امروز ایران و جهان را مرور کنید و ببینید که این کار سخت، در شعر شدنی است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.