بر نخستین پلّه




شاعر : احمد یزدانی


صیّاد

برای شهید عبدالرّسول صیّاد ،معروف به صیّاد (حضرت امام) خمینی ،
تک تیرانداز قهرمان جبهه ها

داغِ تو ای گلِ زیبا بــه کجا بــایـد برد؟
خنده هائی که وطن لـذّتِ آن را میبـرد؟
واقعاً عبدِ رسولی تو ،سفـرخوش سـالار
از تو ارثت به شرف نسل خمینی ها برد
نازنین رفتی و ما بر سر پیمان هستیم
آسمان قبلِ حلولت غمِ رندان میخورد
لشکـری بوده اگر یک نفرت در سنگر
ازحسادت همه شب دشمنت ازغم میمرد
گرچه سخت است سفر ،خون تو ثارالله است
ورنه شیعه زِ فراق تو به غم می افسرد
خون تو ساخت جوانانِ غیوری را که
در نبود تو جهان حسرتِ هریک را خورد
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
آقای احمد یزدانی، غزلی در رثای یکی از شهیدان دفاع مقدّس سروده‌اند. تشبیه خنده‌ی شهید، به گُل، در همان پله‌ی نخست شعر، یعنی در بیت نخست، و نیز این معنا که حتّی دشمن به این شهید حسادت می‌ورزیده، و این حُسن تعلیل که دلیل افسرده نشدن شیعه بعد از شهادت این شهید، «ثارالله» بودن این شهید و خون اوست، (کنایتی از این‌که نه تنها هر روز عاشورا و هر جا کربلاست، بلکه هر شهیدی نیز همچون سیّدالشّهدا و طی کننده‌ی مسیر اوست)، از زیبایی‌های آرایه‌ای و مضمونی این شعر است.
اقتضای اشعار رثایی، مثل هر شعر پیام‌رسان دیگری، تکیه‌ی بیشتر بر محتوا و اندیشه و سخن، و مجال کمتر و سخت‌تر برای پرداختن به تخیل و دیگر لوازم شاعرانگی شعر. امّا اگر همین حدود فعلی را برای شعر حاضر بپذیریم و بخواهیم آن را به عنوان یک سخن منظوم بپذیریم هم، دو نقد عمده بر شعر ایشان وارد است؛ نخست در بحث قافیه و دوم در بحث زبان.
«بُرد، خورد، می‌مُرد، افسُرد» قافیه‌های درستی هستند؛ امّا «بُرد، می‌بُرد، [دوباره] بُرد» و «می‌خورد، خورد» نمی‌توانند قافیه باشند. پس نخستین کاری که شاعر باید برای اصلاح شعرش انجام دهد، تغییر قوافی تکراری است.
نکته‌ی بعدی، بیان و زبان است. ببینید شاعر چطور در محدودیت وزن، برای بیان جمله‌ی «نسل خمینی، شرف تو را به ارث بُرد» به زحمت افتاده! ببینید که چطور ناچار شده به جای «خمینی»، «خمینی‌ها» را به کار ببرد! ببینید وقتی می‌خواسته بگوید: «تو در سنگر، یک‌تنه، مانند یک لشکر بودی»، باز محدوده‌ی وزن چه تغییر نادلچسبی در سخنش ایجاد کرده!
از این دو مطلب که بگذریم، مایلم به نکته‌ای محتوایی هم در شعر اشاره کنم که به نظرم درست به کار نرفته است؛ ترکیب «عبد رسول». بنده‌ی رسول؟ لابد تأیید می‌فرمایید که تغییر نام شهید (که عبدالرّسول بوده) به این صورت، گرچه ظاهراً هنرنمایی به نظر می‌رسد، ولی از نظر اعتقادی درست نیست. بندگان خدا همه عبدالله هستند و تأکید و برجسته‌سازیِ آن نام به این شکل، شایسته به نظر نمی‌رسد.

منتقد : محمّدجواد آسمان

محمّدجواد آسمان ـ شاعر ـ در 8 تیر 1361 در چادگان (در غرب استان اصفهان) زاده شد و در دبیرستان استعدادهای درخشانِ «فرهنگ» اصفهان (ویژه‌ی علوم انسانی) تحصیل کرد و برای تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته‌ی فلسفه وارد دانشگاه اصفهان شد. او سپس تحصیلات خود را در ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.