مثل سروی در آ ن وسط مانده



عنوان مجموعه اشعار : فواره های بی برگشت هزاره ققنوس.....گلهای ماه تاب گردان اقلیما....کربلا زخمی ترین جای زمین
عنوان شعر اول : زایمان درد
این قبیله درد را با خود به هر سو می برد
آ نقدر سنگین که نا از دست و بازو می برد

این قبیله شب غذای مانده را بو می کشد
آ نقدر که دل از اشک و آ ه شب بو می برد

هیچ آزاری ندارد کفّه با او راحت است
از سبک سنگی دل از هرچه ترازو می برد

شهد گل را می مکد گلهای خرزهره فقط
شور بختی را به تلخی سوی کندو می برد

گندمش را برده اند و خوشه هایش زخمی اند
جای گندم خرمن جو را به سیلو می برد

زایمان درد دارد روز و شب در خلوتش
درد را از سر به پا مانند زائو می برد

جیرجیرک آ شنای روز دلتنگی اوست
لذت از بادی که دارد بانگ هوهو می برد

بس که هر شب با دمش در خواب گردو بشکند
لذت از خوابیدن در باغ گردو می برد

زوزه ها و پوزه ها غارتگر این گله اند
گرگ هر شب با خودش از گله آ هو می برد

خلیل رویینا

عنوان شعر دوم : زخمهای پدر
حاصل روز های رنج پدر ، زیر پای گراز له شده است
زرد و آ بی سفید و نارنجی، قرمز و سبز باز له شده است

هرچه او کاشت را درو کردند،
زخم کهنه دوباره نو کردند
گندمش را شبیه جو کردند ،
قوت روز نیاز له شده است

گرچه هستند مستحق پدر ، حق به ناحق رسیده حق پدر
حق درختی است طعمه ی طوفان ، در نشیب و فراز له شده است

مزرعه کدخدا نمی خواهد ،کفر بهتر خدا نمی خواهد ، این رعیت عزا نمی خواهد ، نام حق در نماز له شده است

فصل پاییز فصل فاصله هاست ، دور دست کلاغ و هلهله هاست
تیر غم در کمان حرمله هاست ، هر که را کرده ناز له شده است

فصل پاییز فصل بی پدری است ، فصل پاییز فصل دربه دری است
پدرم مُرد عاقبت پاییز ، با تو عمر دراز له شده است

آ بروی پدر فقط مانده ، مثل سروی در آ ن وسط مانده
قامتِ از غرور لبریزش
گرچه در اهتزاز له شده است

خلیل رویینا

عنوان شعر سوم : هفته ی دلتنگی
سه شنبه شب بشود سال دیگری تحویل
دوباره می شود اندوه دیگری تحمیل


کنارسفره ی بی سین نشسته ام تنها
که داده دست تفاوت برای من تشکیل


چهارشنبه ندارد لباس نو در بر
لباس کهنه ی من هست درد بی تحلیل


نه دید دارم و نه بازدید در این روز
خدا بخیر کند روزگار بی فامیل


کجای عید ، پدر خواب رفته تا به ابد
کند یتیمی ی من پنجشنبه را تکمیل


به گوش می رسد امروز از آ سمان و زمین
نوای طیر اباییل و آ یه ی سجیل


سفر کنم به گذشته به حال بی حالم
چنین روم به سفر روز جمعه ی تعطیل


اگرچه شنبه ی آ غاز سال در راه است
نشسته پشت در ِشنبه درد با زنبیل


چقدر شنبه و یکشنبه آ ید و برود
بدون زرورق عید و پولک و اکلیل


دوشنبه عید من از بیت می زند بیرون
شبیه آ ه همیشه که هست در تعجیل

به روی گونه ی فصل بهار با گریه
تمام آ رزویم یخ زند چنان قندیل

خلیل رویینا
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سه شعری که از آقای «رویینا» در برابر ما قرار دارد، نشان دهندۀ این است که شاعر دغدغه های اجتماعی خاصی دارد. شعر اجتماعی مانند همۀ نگرش هایی که می توان در شعر داشت، از متن جامعه سفارش می گیرد. شاعر مشکلات، آسیب ها و دردهای مردم را در اجتماع می بیند، آن ها را از صافی زبان و تخیل خود عبور می دهد و بازتاب می دهد. به این شعر می توان اسم های مختلف داد که یکی از آن ها شاید همین «شعر اعتراض» باشد که مورد سؤال دوست شاعرمان هم هست. اگر بخواهیم دربارۀ شعر اجتماعی یا شعر اعتراض یا... ویژگی هایی را برشماریم و بگوییم مهمترین الزام برای سرودن این گونه شعر چیست؟ می توان از منظرهای مختلف به این سؤال پاسخ گفت ولی مهمترین و اصلی ترین پاسخ این است که ما در رو به رو شدن با هر شعری، نخست باید از خود بپرسیم تا چه حد با «شعر» روبه روهستیم؟ خیلی از شعرها که به نام شعر اعتراض یا شعر اجتماعی مطرح شده است و در روزگاری دنباله روانی هم داشته است، امروز با فروکش کردن تب و تاب های روزگار سرایش شعر یا دگرگون شدن اولویت ها و مشکلات اجتماعی امروز به فراموشی سپرده شده است اما تا زمانی که انسان هست و شعر هست، « آی آدمها» ی نیما هست و بیانگر دردهای مردمان در هر روزگاری خواهد بود.
شاعر شعر اجتماعی باید بیش و پیش از هر چیز به اصالت شعر معتقد باشد و به جای تبدیل کردن رویدادهای روزمره به این بیندیشند که دغدغه های روزمره و معمول اجتماعی را به دغدغه هایی ازلی ابدی تبدیل کنند. این کار در شعرهای شاعر، گاهی صورت گرفته است. مثلاً این بیت
آبروی پدر فقط مانده، مثل سروی در آ ن وسط مانده
قامتِ از غرور لبریزش گرچه در اهتزاز له شده است
که به جای اشاره به یک پدر خاص، یا افتادن در دام شعرهای روزنامه ای و شعاری؛ همۀ پدرهای تلخکامی را که غرورشان از فقر، له شده است به تصویر کشیده است. البته این را هم بگویم که بیت هایی به این خوبی و البته ارزش شعری در سروده های شاعر کمند!

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
خلیل رویینا » شنبه 08 اردیبهشت 1397
اعتراض و انتقاد کردن معمولا” « حرکتی است اصلاح گرایانه و آرمان گرایانه با قصد پالایش و زنگار زدایی و نجات حقیقت چیزی از نفوذ باطل در حریم آن و برگرداندن طبیعت شخص یا امری از آمیختگی به ناخالصی » ( زرین کوب ، ۲۲:۱۳۷۶ ) که در سرشت آدمی نهفته است و معمولا” در شخص یا نویسنده یا شاعر به صورت خودآگاه بروز کرده و متجلی می شود با سپاس از نگاه دلسوزانه ی شما جناب شفاعی عزیز

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.