کار سخت شاعری




عنوان مجموعه اشعار : خیال خیس
شاعر : سمیرامیس قره چه داغی


عنوان شعر اول : اَبرَک
با اَبرکِ خیسِ خیالی ،
دلِ من ، تـــازه
حالِ من ، تَـــر

یار ... نامهربان
باد ... ناموافق

آسمانم کنون
شبِ تـــــار
روزِ تیــــره


عنوان شعر دوم : نفس
تو همانی که اگر
بر سر هر کوی رَوَم
سَر بِرسی
رُخ بنمایی
دلَکَم می ریزد!
من همانم که اگر
بر در هر خانه رَوَم
دَر بِزنم
دَر بِگُشایی
نفسَش می گیرد!

عنوان شعر سوم : دست های تو
آفتـابِ دلپــذیرِ نگــاهِ تو
از بستــرِ خاموشِ شعرهایم که سرمی زند
سُطورِ سیاهِ شب به خواب می روند
صبــــح ، سلام می کنــــــد !

خورشیــدِ روشنِ دست های تــو
از مسیــرِغریب وارِ سپیـده دمِ واژه ها
سر می زنــــد میــانِ ستیـــغِ سینـه اَم
قلب، قیــام می کنــــــد !

طلــوع ... فقــط بـرقِ خُمــارینِ چَشم های تو
از مــرزهای بُریده ی نفس ،
با آب و آیینه عبـور که می کنی
مـــرگ ، تمــام می کنــــــد!
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در شعر نمی توان حکم کلی صادر کرد ولی شاید بتوان حکم های نسبی صادر کرد. یعنی گزاره هایی مطرح کرد که براساس منطق، تجربه و مقایسۀ آثار مختلف، می توان دربارۀ درستی و جاری بودن آن در مواردی بسیار مطمئن بود. یکی از این حکم های نسبی این است که معمولاً «صفت» شعر را سست می کند. شعر خوب شعری است که به جای توصیف با یک کلمه، بتواند با ایجاد یک فضای روشن و خلق تصویر، مخاطب را به همان توصیفی برساند که منظور نظر شاعر بوده است.
کمی گنگ حرف زدم؟ بگذارید با یک مثال از شعرهای خود شاعر، حرفم را روشن کنم.
شعر سوم را با هم می خوانیم. اولین مواجهۀ ما با شعر چیست؟ «آفتاب دلپذیر نگاه تو» خب در اینجا نگاه به آفتاب تشبیه شده است. منتها شاعر خواسته است، این نگاه آفتاب مانند را برای مخاطب بیشتر توصیف کند و برای این کار ساده ترین کار را انتخاب کرده است یعنی استفاده از صفت، آن هم صفت «دلپذیر». سؤال اینجاست که آیا واقعاً این صفت، تشخص و ویژگی خاصی به شعر بخشیده است؟ یادمان نرود که شاعر باید همیشه بهترین انتخاب ها را داشته باشد. واژه ای که او در شعر می گذارد باید چنان اندیشیده شده باشد که اصلاً نشود آن را به راحتی تغییر داد. برای نمونه این بیت را از سهیل محمودی ببینید:
ای دست های شرقیِ از شرم نان کبود
بسیارتان سلام و فراوانتان درود
به جای واژۀ «شرقی» می شود چه کلمه ای گذاشت که این حس خاص شعر را به مخاطب منتقل کند؟ در برابر، در شعر شما اگر کلمۀ دلپذیر را برداریم آیا واژه های بسیاری نمی شود به جایش قرار داد که بهتر باشد؟ من برای نمونه و بدون اینکه فکر زیادی بکنم چند واژه را مثال می زنم/ آفتاب شعله ور چشمان تو/ آفتاب شیرین چشمان تو/ آفتاب دلخواه چشمان تو/ آفتاب ملایم چشمان تو/ آفتاب رقصان چشمان تو....
عین همین کار را می شود مثلاً برای «خورشید روشن دست های تو» کرد. می شود « سطور سیاه شب» ، «برق خمارین چشم های تو» و «مسیر غریب وار سپیده دم واژه ها» ها را بارها و بارها تغییر داد و هربار به شکلی بهتر از شعر رسید. پیشنهاد می کنم برای تمرین، همین شعر را بدون استفاده از صفت بنویسید. این بار سعی کنید، « دلپذیر بودن»، «روشن بودن» و «خمارین بودن« را با تصویر نشان بدهید، نه با صفت. کار سخت شاعر تازه از اینجا شروع می شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.