زیرساخت‌های متن




عنوان مجموعه اشعار : چه بود سهم من از تو ؟
شاعر : محمد لطیف پور


عنوان شعر اول : چه بود سهم من از تو ؟
چه بود سهم من از تو ؟ به جز دلی که شکستی!
مرا ندیده گرفتی ، کنار او که نشستی

چه بود سهم تو از من ؟ سکوت کن غزلِ من
تو خود بگو که تو بی من که بوده ای و که هستی؟

همیشه سوی تو می رفت ، حواس و ذوقِ مدامم
روان چو آبِ زلالی، زسمتِ قلّه به پستی

بهانه های نچسبت چنان عجیب و غریب است
که ربط مشکلِ کشور به توده ی دهه شصتی *

چه بود حسن رقیبم ؟ که گفته ای و ندیدم
خدا کند بنشیند تبِ غریبه پرستی

بخند و بگذر و بسپار مرا به دست خیابان
که او مرا برساند به بابِ اول مستی

گمان مبر که همین ست خدای دل به کمین ست
گمان مبر که تو بردی ، گمان مبر که تو رستی

رسید، برده ز لطف خدای من به عزیزی
کشید، با قلمِ صنع فرازِ دست ِ تو دستی

گذاشت ، مرهم دل را هزار پنجره فرصت
نهاد خیرِ کثیری در این دری که تو بستی


محمد لطیف پور

*برخی مسئولین محترم و کاربلد ، زاد و ولد در دهه شصت را ریشه مشکلات کشور می دانند! و سپس برای توجیه کردن آن استدلال غلط، مصاحبه ها انجام دادند.


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
متن پیش رو از آقای لطیف پور و مقایسه‌ی این متن با متن‌هایی که پیش از این در صفحه‌ی محترم «نقد شعر» مورد بررسی قرار گرفته گویای این واقعیت است که ایشان در راه به‌کارگیری توصیه‌های بزرگوارانی که بر شعرشان نگاشته‌اند قدم گذاشته‌اند. البته نباید از این نکته غافل شد که این تازه ابتدای راه است.
متن پیش رو متنی زبان پریش و کلی‌گوست و بیش از آن‌که اجرای ایده‌ی ناشی از نگاه شخصی به پدیده‌ها متن را پیش برده باشد، عروض و قافیه اختیار را به دست گرفته و متن را به پیش برده است.
بیت اول بیتی کلی‌گوست و خالی از نگاهی نو و تخیل فعال. در بیت دوم علاوه بر کلی‌گویی، مخاطب شعر غزل من خطاب می‌شود و متن توجیهی درون‌متنی را برای این مخاطب قرار دادن ارائه نمی‌دهد این در حالی است که در بیت بعدی «همیشه سوی تو می‌رفت ، حواس و ذوقِ مدامم/ روان چو آبِ زلالی، ز سمتِ قلّه به پستی» و به‌خصوص بار معنایی و عاطفی واژه‌ی «پستی» این خلل معنایی پررنگ‌تر می‌شود.
کاربردهایی مثل «ز» به جای «از» و ترکیب‌هایی مثل «حسن رقیب»، «گمان مبر»، «رستی» و ... هر چه بیشتر متن را از بیان امروز دور کرده است.
درمصراع «که ربط مشکلِ کشور به توده ی دهه شصتی» ترکیب «دهه شصتی» متن را به چندگانگی هر چه بیشتر در نوع بیان و پرش‌های متنی بدون زیرساخت محکم در متن دچار کرده است.
کلی‌گویی و ضعف در محور عمودی و افقی در جای جای متن به چشم می‌خورد.
مورد دیگری که بایستی به آن اشاره شود ایرادهای وزنی این شعر است. مشکل از اینجا سرچشمه می‌گیرد که این وزن بدون این‌که دوری باشد دوری فرض شده است و این ایرادها در مصراع‌هایی مثل «همیشه سوی تو می‌رفت ، حواس و ذوقِ مدامم»، «بخند و بگذر و بسپار مرا به دست خیابان»، «گمان مبر که همین ست خدای دل به کمین ست»، «کشید، با قلمِ صنع فرازِ دست ِ تو دستی» به چشم می‌خورد.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۱
محمد لطیف پور » دوشنبه 21 خرداد 1397
خیلی ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.